| چهارشنبه ٠٤ مرداد ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
فضائل حضرت مریم (س)

فضايل حضرت مريم (س)

پدید آورنده : محبوبه معلمی

حضرت مریم (س) فضایل و نیکویی های بسیاری داشته است که قرآن کریم در آیات گوناگون به گوشه هایی از آن، اشاره می کند:

1 - سخن گفتن با فرشتگان

چون مریم بانویی پاک و برگزیده از سوی خداوند بود، فرشتگان بر او نازل می شدند و می گفتند:

ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر همه زنان جهان، برتری داده است. (1)

این سخن، از بلندی مقام مریم، حکایت می کند . خداوند در جای دیگر می فرماید:

فرشتگان گفتند: ای مریم! همانا خداوند، تو را به کلمه ای از خود بشارت می دهد که نامش، مسیح عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است . (2)

سخن گفتن با فرشتگان را در اصطلاح «محدثه بودن » می گویند . پس حضرت مریم نیز «محدثه » بوده است .

2 - خوردن روزی بهشتی

خداوند، مریم را به شایستگی پذیرفت و به نیکویی، گل وجود او را پرورش داد . مریم در لوای سرپرستی زکریا بزرگ شد . وی آنچنان در بندگی خدا غرق بود، که در 9 سالگی، روزها روزه بود و شب ها به عبادت می پرداخت . آنچنان در تقوا و شناخت پروردگار پیش رفت که بر احبار و دانشمندان پارسای آن زمان پیشی گرفت . خداوند در قرآن می فرماید:

هرگاه زکریا در کنار محراب او قرار می گرفت و برای دیدار او می آمد، غذاهای مخصوصی کنار محراب می دید (که از آن در شگفت می شد) و از او می پرسید: این غذا را از کجا آورده ای؟ مریم در پاسخ می گفت: این از سوی خداست و اوست که هر کس را بخواهد بی حساب، روزی می دهد . (3)

از روایت ها برمی آید که غذا، گونه ای میوه بهشتی بوده که در زمانی غیر از فصل به بار نشستن آن، در آنجا حاضر می شده است . البته این شگفت نیست که خدا از بنده پرهیزکارش، اینگونه پذیرایی کند . (4)

علامه طباطبایی (ره) در ذیل این آیه شریفه و در توضیح این که چرا خداوند «رزق » را بدون الف و لازم آورده است، می فرماید: «این نکته اشاره به این است که رزق نامبرده، طعام معهود در بین مردم نبوده، همچنان که بعضی هم گفته اند که زکریا در آنجا میوه زمستانی را در تابستان و میوه تابستانی را در زمستان می دید . مؤید این حکایت، این است که اگر رزق نام برده از طعام های معمول آن روز و طعام موسمی بود، در این صورت، زکریا از پاسخ مریم که این رزق از ناحیه خداست، قانع نمی شد; زیرا از ناحیه خدا بودن رزق، اختصاص به رزق مریم ندارد . رزق همه مردم از ناحیه خداست و جا داشت که زکریا دوباره بپرسد: این رزقی که خدا روزی کرده، به وسیله چه کسی به تو رسیده است؟ چون ممکن است افرادی از مردم که به معبد آمد و شد دارند، برایش آورده باشند . حال چه هدف خدایی در نظر داشته باشند و چه هدف شیطانی . پس همین که می بینیم زکریا از پاسخ مریم قانع شده، معلوم می شود رزق نامبرده، رزق معمولی نبوده ... و با وجود خود بر کرامت خدایی نسبت به مریم دلالت می کرده ... در اینجا بود که او نیز کرامت الهی را طمع کرده از حضرتش درخواست فرزندی طیب کرد . (5)

3 - برگزیده شدن از سوی خداوند

و (به یاد آرید) هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خدا تو را برگزیده است و پاک ساخته و بر همه زنان جهان برتری داده است . (6)

امام باقر (ع) درباره این آیه می فرماید: «برگزیدن حضرت مریم از دو جهت است »:

1 - پذیرفتن و برگزیدن او برای بندگی، فرستادن رزق بهشتی برای او، بی نیازی از کسب، پاک گردانیدن از هر ناپاکی و در نهایت، معصوم قرار دادن او . یعنی او را از نسل پیامبران برگزید که در گناهکاری پدران و مادرانش، هیچ احتمالی نیست .

2 - فرستادن فرشتگان به سوی او، هدایت وی، اعطای کرامت های گونه گون به او و بالاتر و مهم تر از همه اینکه، حضرت عیسی (ع) را بدون پدر به دنیا آورد و این، سبب تقدم او بر همه جهانیان است . (7)

امام صادق (ع) فرمود: «خدا مریم را برای ذریه پیامبران برگزید (پیامبران پس از خود) و هر چیز زشتی را از او پاک گردانید و او را بر همه زنان زمان خود برتری داد . پس از برگزیدن وی، فرشتگان به او گفتند: اکنون در برابر پروردگارت، خضوع و سجده و رکوع به جای آور (8) و این در حقیقت، شکرانه ای در برابر آن نعمت بزرگ بود» . (9)

4 - پاکدامنی

قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

خداوند مثل می زند برای مؤمنان ... مریم دختر عمران را که دامن خود را از هر آلودگی، حفظ کرد . سپس ما از روح خود در او دمیدیم (و نطفه حضرت عیسی را با معجزه الهی در رحم او قرار دادیم) و مریم، کلمات پروردگار خود و همه کتاب هایی را که بر پیامبران نازل شده است، تصدیق کرد و از پیروی کنندگان همیشگی حق تعالی گشت . (10)

امام صادق (ع) فرمود: «حضرت مریم، خود را از حرام حفظ کرد که مدت آن زیاد بود . این، گواه به پاکی اوست از هرگونه پلیدی » . (11)

5 - راست گویی بسیار

یکی دیگر از ویژگی های برجسته حضرت مریم (س)، بسیار راستگو بودن ایشان است . قرآن مجید نیز در این باره شهادت می دهد و می فرماید:

مادر حضرت عیسی (مریم) بسیار راستگو بود . (12)

این ویژگی های برجسته و برخی ویژگی های دیگر، او را شایسته مادری یک پیامبر اولوالعزم قرار داده است .

زمان و مکان تولد حضرت عیسی (ع)

در حدیث صحیح از حضرت امام رضا (ع) نقل شده است که: «ولادت حضرت عیسی (ع) در شب 25 ماه ذیقعده رخ داده است» . (13)

در روایت نیز آمده است: «آن مکان دوری که حق تعالی فرموده است مریم (س) برای ولادت حضرت عیسی (ع) به آنجا رفت، کربلای معلی است . حضرت مریم با «طی الارض » از دمشق به کربلا رفت و حضرت عیسی (ع) نیز قبر امام حسین (ع) از او به دنیا آمد و دوباره به دمشق برگشت . (14) همچنین شخصی روایت کرده است: «در حیره در خدمت امام جعفر صادق (ع) بودم . روزی با آن حضرت سوار شدیم و حرکت کردیم . چون به قریه ای رسیدیم، که محاذی ناصره و کنار شط فرات است، حضرت فرمود: آن است . پس فرود آمد و دو رکعت نماز گزارد . پس فرمود: می دانی حضرت عیسی در کجا متولد شده است؟ گفتم: نه . پس با دست مبارک خود به نقطه ای اشاره کرد و فرمود: در اینجا بود آنگاه پرسید: می دانی معنی «ربوة » چیست در آنجا که حق تعالی فرموده است:

و آوینا هما الی ربوة ذات قرار و معین (15)

جا دادیم مریم و عیسی را به سوی جایگاه بلندی که محل استقرار بود به سبب آبادانی و وفور میوه ها و آب جاری که بر روی زمین داشت .

گفتم: نمی دانم . پس به دست خود به جانب راست به سوی نجف اشرف اشاره کرد . سپس فرمود: این کوه است و فرمود: «ماءمعین » که خدا فرموده، فرات است » . (16)

در احادیث معتبر در تفسیر این آیه کریمه گفته شده است که «ربوة » ، حیره کوفه، «سواد» آن، کربلای معلی یا نجف اشرف، «قرار» ، مسجد کوفه و «معین » نهر فرات است . (17)

در حدیثی معتبر از امام رضا (ع) نقل شده است: «روزی که عیسی (ع) متولد شد، روز سه شنبه بود و چهار ساعت و نیم از روز گذشته بود . نهری نیز که حضرت عیسی (ع) در کنار آن متولد شد، نهر فرات بود . (18)

دلیل نام گذاری حضرت به مسیح (ع)

قرآن کریم در یازده مورد، عیسی (ع) را با لقب مسیح یاد می کند . علامه طباطبایی در المیزان می فرماید: «مسیح عبارت از «ممسوح » که به معنای مسح شده سات . این که عیسی (ع) را «مسیح » می گویند یا برای آن است که «با یمن » و «برکت » مسح شده، یا به تطهیر از گناه ها، یا به روغن زیتونی که انبیاء (ع) را به آن مسح می کردند، او هم مسح شده، یا جهتش، مسح نمودن جبرییل (ع) او را در موقع ولادت با بال خود بوده تا از وسوسه شیطان در امان باشد، یا به جهت مسح نمودن سرهای یتیمان یا مسح نمودن چشم کور و شفا دادن آن، یا مسح نمودن بیماران را با دست خود و بهبودی پیدا کردن آنان می باشد» .

علامه طباطبایی پس از بیان دلیل های یاد شده چنین می فرماید: «لیکن آنچه در این باره قابل اعتماد می باشد، آن است که لفظ «مسیح » در ضمن بشارتی که جبرییل به مریم (س) داده، واقع شده، چنانکه می فرماید:

خدا تو را به کلمه ای که نامش مسیح عیسی بن مریم است، از خود بشارت می دهد . (19)

و آن لفظ بعینه معرب «مسیخا» است که در کتب عهدین نام برده شده . از طرفی، هم عادت بنی اسراییل بر آن بود که پادشاهی که از ایشان می خواست به امر پادشاهی قیام کند، کهنه مقدس او را مسح می کردند تا پادشاهی برایش مبارک شود و او را هم «مشیخا» می گفتند . بنابراین، معنای «مسیح » یا «مبارک » است یا «ملک » . از کتب آنها نیز استفاده می شود که جهت نام نهادن او به «مشیخا» آن بود که در بشارت دادن به مریم، تصریح به دوام ملک عیسی (ع) شده و وی را ملک منجی بنی اسراییل شمرده است، چنانکه در انجیل لوقا باب اول دارد: «و ملک وی را گفت که مترس ای مریم! زیرا که تو یافته ای نعمت خدا داد را و اینکه تو آبستن خواهی شد و خواهی زایید پسری و او را «عیسی » خواهی نامید و او شخص بزرگی خواهد بود و فرزند خدای تعالی خوانده خواهد شد و خداوند، تخت پدرش، داوود را به وی خواهد داد و بر دودمان یعقوبی تا ابد سلطنت رانده، سلطنتش را نهایت نخواهد بود .» (20) از همین نظر است که یهود از پذیرش رسالتش سرپیچیدند و آن را بدان توجیه کردند که بشارت متضمن سلطنت و پادشاهی هم هست و این چنین بشارتی بر عیسی (ع) قابل انطباق نیست; چون او در زمان زندگی و دعوتش به سلطنت و پادشاهی نرسید . نصاری و همچنین عده ای از مفسران اسلامی در مقام جواب از این اشکال گفته اند که مراد از ملک و سلطنت، سلطنت معنوی و روحانی است نه این سلطنت صوری و ظاهری » .

آنگاه علامه، نظر خود را چنین بیان می دارد: «بعید نیست نام نهادن آن حضرت به «مسیح » برای افاده مبارک بودن اوست; زیرا تدهین و مسح نمودن با روغن زیتون هم در نزد آنان برای مبارک شدن بوده است، چنانکه آیه شریفه:

(آن طفل به امر خدا به زبان آمد و) گفت: من بنده (خاص) خدا هستم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرموده و هر جا باشم، مرا مبارک قرار داده است . (21)

هم آن را تایید می کند .» (22)

دلیل نامگذاری حضرت به عیسی (ع)

در قرآن کریم، نام عیسی (ع)، 45 بار آورده شده است . اصل واژه «عیسی » ، «یشوع » است که به منجی، یعنی شخص نجات دهنده، تفسیر شده است . در برخی اخبار، «عیسی » را به معنی «یعیش » یعنی زندگی می کند، تفسیر کرده اند . پر واضح است که به واسطه نامیده شدن فرزند زکریا (ع) به «یحیی » و مشابهت داشتن آن دو با یکدیگر، تفسیر دومی که برای لفظ «عیسی » شده، مناسب تر است، چنانکه مشابهت و همانندی کامل را در بین این دو پیغمبر بزرگوار مشاهده می کنیم . این که در ضمن بشارت، عیسی را به «ابن مریم » مقید نموده با آن که طرف خطاب خود مریم است، اشاره بر آن است که این فرزند بدون پدر آفریده خواهد شد .» (23)

پی نوشت ها:

1 . آل عمران، 42 .

2 . همان، 45 .

3 . آل عمران، 37 .

4 . تفسیر نمونه، ج 2، ص 399 .

5 . المیزان، ج 5 ، صص 344 - 345 .

6 . آل عمران، 42 .

7 . المیزان، ج 6 ، ص 5 .

8 . آل عمران، 43 .

9 . تفسیر نمونه، ج 2، ص 410 .

10 . تحریم، 12 .

11 . قصص الانبیاء، ص 265 .

12 . مائده، 75 .

13 . من لایحضره الفقیه، ج 2 ، ص 89 .

14 . تهذیب الاحکام، ج 6 ، ص 73 .

15 . مؤمنون، 50 .

16 . قصص الانبیاء، راوندی، ص 265 .

17 . مجمع البیان، ج 4 ، ص 108 .

18 . اصول کافی، ج 1 ، ص 479 .

19 . آل عمران، 45 .

20 . انجیل لوقا، ص 34 .

21 . مریم، 30 - 31 .

22 . المیزان، ج 6 ، صص 12 - 13 .

23 . همان، ج 6 ، ص 14 .


اوصاف حضرت مریم(س) در قرآن کریم

و مریم ابنت عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا..."

این آیه عطف است به جمله"امرأت فرعون"، و تقدیرش این است که: "و ضرب الله مثلا للذین امنوا مریم... ـ خداوند مریم را مثل زده براى کسانى که ایمان آورده‏اند...".

"و مریم ابنت عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا..."

این آیه عطف است به جمله"امرأت فرعون"، و تقدیرش این است که: "و ضرب الله مثلا للذین امنوا مریم... ـ خداوند مریم را مثل زده براى کسانى که ایمان آورده‏اند...".

در خصوص مریم (ع) مى‏بینیم که به نام مبارکش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین کارى نکرد، اصولا در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده است.

"التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا" ـ در این قسمت از آیه مریم را به خاطر عفتش مى‏ستاید، و ستایش مریم (ع) در قرآن کریم  مکرر آمده، و شاید این به خاطر رفتار ناپسندى باشد که یهودیان نسبت به آن جناب روا داشته، و تهمتى باشد که ایشان به وى زدند، و قرآن کریم در حکایت آن مى‏فرماید: "و قولهم على مریم بهتانا عظیما" (1) و در سوره انبیاء هم نظیر این قصه آمده مى‏فرماید: "و التى احصنت فرجها فنفخنا فیها " (2) .

اصولا در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده است.

"و صدقت بکلمات ربها" ـ یعنى مریم کلمات پروردگار خود را که به قول بعضى (3) همان وحى انبیا باشد، تصدیق کرد. بعضى (4) دیگر گفته‏ اند: مراد از کلمات خداى تعالى در اینجا وعده و تهدید و امر و نهى خداست. ولى این وجه درست نیست، زیرا بنا بر این، دیگر احتیاج نبود نام کتب خدا را ببرد، چون کتب آسمانى همان وعده و وعید و امر و نهى است.

"و کتبه" ـ منظور از کتب خداى تعالى همان کتبى است که شرایع خداى تعالى در آن است، شرایعى که از آسمان نازل شده، مانند کتاب تورات و انجیل، و اصطلاح قرآن هم در کتب آسمانى همین است، و شاید منظور از تصدیق کلمات پروردگارش و تصدیق کتب خداى تعالى این باشد که مریم (ع) صدیقه بوده، همچنان که در آیه زیر فرموده: "ما المسیح بن مریم الا رسول قد خلت من قبله الرسل و امه صدیقة" (5) .

"و کانت من القانتین" ـ یعنى مریم از زمره مردمى بود که مطیع خدا و خاضع در برابر اویند، و دائما بر این حال هستند، و اگر مریم (ع) را با اینکه زن  بود، فردى از قانتین خواند با اینکه کلمه مذکور جمع مذکر است، بدین جهت بود که بیشتر قانتین مردان هستند.

مؤید اینکه قنوت به این معنا است. این است که قنوت به همین معنا در آیه ‏اى دیگر، در خصوص مریم (ع) آمده، آنجا که ملائکه به حکایت قرآن کریم مریم را ندا داده مى‏گویند: "یا مریم اقنتى لربک و اسجدى و ارکعى مع الراکعین" (6) .

ولى بعضى (7) از مفسرین احتمال داده ‏اند مراد از قانتین خصوص قوم و قبیله خود مریم باشد، چون آن جناب از خاندان و از بیتى به وجود آمد که عموما اهل صلاح و طاعت بودند.

ولى این احتمال بعید است، اولا به خاطر وجهى که قبلا ذکر کردیم، و ثانیا به خاطر اینکه آیه شریفه در مقام تعریض به دو تن از زنان رسول خدا (ص) است، و در چنین مقامى مناسب آن است که منظور از قانتین عموم اهل طاعت و خضوع براى خدا باشد.

بحث روایتى


در تفسیر برهان از شرف الدین نجفى، و او بدون ذکر سند از امام صادق (ع) روایت کرده که در شان نزول آیه شریفه "ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط..."فرموده: این مثل را خداى تعالى براى عایشه و حفصه زده، که علیه رسول خدا (ص) و در دشمنى با آن جناب دست به دست هم داده، سر او را فاش کردند (8) .

و در مجمع البیان از ابو موسى از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود: از مردان، بسیارى به حد کمال رسیدند، ولى از زنان به جز چهار نفر به حد کمال نرسیدند، اول آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، و دوم مریم دختر عمران، و سوم خدیجه دختر خویلد، و چهارم فاطمه دختر محمد (ص) بودند (9) .

و در الدر المنثور است که احمد و طبرانى و حاکم، (وى حدیث را صحیح دانسته)، از ابن عباس روایت کرده ‏اند که گفت: رسول خدا (ص) فرموده: افضل زنان اهل بهشت، خدیجه  دختر خویلد، و فاطمه دختر محمد (ص)، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است، و در فضیلت او همین بس که خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذکر کرده که گفت: "رب ابن لى عندک بیتا فى الجنة" (10) .

و در همان کتاب آمده که طبرانى از سعد بن جناده روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) فرمود : خداى تعالى مریم دختر عمران و همسر فرعون و خواهر موسى را در بهشت به ازدواج من در آورد (11) .

پى ‏نوشت‏ها:

1) و بهتان بزرگى که به مریم زدند، سوره نساء، آیه .156

2) و به یاد آور زنى را که دامان خود را از آلودگى به بى ‏عفتى پاک نگهداشت و ما از روح خود در او دمیدیم.سوره انبیاء، آیه .91

3و 4) روح المعانى، ج 28، ص .164

5) مسیح پسر مریم غیر از فرستاده‏ اى نبود، فرستاده‏اى که قبل از او هم فرستادگانى بودند و مادرش صدیقه و راستگو بود.سوره مائده، آیه .75

6) اى مریم! براى پروردگارت قنوت و سجده کن، و با راکعان رکوع کن.سوره آل عمران، آیه .43

7) تفسیر قرطبى، ج 18، ص .204

8) تفسیر برهان، ج 4، ص .325

9) تفسیر مجمع البیان، ج 10 ، ص .320

10و 11) الدر المنثور، ج 6، ص .246

کتاب: ترجمه تفسیر المیزان، ج 19، ص 578

نویسنده: علامه طباطبایى

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 6300
 بازدید امروز : 73
 کل بازدید : 1404007
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0/1875
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.