| پنج شنبه ٢٩ تير ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
وحدت ادیان توحیدی

وحدت ادیان توحیدی

ادیان توحیدی با یکدیگر وحدت دارند که مهم ترین شاخص های آن را می توان به شرح زیر برشمرد:

 


1 - خدا محور اصلی ادیان و نقاط اتفاق و اختلاف آنها.

2 - دیدگاه های اسلام راجع به دین.

3 - وحدت ادیان الهی در اصول کلی.

الف): خدا محوری اصلی کلی ادیان است

یعنی همه ادیان به نوعی به وجود خدا، خالق اصلی جهان و عالم هستی و نیز معبود اصلی و واقعی انسان اعتراف دارند. ادیانی که خدا و عبادت و نیایش در قلمرو آنها وجود ندارد، در حقیقت دین نیستند، بلکه مکتب هایی فلسفی یا اخلاقی یا اجتماعی، به شمار می روند. مؤسسان و پیشوایان آن مکاتب، فلاسفه و مصلحان بشری بوده اند که هر کدام به گونه ای با فکر و اندیشه خود، درصدد اصلاح جامعه و ملت یا امت خویش برآمده اند، و خود را نماینده خدا نمی دانسته اند، هر چند برخی از آنها اگر دعوت به خدا نکرده اند، خدا را هم نفی ننموده باشند. گویا آیین کنفسیوس از این قبیل باشد. و همچنین آیین بودا تا آنجا که من اطلاع دارم در اصل، یک مکتب اخلاقی بوده است و ابتداء دعوت به خدا یا عبادت خدا در آن وجود نداشته، اما بعدا خود بودا، به جای خدا در ادیان آسمانی که بر وحی و نبوت تاکید داشته اند، مورد پرستش قرار گرفته، و آیین او توسط پیروانش به صورت دین درآمده است که البته اظهارنظر درباره این دو آیین، حق پیروان آنها است.

مکتبهای فلسفی مادی نیز که از قدیم الایام در یونان وجود داشته و بعدا در غرب به صورت های گوناگون ظهور نمودند از جمله مکتب «ماتریالیسم » که براساس فلسفه مادی نظام اقتصادی را بنا نهاد، این ها نیز از قلمرو ادیان، خارج اند و جزء مکاتب فلسفی و یا اجتماعی و یا سیاسی و اقتصادی به شمار می روند.

مکتبهای کلامی گوناگون، در همه ادیان الهی وجود دارند که عمدة ناشی از طرز استنباط و تفکر علما و پیشوایان آن ادیان است. و به هر حال، باید آنها را مذاهب و یا مکتب های دینی به حساب آورد.

مسائل جنبی در ادیان الهی و نقاط اتفاق و اختلاف آنها

پس از این محور اصلی و نقطه مرکزی مورد اتفاق ادیان الهی، مسائل جنبی و نقاط فرعی مورد اختلاف یا مورد اتفاق همه یا برخی از آن ادیان وجود دارد به این شرح:

اول هر چند در ادیان الهی در وحدت خالق و آفریدگار جهان، اختلافی وجود نداشته و ندارد، اما در وحدت و تعدد آلهه و یکتایی معبود، این اتفاق نظر به چشم نمی خورد. ادیان ابراهیمی یعنی دین یهود، دین مسیح، اسلام، مذاهب، فرق ناشی از آنها، بر وحدت اله و یکتایی معبود تاکید دارند.

قرآن، بارها مساله وحدت اله و معبود را به همه انبیای الهی نسبت می دهد، از جمله می گوید: «و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون انبیاء/25. ما پیش از تو هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر این که به او وحی کردیم که الهی جز من نیست پس تنها مرا بپرستید. «اله » در لغت عرب به معنی معبود است و این مسلم است که معبود در ادیان ابراهیمی تنها خدا است. و در این ادیان به خصوص در اسلام، احترام و تعظیم انبیا و پیشوایان ادیان را عبادت به شمار نمی آورند و عبادت را خاص خدا می دانند.

به نظر می رسد در ادیان غیرابراهیمی نیز، عبادت در اصل خاص خدا است، ولی آن را به مظاهر حق سرایت می دهند هر کدام براساس اندیشه و توجیه خاص; از قبیل این که ذات خدا غیب الغیوب و ناشناخته است و نمی توان او را عبادت کرد، لهذا عبادت را متوجه مظاهر او می کنند; که البته از نظر ادیان ابراهیمی، این توجیه پذیرفته نیست. مشرکان عرب، که اسلام در میان آنها ظهور کرد، نیز به وحدت خالق قایل بودند، ولی بتها را به عنوان مظهر یا شفیع خدا می پرستیدند، که اسلام سخت با آن مبارزه کرد. رسالت عمده قرآن و پیغمبر اسلام مبارزه با شرک در عبادت بود و گرنه آن قوم، قایل به وحدت رب و خالق جهان بودند. در این باره قرآن می گوید: و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله عنکبوت/61. اگر از آنها بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر نموده ست حتما خواهند گفت: الله.

آیات دیگری هم به این مضمون وجود دارد. به اضافه در داستانهای انبیای پیش از پیغمبر اسلام مساله توحید و یکتاپرستی مکرر به آنان - به عنوان مساله اصلی دین - نسبت داده شده است، و بلکه این مساله - چنان که خواهیم گفت - در قرآن مایه وحدت ادیان آسمانی دانسته شده است.

مساله یکتاپرستی در تورات و انجیل نیز مورد تاکید قرار گرفته و پرستش اصنام به تاکید نهی شده است.

دوم - چگونگی صفات خدا در ادیان الهی و حتی در یک دین، مورد بحث و اختلاف نظر قرار گرفته هر چند همه آنها بر کمال و جلال و عظمت و پاکی و قداست ذات باری تاکید دارند. مثلا در مکتب های کلامی اسلام، راجع به کیفیت علم و اراده الهی و نیز در تشخیص صفات ذات و صفات افعال، و چگونگی رابطه خالق با مخلوق و مبدا عالم با موجودات و حادثات، اختلاف نظر وجود دارد که در قبال مساله اصلی وحدت خالق و یکتائی معبود از مسائل جنبی به حساب می آیند نه از مسائل اصلی.

سوم - اختلاف در پیوند خالق با فردی از مخلوقات مقرب او مانند فرزند یا همسر داشتن خدا، از دیدگاه قرآن، در ادیان ابراهیمی وجود نداشته است هر چند در دین مسیح، حضرت عیسی علیه السلام فرزند خدا و مساله تثلیث، مطرح گردیده است که معلوم نیست او را فرزند حقیقی بدانند.

قرآن، در سوره توحید در چند جمله این قبیل نسبت ها را از خدا، نفی می کند: لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد در حالی که در دو جمله اول سوره، وحدت و صمدیت او را ثابت کرده است: الله احد، الله الصمد.

چهارم - مساله حلول و اتحاد خدا با بشر، از لحاظ اسلام مردود است، هر چند به ندرت در بین عرفا و متصوفه اسلام، کلمات مبهم و نامفهومی در این باره وجود دارد. اما در دین مسیح این امر، اصل شمرده می شود. مساله تثلیث بر همین حلول و یا اتحاد مبتنی است که آن نیز مورد انکار قرآن می باشد.

پنجم- در کل ادیان الهی مساله ایمان به وحی و نبوت، با صور گوناگون مطرح و مورد اتفاق است، هر چند در توجیه وحی و ماهیت آن و نحوه رابطه خداوند با انبیا، اختلاف نظر وجود دارد، و قرآن آن را به سه صورت ممکن و محقق می داند: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من ورای ء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذن ما یشاء انه علی حکیم » شوری /51: شایسته نیست برای بشر که خداوند با او سخن بگوید، مگر از راه وحی یا از پشت پرده، و یا این که پیام آوری فرشته ای را بفرستد تا به اذن خدا به او وحی کند آنچه را بخواهد، همانا خداوند بسیار والا و حکیم است. این سه قسم وحی با توجه به این آیه عبارت است از: (1) الهام قلبی، (2) سخن گفتن از غیب با پیغمبر، هر دو بدون واسطه و (3) پیغام دادن توسط فرشته وحی که بر پیغمبر ظاهر می شود و پیام خدا را به او می رساند.

ششم -اعتقاد به فرشتگان و عالم ملکوت و ماوراءالطبیعه، در همه ادیان الهی به گونه های مختلف، وجود دارد و قرآن بر این امر تاکید دارد.

هفتم -اعتقاد به یک نوع رستاخیز پس از مرگ و جاویدان بودن انسان در سرای دیگر و ثواب و عقاب اخروی، با کیفیتهای گوناگون، در ادیان آسمانی وجود دارد; هر چند در کیفیت آن، میان آنها و حتی در بین مکتبهای کلامی یک دین، اختلاف نظر وجود دارد، که آیا جسمانی یا روحانی است و یا برزخ میان آن دو.

هشتم- در همه ادیان الهی، دعا و حاجت خواستن از خدا وجود دارد و خود، یک نوع عبادت محسوب می شود. در اسلام، این امر اختصاص به خداوند دارد وحاجت خواستن از غیر خدا شرک است، و این امر غیر از توسل و واسطه قراردادن رسول و امام و اولیاءالله است در پیشگاه خداوند، که در قرآن جایز شمرده شده و از مقوله عبادت و شرک خارج است هر چند مورد انکار اقلیتی از فرق اسلامی قرار گرفته است، و این بحث همچنان ادامه دارد.

نهم- دعوت به خیر و اعمال نیک و کسب صفات حسنه و کمالات نفسانی و تخلق به اخلاق الهی، و نیز پرهیز از گناه و اعمال شر و از اخلاق رذیله و صفات و ملکات نکوهیده، اساس و پایه کل ادیان الهی و بلکه کل مکاتب فلسفی است و شاید این امر، کلی ترین اصل وحدت ادیان و آیین های بشری باشد که خروج از آن اصل، به ندرت از سوی مکتب های انحرافی به چشم می خورد.

دهم -در همه ادیان الهی، یک نوع احکام و مقررات و تشریع، وجود دارد چه در قلمرو عبادت و آداب سلوک و معاشرت، و چه در مسائل اجتماعی و سیاسی. هر چند این مساله از مسائل قطعی مورد اختلاف ادیان است، زیرا احکام به تناسب شرایط و مقتضیات زمان، تشریع گردیده است. قرآن در این باره می گوید: «لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا مائده /48. برای هر گروه از شما شریعت و طریقه و روشی قرار داده ایم.

 

ب)دیدگاههای اسلام، راجع به دین

توحید خالص، ربوبیت و الوهیت خداوند، صفات، جلال و جمال، قدوسیت و منزه بودن خدا از همه نقص ها، علم و قدرت بی حد و حصر الهی، سیطره و تصرف او در همه حوادث جهان و در سرنوشت انسان در دنیا و آخرت، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر و از شر، احکام جامع عبادی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و شریعت کامل و قابل انطباق و انعطاف نسبت به همه مکان ها و زمان ها و همه ملت ها و اقوام و نژادهای بشری، دعوت به سیر و سلوک عرفانی و قرب معنوی و تعالی روحی به خدای عالم، دعوت به رقاء و تمدن بشر در علوم و صنایع توام با رشد اخلاقی و حسن سلوک; اینها همه دیدگاه های اسلام را تشکیل می دهد. تاریخ اسلام و سیر علم و تمدن و پیدایش مکتب های سیاسی و حکومت ها در قلمرو اسلام، همه مظاهر همین دیدگاه ها است.

اسلام، داعیه اصلاح کل جامعه بشری را براساس مقررات آسمانی خود دارد، و این گونه اصلاح را قرنها در بخش عمده جهان متمدن، تا حدودی به مرحله عمل درآورده است که شرح آن از بحث ما خارج است و باید جهت اثبات آن، یک دوره تاریخ فرهنگی و سیاسی و اجتماعی اسلام را مطالعه کرد. اما در این سیر علمی، از داوری های نابجا و گاهی مغرضانه باید پرهیز کرد تا دچار اشتباه و خطا نشویم.

ج)وحدت ادیان الهی در اصول کلی

گرچه این مطلب از عنوان اولی تا حدودی به دست آمد، اما لازم می دانم اساس این نظریه را از دیدگاه قرآن توضیح دهم. راجع به وحدت دین نزد خداوند دو عنوان در قرآن دیده می شود:

اول: تسلیم و اخلاص لله. در این زمینه قرآن بسیار بحث کرده است از جمله می گوید:

«ان الدین عندالله الاسلام » آل عمران /19. همانا دین نزد خدا منحصر به اسلام است.

«و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه » آل عمران /85. هر کس بجز اسلام، دینی را بجوید از او پذیرفته نیست.

«و من احسن دینا ممن اسلم وجهه لله و هو محسن » نساء /125. چه کسی دینش بهتر است از کسی که روی خویش را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است.

شاید برخی از دو آیه اول چنین تصور کنند که دین حق فقط «دین اسلام » است، خیر، مراد از اسلام در این دو آیه همان معنی آیه سوم است یعنی تسلیم لله. در نهج البلاغه آمده است «الاسلام هو التسلیم » نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 125، اسلام همان تسلیم لله است. آیات قبل و بعد از این دو آیه گواه این معنی است.

کلمه «اسلام » مصدر از فعل «اسلم » است، این فعل به معنی خضوع، تسلیم شدن، تسلیم کردن چیزی به دیگری، داخل شدن در سلم و صلح و اخلاص آمده است. تعبیر از حقیقت دین به اسلام با همه این معانی سازگار است بخصوص با معنی تسلیم و اخلاص که در آیه سوم بدان تصریح شده است.

توضیح مطلب آن است که دین را خداوند برای دو هدف اصلی قرار داده است:

1 - توحید خالص پروردگار، و تصفیه ارواح و پاک کردن عقول از اعتقادات فاسده و از عقیده بستن به یک نوع سلطه غیبی برای مخلوقات، که بشر را در برابر قدرت آنها بر تصرف در کاینات خاضع می کند و انسان را به پرستش مخلوقات وادار می نماید، چیزی که در غالب ادیان شرک آمیز وجود دارد.

2 - تصفیه قلوب از اخلاق رذیله و نیات شر، و آن گاه واداشتن نفوس به اخلاص عقیده و تسلیم در برابر خدا و صدق نیت و حسن سلوک نسبت به بشر.

این دو امر، روح دین است که قرآن از آن به «اسلام » تعبیر کرده است و این امر را به بسیاری از انبیای الهی نسبت داده است مانند آیات ذیل:

«اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت لرب العالمین » بقره /131. هنگامی که پروردگار ابراهیم به او گفت تسلیم شو، ابراهیم گفت: تسلیم پروردگار جهانیان شدم.

«ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک » بقره /128. ابراهیم و اسماعیل هنگام ساختن خانه خدا گفتند: خدایا ما دو تن را تسلیم خود گردان و از فرزندان ما نیز امتی مسلم قرار بده.

«و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلاتموتن الا و انتم مسلمون » بقره /132. ابراهیم، فرزندان خود و یعقوب را وصیت کرد که ای فرزندان من همانا خداوند برای شما دین برگزیده است پس بکوشید که نمیرید مگر تسلیم خدا باشید.

با توجه به این آیات و نظایر آنها، در قرآن مسلم می شود که حقیقت دین خدا، تسلیم و اخلاص نسبت به اوست و انبیای ابراهیمی همه بر همین دین بوده اند.

کلمه «سلم » به معنی صلح آمده است بنابراین، حقیقت دین، تسلیم و اخلاص در برابر خدا و سلم و صلح در برابر خلق است. دین اسلام هم به این نام نامیده شده زیرا حقیقت دین الهی را که مشترک میان همه انبیای الهی است به طور کامل یکجا در خود گرد آورده است (هر چه خوبان همه دارند تو تنها داری).

دوم: دین فطری. قرآن راجع به فطری بودن دین بارها سخن گفته است از جمله در آیه ذیل:

«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم » روم /30. روی خود را به سوی دین حنیف استوار بدار، که آن فطرت خدا است که مردم را بر آن فطرت آفریده است و آفرینش خدا تغییرپذیر نیست و این همان دین پایدار الهی است.

فطرت، یعنی جبلت، خلقت و طبیعت اصلی آدمی که ساختار وجود او است. کلمه حنیف به معنی میانه و حد اعتدال است پس دین خدا که قابل تبدیل و تغییر نیست، مطابق فطرت انسان است و همواره حنیف و معتدل و دور از افراط و تفریط است، معلوم است که همه انسانها با همین فطرت آفریده شده اند، پس دین فطری حقیقتش همواره برای همه انسانها یکی است.

با توجه به این دو ملاک برای وحدت دین نزد خدا: «تسلیم و اخلاص در برابر خدا و فطری بودن و اعتدال دین»، حقیقت دین حق، واحد است، برای اثبات همین حقیقت، قرآن به وحدت ادیان الهی، اصرار دارد:

حقیقت دین، تسلیم و اخلاص در برابر خدا و سلم و صلح در برابر خلق است.

«شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا والذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الذین ولا تتفرقوا فیه » شوری /13. خداوند برای شما مسلمان ها دینی را قرار داد که به نوح پیغمبر توصیه کرد و آنچه به تو وحی کردیم و آنچه که ابراهیم و موسی و عیسی را بدان توصیه کردیم که دین را استوار بدارید و در آن تفرقه روا ندارید.

قرآن، بارها دین اسلام را ملت ابراهیم حنیف نامیده است زیرا حقیقت این دین، با دین ابراهیم و دیگر پیمبران الهی یکی است، اما به لحاظ این که ابراهیم سرسلسله انبیای ابراهیم است، او شیخ الانبیا و پدر دین توحیدی است، به علاوه پیروان سه دین; اسلام، یهود و مسیح و حتی همه مشرکان عرب برای ابراهیم احترام قایل هستند و او را به پیشوایی خود قبول دارند، لهذا دین حق را به ابراهیم نسبت می دهد:

«قل بل ملة ابراهیم حنیفا» بقره /120.

«قل صدق الله فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفا» آل عمران /95.

«قل اننی هدانی رب غ الی صراط مستقیم دینا قیما ملة ابراهیم حنیفا» انعام /161.

«و اتبعت ملة آبائی ابراهیم و اسحق و یعقوب » یوسف /38.

«ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا» نحل /123.

«ملة ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل » حج: 78.

«و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه » بقره /130.

نتیجه:

آن که دین خدا واحد است و معیار آن همان تسلیم و اخلاص نسبت به خدا و مطابقت با فطرت است که همه انبیای الهی از جمله حضرت ابراهیم، سرسلسله پیمبران ابراهیمی، دارای آن و پایه گذار آن بوده اند.

در پایان لازم است تذکر دهم:

اولا: اسلام خود را پایان ادیان و دین کامل الهی و خاتم همه می داند و پس از خود بالضروره پیغمبر و وحی و کتابی را نمی پذیرد. در آیاتی چند تنها ایمان به آنچه بر پیغمبر اسلام و بر پیمبران پیشین، نازل شده شرط می داند که لازمه آن نفی آمدن پیغمبر دیگری است مانند: «والذین یؤمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک » بقره /4. آنان که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان دارند. به علاوه آیه: «و لکن رسول الله و خاتم النبیین » احزاب /40. ولی او رسول خدا و خاتم پیمبران است. عمومیت دین اسلام برای همه بشر مانند «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین » انبیاء /107. ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم.

ثانیا: نسبت به ادیان دیگر غیرآسمانی می توان از یک آیه قرآن کمک گرفت که اگر مردم را از بدیها برحذر و به خوبیها دعوت کرده باشند، می توان در همین نقطه با آنها به تفاهم رسید و آن آیه این است: «و ان من امة الا خلا فیها نذیر» فاطر /24. یعنی امتی نیست مگر این که در میان آنها بیم دهنده ای بوده است. حال اگر «نذیر» را تنها رسولان الهی ندانیم و بلکه کل مصلحان و خیرخواهان بشری را که در میان اقوام و ملل در طول تاریخ قیام کرده اند و کمر به اصلاح امت خود بسته اند، نذیر و منذر بدانیم - کما این که علامه طباطبائی این قول را هر چند برخلاف ظاهر قرآن می داند از برخی نقل فرموده است - (×) از لسان قرآن نسبت به آنها انعطاف نشان داد.

پی نوشتها:

متن سخنرانی استاد واعظزاده خراسانی دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، که برای کنگره وحدت ادیان منعقد در هند تهیه گردیده است.

منابع :فصلنامه مشکوة، شماره 53 | تاریخ درج : ‎1388/8/4 | بازدید : 846

تفسیر المیزان ج 17/37

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1936
 بازدید امروز : 526
 کل بازدید : 1399536
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0/1562
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.