| چهارشنبه ٠٤ مرداد ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
نشست بررسي جايگاه خانواده از منظر اديان توحيدي

به نام خدا

نخستین نشست " بررسی اهمیت و جایگاه خانواده از منظر ادیان توحیدی " به مناسبت روز اول ذیحجه مصادف با  ازدواج حضرت علی ( ع )و حضرت فاطمه ( س )، و با تلاش اتحادیه بین المللی زنان پیرو ادیان توحیدی و با همکاری گروهی از سازمان های غیر دولتی ( کانون مهرورزان صلح و عدالت جهانی ، خانواده موفق ، زنان دوستدار صلح و عدالت اجتماعی ، موسسه راهبردی دیده بان ... ) و با حمایت مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ، در روز چهارشنبه 26/7/ 1391 ( 17 اکتبر 2012) در سالن سرو سازمان محیط زیست  واقع در پارک پردیسان تهران برگزار شد .


در این نشست گروهی از سازمانهای غیردولتی ، پیروان ادیان توحیدی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، پژوهشگران ، خانواده پژوهان و برخی از کارشناسان مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری حضور داشتند .

در این مراسم خانم دکتر فریبا علاسوند، عضور شورای فرهنگی اجتماعی زنان با اشاره به این که در قرآن نسبت به کتب مقدس ادیان دیگر آیات زیادی از نظر کمی و کیفی به اثبات جایگاه زن و مرد اختصاص دارد، بیان داشت: در زمانی که زنان و دختران زنده به گور می شدند و آنها را به اندازه یک شیء هم به حساب نمی آوردند، قرآن کریم یک نهضت فرهنگی بزرگ ایجاد کرد که در رویکردهای فلسفی خود تأکید بر برابری جایگاه زن و مرد دارد.


وی در مورد بوجود آمدن فرزند و نسبت وی با پدر و مادر و رابطه آن با سقط جنین در دنیای معاصر افزود: هیچ گاه زن نمی‌تواند فرزند خود را انکار کند، چرا که 9 ماه او را به همراه خود حمل می‌کند، اما مرد این قطعیت بیولوژیک را در ارتباط با فرزند خود ندارد، بنابراین در جهان سکولار می‌تواند او را نفی کند. این در حالی است که هر کوششی در جهت نفی ارتباط بین پدر و فرزند به پرورش نفی ریشه منتهی می‌شود.

وی با اشاره به ادیان توحیدی گفت: در ادیان توحیدی بر ازدواج با افراد غیرمحرم و به وجود آمدن نسلی پاک تاکید می‌شود و در همه آنها مفهوم حرام‌زادگی وجود دارد. تمام بدبختی‌های زنان به این بخش مربوط است که خدمات غریزی و شهوانی به مرد بدهند، بدون آنکه مرد هیچ تعهدی به کودک متولد شده داشته باشد.

این پژوهشگر تاکید کرد: ادیان مذهبی بر تولید مثل از طریق دو فرد ناهم جنس تاکید دارند و همجنس‌گرایی را درست نمی‌دانند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود اظهار کرد: یک فرد برای آنکه مذهبی به شمار آید، باید به ارزش‌های مذهبی پایبند باشد، این در حالیست که امروزه جهان مذهبی بیش از پیش دچار فرسایش در جهان سکولار شده است و در این شرایط مذهبی ماندن دشوار است. نهادهای اقتصادی و آموزشی در جهت تحقق نظم نوین جهانی و فرهنگ یکپارچه عمل می‌کنند و هویت مذهبی مانع تحقق آنها به شمار می‌آید.

وی در ادامه گفت: بالغ بر سه میلیارد نفر در جهان هویت مذهبی دارند که این رقم بسیار بزرگ است، اما جمعیت افراد خداباور بیش از آنهاست. این گروه در چنبره جهان غیرمذهبی به سختی به عنوان یک انسان مذهبی ایفای نقش می‌کنند.

این پژوهشگر تاکید کرد: به جای تاکید بر اختلافات، باید به نقاط اشتراک بپردازیم.

علاسوند با بیان اینکه ادیان ابراهیمی، پایه‌های نظری استواری نسبت به خانواده دارند، اظهار کرد: این ادیان در پنج اصل خانواده، وحدت در جایگاه ارزشی، تفاوت‌های بین زن و مرد، تولید مثل و قداست، اشتراک نظری دارند.

علاسوند با بیان اینکه نقاط مشترک ادیان ابراهیمی درباره خانواده بسیار زیاد است، گفت: آیات زیادی درباره سعادت وجود دارد که شامل زن و مرد می‌شود. البته وقتی که می‌گوییم زن و مرد در جایگاه ارزشی برابر هستند به معنای برابری آنان در همه حقوق و تکالیف نیست.

وی درباره اصل تفاوت‌های بین زن و مرد، گفت: این اصل یکی از پایه‌های مکمل بودن زن و مرد است. مکمل بودن این دو جنس بر مبنای اصل تفاوت آنها است. این در حالی است که تفکر فمنیستی، تفاوت‌های زن و مرد را بیشتر هدف قرار گرفته است.

علاسوند افزود: تا قبل از دهه 80 فمنیست‌ها ادعا می‌کردند که تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد، اما از دهه 80 به بعد اظهار کردند که تفاوت بین این دو جنس وجود دارد ولی بی‌اهمیت است و برای اشاعه این تفکر، برنامه‌های متعددی ساختند.

این پژوهشگر با اشاره به اصل تولید مثل، اظهار کرد: تولید مثل، هدف طبیعت در ازدواج است. ازدواج برای زن و مرد یک گنجینه اخلاقی در پی دارد و آنان با ازدواج، عطوف‌تر و صبورتر می‌شوند. علاوه بر آن آرامش و بهره‌وری اقتصادی آنها افزایش می‌یابد.

وی درباره اصل قداست ازدواج اظهار کرد: در بسیاری از ذخیره‌های معنوی مربوط به خانواده اصل قداست مطرح می‌شود. امروزه در جامعه شناسی مدرن این بحث مطرح است که به خانواده دیدگاه پست مدرن داشته باشیم، به گونه‌ای که هر خانواده‌ای را به رسمیت بشناسیم. مانند چند مرد در خانه، چند زن در خانه و ....

علاسوند تاکید کرد: قداست، اصلی قطعی است که بین دو ناهم‌جنس که به صورت قانونی با هم ازدواج کرده‌اند به وجود می‌آید. اصل قداست خانواده به ما آموزش می‌دهد که زنان و مردان را برای زنانگی و مردانگی مهیا کنیم. دخترها و پسرها، تفاوت‌ها و البته‌ برابری‌هایی دارند، اما اگر این موارد را نادیده بگیریم، جهان را دچار به هم ریختگی می‌کنیم.


در ادامه مراسم خانم آیلین یعقوبی عضو انجمن زنان آشوری تهران با بیان این که چهار مولفه مؤلفه های محبت، از خود گذشتگی و احترام متقابل به عنوان کارکردهای خانواده در روابط اجتماعی است، گفت: "مهم ترین رسالت خانواده تربیت فرزندانی است که پیام های فوق را در زندگی خود اجرا کنند."

وی افزود: "تجددگرایی و رشد شتابنده صنعت و فناوری‌، عوامل، نقش‌ها و پایگاه‌های اجتماعی و آحاد جامعه را در بطن نهادهای اجتماعی تغییر داده است. مفهوم مادری و همسری زنان متاثر از توسعه فرهنگی و به تبع آن اشتغال زنان به حداقل میزان رسیده است."

یعقوبی در ادامه اظهار داشت :"وجود خانواده‌های تک والدی که بیشتر آنان تحت سرپرستی زنان قرار دارند. شکل‌گیری و رواج هم‌جنس‌خواهی و مشروعیت ازدواج هم‌جنس‌ها، چالش‌های جدی است که اندیشمندان جامعه‌شناسی خانواده و روانشناسان تربیتی را به خود مشغول ساخته است."

عضو جمعیت زنان آشوری در ادامه گفت:" به نظر می‌رسد مسوولان و مدیران جوامع مختلف باید نگرش دیگری را برای حفظ هویت و نهاد خانواده در پیش بگیرند، چرا که خانواده مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که در طول زمان‌های مختلف بار انتقال و غنی‌سازی تحولات بشری را بر دوش می‌کشند."

وی تاکید کرد: "توجه به علل زیربنایی تزلزل بنیاد خانواده در غرب صنعتی، شواهد مستند ارزشمندی را برای پیشگیری از آسیب‌های وارده به مفهوم خانواده در جوامع در حال توسعه مانند جامعه ما را فراهم کرده است."

یعقوبی در پایان تصریح نمود :" خانواده زمینه‌ساز و بستر رشد ارزش‌های فرهنگی و الهی است که اگر پابرجا باقی بماند، تعالی و رشد بشر درکلیه ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را تضمین می‌کند."

متن اصلی سخنان خانم یعقوبی به شرح ذیل می باشد :


به نام خدا

این مقاله در نظر دارد، ضمن مقدمه ای در باب تعریف خانواده و کارکردهای آن، به عنوان، یک نهاد مهم اصلی در، روند زندگی اجتماعی، به توصیف دیدگاه دینی، مسیحیت در این زمینه، پرداخته و در خاتمه، وضعیت خانواده در آغاز عصر بیست و یکم، توصیف خواهد شد.

خانواده گروهی از افراد است که با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً پیوند یافته اند.

اعضای بزرگسال آن مسئولیت مراقبت از کودکان را به عهده دارند (گیدنز به نقل از صبوری 1377-430) بِرس ولاک (Borgasw Loke) در اثر خویش تحت عنوان خانواده در سال 1953 معتقدند، خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی با پذیرش یکدیگر، به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر، خواهر در ارتباط متقابل بوده و فرهنگ مشترکی را پدید می آورند و در واحد خاصی زندگی می کنند.

خانواده به معنای اخص و محدود آن از نظر لوی استرواس (levi strauss) عبارت است از پیوند دو انسان بر خوردار از جنسیت متفاوت برای دورانی کوتاه یا بلند پذیرفته شده از طرف اجتماع از صاحب فرزندانی می شوند و آنها را تربیت می کنند.

ماردوک (Murdok) در تعریف دیگری معتقد است، خانواده یک گروه اجتماعی است که دارای یک محل اقامت مشترک، همکاری اقتصادی و تولید مثل اعضای آن باشد. دارای افراد بالغ متعلق به هر دو جنس که حداقل دو نفر آنها دارای روابط پذیرفته شده ای از نظر اجتماع هستند، دارای یک یا چند فرزند باشند، که از این افراد بالغ متولد شده یا به فرزندی پذیرفته شوند.

این تعریف مفهوم "خانواده هسته ای" را به خوبی روشن می کند که طی قرون از طریق تجردگرایی انتشار یافته و وضعیت قالبی در عصر حاضر دارد. این واحد کوچک اجتماعی در تأمین بسیاری از نیازهای بنیادی فرد و جامعه از جمله تنظیم رفتار جنسی و زاد و ولد، مراقبت از فرزندان و افراد ناتوان و سالمند خانواده، اجتماعی کردن فرزندان، تثبیت جایگاه و منزلت اجتماعی، فراهم آوردن امنیت اقتصادی و به طور خلاصه تأمین نیازهای جسمی و روحی آنها نقش دارد. تربیت فرزندان در قالب کارکردِ جامع پذیری آن مطرح است که در این رابطه زنان در هر مقطع، از نقش مهم و حساسی برخوردار بوده اند.

کارکردهای خانواده در طول تاریخ دستخوش تغییرات فراوان گشته است و این حاصل تطور شکل خانواده در جوامع مختلف بوده است (میشل 1979، ترجمه اردلان).

گرچه در تعریف خانواده توجه معمولاً به جوانب زیستی معطوف می گردد، اما خانواده در تبیین کارکردهای خود دارای ابعاد اجتماعی  _ فرهنگی پیچیده ای است.

تمدن سازی، انتقال فرهنگ، رشد و شکوفایی بشریت دستاوردهایی است در صحنه ی زندگی انسان که با کارکردهای خانواده مربوط است. همگی این انتقال ها، باورها و ویژگی های فردی و اجتماعی از این واحد اجتماعی به نسل بعد انتقال می یابد. به این ترتیب خانواده کامل ترین و مهمترین سازمان اجتماعی است که بنابر نقش وسیع، کارآمدی و کارکردهای مختلف خود تلقی می گردد. (زعفرانچی، 2008)

بنابر مقدمه فوق در باب کارکردهای خانواده در این بخش به بیان مفهوم خانواده و کارکردهای سالم آن از دیدگاه مسیحیت می پردازیم.

در باب بنیاد شکل گیری خانواده در کتاب مقدس به نقل از عیسی پیامبر آمده است: ... در آغاز خلقت، پروردگار مرد و زن را آفرید و دستور داد مرد از پدر و مادر خود جدا شود و برای همیشه به زن خون بپیوندد. و با او یکی شود به طوری که آن دو نقر دیگر دو تن نیستند بلکه یک تن.

-هیچ انسانی حق ندارد آن دو را که خدا به هم پیوسته است جدا کند. (متی 19: 3-7)

مسیح می فرماید: ... به هر حال هنگامی که در این تصمیمی می گیرید، تعیین حاصل کنید که مطابق خواست خدا عمل می کنید. ازدواج کردن یا نکردن شما باید طبق هدایت خدا باشد. در ضمن شرایط و موقعیتی را که خدا، شما را در آن قرار داده است بپذیرید.

تشکیل خانواده از ابتدای خلقت نقشه خدا بوده.

(اول قُرنتیان 7: 17-18) در مورد روابط زوجین با یکدیگر آمده است: به احترام مسیح مطیع یکدیگر باشید. ای زنان هم چنان که از مسیح اطاعت می کنید، در هر امری با کمال میل از شوهر خود اطاعت کنید. درست همان گونه که کلیسا مطیع مسیح است ... و اما شما ای شوهران، همسران خود را همانطور دوست بدارید که مسیح کلیسای خود را دوست داشت. او حاضر شد جانش را فدای کلیسا کند ... .

شوهر نیز باید به همین شکل با زنش رفتار کند و او را همچون قسمتی از وجود خود دوست بدارد. زن و شوهر در واقع یکی هستند پس وقتی شوهری همسرش را محبت می کند در اصل به خویشتن لطف و محبت کرده است .... پس شوهر باید همسر خود را مانند وجود خود دوست بدارد و زن نیز باید با اطاعت از شوهر خود او را احترام نماید. (اُفسیان 6: 21-33)

بر مبنای آیات مقدس فوق به خوبی می توان دریافت که بنیاد خانواده در مسیحیت از قداست خاصی برخوردار است و شالوده ای از محبت، ایثار و احترام متقابل بین زوجین استوار است. چشم اندازی که کارکردهای خانواده در رابطه با خود و احتماع را قویاً تحت نفوذ خود قرار می دهد.

چهار مؤلفه محبت، از خودگذشتگی، اطاعت و احترام متقابل در روابط اجتماعی کارکردهای سالم، خانواده را در تمامی ابعاد خود متأثر می سازد. این مؤلفه های ارزشمند از طریق فرایند جامعه پذیری از پدر و مادر به نظام شناختی فرزندان راه یافته و ذهنیتی را در آنان شکل می دهد که در راستای حرکت مسیح وار خود در زندگی شخصی و اجتماعی خود ناقلان آن باورهای انسانی به نسل پس از خود، باشند، ضمن اینکه با برخورداری از بهداشت روانی سالم، متین و موقر به تعامل با دیگران پرداخته و ارزش های تصریح شده دینی فرهنگی و اجتماعی را احترام بگذارند. در واقع مهمترین رسالت یک خانواده مسیحی تربیت فرزندانی است که پیام های بنیادی فوق را در زندگی شخصی و اجتماعی خود رعایت کنند، چنان که در کتاب مقدس آمده است ای فرزندان، پدر و مادر خود را اطاعت کنید، که این کار درستی است، زیرا خداوند اختیار زندگی شما را به دست ایشان سپرده است ... اگر احترام پدر و مادر خود را نگاه دارید. عمری طولانی و باسعادت خواهید داشت. و در اینجا سخنی نیز با شما پدر و مادرها دارم: فرزندانتان را بیش از حد سرزنش نکنید، مبادا دیگر عصبی شوند. ایشان را آن طور که خداوند می پسندد با محبت تربیت کنید و از کلام خدا ایشان را پند و نصیحت دهید (افسیان 6: 1-5). آنچه در باب رفتار والدین با فرزندان خود در کتاب مقدس ذکر شد با مفهوم فرزند پروری مقتدرانه، که پذیرفته شده ترین سبک رفتار والدین در علم روانشناسی تربیتی است مطابقت دارد.

والدین ضمن حفظ کنترل و نظارت خوب بر رفتار فرزندان، همزمان بر افکار و اندیشه ها و نقطه نظرات آنان احترام گذاشته و در تصمیم گیری های مهم خود در باب کارکردهای سالم خانواده با فرزندان خود تشریک مساعی می کنند: "جوانان را نصیحت کن تا پرهیزکار و خرداندیش باشند. تو خود نیز باید در هر کاری برای ایشان نمونه باشی و با اعمالت نشان ده که حقیقت را دوست داری و نسبت به آن وفاداری".

سخنانت باید منطقی و معقول باشند، تا کسانی که با تو جر و بحث می کنند نتوانند از تو ایراد بگیرند و خجل شوند (تیطوس 2: 6-9) و به این طریق کتاب مقدس والدین را الگوی رفتارهای فرزندانشان قلمداد می کند. آنان با سرمشق دهی رفتارهای مطلوب به فرزندانشان امکان آسایش و آرامش روانی و روابط صلح جویانه و انطباقی را در تعامل با دیگران برای آنها فراهم می آورند.

بستر خانواده زمینه ساز رشد الگوهای متعالی شخصیتی یا رفتارهای ناسازگارانه و مختل از نظر فردی و اجتماعی است.

تأکید بر اهمیت بستر خانواده و فرآیند جامعه پذیری که در آن روی می دهد و طی آن میراث اخلاقی فرهنگی و اجتماعی یک نسل به نسل بعد انتقال می یابد.

در آیات ذیل در کتاب مقدس تصریح شده است: درخت را باید از میوه اش شناخت.

درخت خوب میوه ی خوب می دهد و درخت بد میوه ی بد (متی 12: 33). برمبنای آیات فوق تصریح شده است که ریشه شناسی بسیاری از رفتارهای غیرجامعه پسند، کودکان و نوجوانان را نظیر، بزهکاری، جرم، اعتیاد، اختلال های روانی متنابعه جوامع امروز یعنی افسردگی، اضطراب و انزوای اجتماعی را باید در خانواده جستجو کرد. تمیز بین خوب و بد، درست و نادرست، مشروع و نامشروع از طریق انتقال ارزش های فرهنگی و تحکیم ارزش های مطلوب برای شهروندی اجتماعی در خانواده روی می دهند.

جایگزین های ازدواج و خانواده در آغاز سده ی جدید کمونها، زندگی مشترک بدون ازدواج و مجرد ماندن هستند. تغییرات الگوهای خانواده در سراسر جهان در درجه ی اول رشد و توسعه صنعتی است که در راستای آن اشتغال زنان در مرتبه اهمیت قرار دارد، و به تبع آن مسائلی نظیر حقوق زنان، برابری دستمزدها و دیگر حقوق مدنی و اقتصادی مطرح می گردد.

به نحوی که یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر زندگی خانوادگی در عصر حاضر، تعداد زیاد زنان متأهل است. به بیان دیگر تغییر شکل خانواده از صورت گسترده به هسته ای، سبب بروز تغییراتی در نقش و وظایف اعضای آن و روابط خانوادگی به تبع آن شده است.

تجددگرایی و رشد شتابنده صنعتی و فنآوری جوامع، نقش ها و پایگاه اجتماعی آحاد جامعه را در بطن نهادهای اجتماعی تغییر داده است. در خانواده های هسته ای و هسته ای با ملحقات، ارجحیتِ پدر و مادر نسبت به فرزند، افراد مسن بر افراد جوان، مردان بر زنان، بزرگترها بر کوچکترها دیده می شود امروز مشغله ی ذهنی طراحان و مهندسین، برنامه ریزی های اجتماعی جوامع صنعتی پیشرفته در رابطه با خانواده و کارکرد آن متزلزل شدن بنیاد خانواده و زخم پذیری جدید، کارکردهای سالم آن است.

مفهوم مادری کردن و همسر بودن زنان متأثر از توسعه صنعتی و به تَبعِ آن اشتغال زنان و کاهش مدت زمانی که می توانند صرف تربیت فرزندان و ارتباط با آنان برای ارتقاء امنیت روانی و رشد هیجانی اجتماعی آنها کنند به حداقل میزان رسیده است که پیامدهای ناگواری را از نظر رفتارهای اجتماعی بر کودکان و نوجوانان برجای نهاده است.

وجود خانواده های تک والدینی که بیشتر آنها تحت سرپرستی زنان قرار دارند، شکل گیری کمونها، رواج همجنس خواهی و مشروعیت ازدواج هم جنس ها، چالش های جدی ای است، که اندیشمندان جامعه شناسی خانواده و روانشناسان تربیتی را به خود مشغول ساخته است.

رشد فزاینده ی آمار طلاق، جزائم جنسی، خشونت علیه زنان، ایدز، اعتیاد، کودکان نامشروع خلاء هیجانی کودکان و موارد بسیار دیگر، معضلاتی است که این دگرگونی در تعریف خانواده از خود بر جای نهاده است. (زعفرانچی 2008) به نظر می رسد، مسئولان و مدیران مهندسی جوامع باید نگرشی دیگر را برای حفظ هویت، نهاد خانواده، این مهمترین نهاد اجتماعی در طول نسل ها که بار انتقال و غنی سازی تمدن های بشری را به دوش می کشد، احراز کنند.

توجه به علل زیربنای تزلزل بنیاد خانواده در غرب صنعتی شواهد مستند ارزشمندی را برای پیشگیری از آسیب های وارده به مفهوم خانواده در جوامع در حال توسعه ای نظیر جامعه ما فراهم ساخته است. آنچه به خوبی تصریح شده است، آن است که ارزش های محکم فرهنگی در بطن این چالش ها در راستای گذر بحران-های اجتماعی می توانند موجودیت خود را حفظ کنند که اعتقادات و باورهای دینی و ارزشگذاری بر اولویت ها در این حیطه که آرامش روانی، تعهد اخلاقی، ایثار و از خودگذشتگی و روابط اجتماعی سالم را به دنبال دارد، بار سنگینی را در زمینه ی به خود اختصاص داده اند.

خانواده زمینه ساز و بستر رشد این ارزش های فرهنگی و الهی است که اگر بر جای بماند و از رخم های تمدن امروز، جان سالم بدر ببرد، قادر است تعالی و رشد بشر را در کلیه ابعاد فرهنگی اجتماعی و اقتصادی تضمین کند.


همچنین از دیگر سخنرانان این نشست آقای سیامک مره صدق نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی ، بود . وی با اشاره به این که در تفکر یهودی ایجاد صلح و صفا در خانواده نیازمند مقدماتی است، اظهار داشت: " شأن و منزلت هرکس در خانواده باید حفظ بشود و هرکسی در جایگاه خودش قرار بگیرد و شرح وظایف همه اعضای خانواده هم مشخص است."

وی افزود: "درک فقهی ادیان دیگر برای افراد غیر روحانی نه تنها مشکل است، بلکه ممکن است باعث شود که آنان برداشت‌ متضادی از این متون بکنند و در سراسر جهان ادیان به صفاتی متهم می‌شوند که در آنها وجود ندارد. "

وی در ادامه گفت: "با مشکل تفسیر به رأی مواجه هستیم که در زمینه متون دینی هم صدق می‌کند. اگر فردی اشراف کافی به متون دینی نداشته باشد، ممکن است هر چه بخواهد در آنها پیدا کند. بنابراین تنها کسانی حق برداشت از فقه ادیان مختلف دارند که به آن اشراف کامل داشته باشند. "

نماینده کلیمیان درمجلس شورای اسلامی با اشاره به دین یهود، اظهار کرد: "عقل انسان کامل نیست و تفکر سکولار به تنهایی نمی‌تواند حلال مشکلات باشد، بنابراین دیدگاه‌های اومانیستی و سکولار نمی‌توانند رابطه خانواده را در تفکر دینی ترویج کند. بر اساس تفکرات دینی انسان محدود در چارچوب‌ها می‌شود، ولی تفکر اومانیستی چارچوب نمی‌شناسد. "

وی افزود:" افرادی که تن به تفکر سکولار و اومانیسم می‌دهند، نباید در مورد امور مختلف قضاوت کنند، این در حالی است که در تفکر یهودی افراد بر اساس رفتار و کارهایشان مورد قضاوت قرار می‌گیرند. "

مره صدق در ادامه اظهار داشت :" بر اساس دیدگاه دین یهود، اتفاقاتی که در یک خانواده می‌افتد به سه گروه تقسیم می‌شود. مورد اول مربوط به جنبه‌های اخلاقی و عقیدتی است. پدر و مادر وظیفه دارند در زمینه مباحث اخلاقی و مذهبی در مقابل فرزندان خود نرمش نشان ندهند و بر روابط زوج تاکید می‌شود و چنان که یکی از آنها مورد ظلم دیگری قرار گیرد، کسی که زودتر گذشت کند، جایگاه بهتری دارد. "

نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی در پایان اظهار داشت : "در زمینه آموزش لازم نیست که افراد خانواده در زمینه فقه یهود آموزش کامل ببینند، اما باید حداقل‌هایی را درباره این دین بیاموزند. "


در حاشیه نشست اهمیت خانواده از منظر ادیان توحیدی ، یکی از زنان آشوری ایرانی به ذکر چند حدیث از حضرت مسیح در مورد اهمیت خانواده پرداخت که به شرح ذیل است :

" به خاطر احترامی که به مسیح دارید مطیع یکدیگر باشید . ای زنها طوری از شوهران خود اطاعت کنید که از خداوند اطاعت می کنید . ای شوهران چنانکه مسیح کلیسا را دوست داشت و جان خود را برای آن داد شما نیز زنان خود را دوست بدارید . " ( افسیان 5-6 آیه 21-25)


"ای فرزندان وظیفه هر مسیحی این است که از والدین خود اطاعت کند . اولین حکمی که با وعده همراه بود این است پدرومادر خود را محترم بدار وعده آن بود تا کامیاب گردی و عمرت بر روی زمین طولانی شود .

شما ای پدران فرزندان خود را خشمگین نسازید بلکه آنان را با آموزش و پرورش مسیحی تربیت کنید "( افسیان 6آیه 1-3


" ای زنان مطیع شوهران خود باشید زیرا این کار وظیفه مسیحی شماست ." ( افسیان 6 باب 4)


ای شوهران زنانتان را دوست بدارید و با آنان تندی نکنید . ای فرزندان از والدین خود در هر امری اطاعت کنید زیرا این کار خداوند را خشنود می کند . ای پدران به فرزندان خود زیاد سخت نگیرید مبادا دلسرد شوند . "( کولسیان 3-18-21 )


 

گذري بر نشست بررسی اهمیت و جایگاه خانواده از منظر ادیان توحیدی 

نخستین نشست بررسی اهمیت و جایگاه خانواده از منظر ادیان توحیدی، عصر روز چهارشنبه بیست و ششم مهرماه به همت اتحادیه زنان پیرو ادیان توحیدی و همکاری مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و انجمن های مربوط به زنان در سالن سرو پارک پردیسان تهران برگزار شد.

در این مراسم خانم دکتر فریبا علاسوند، عضور شورای فرهنگی اجتماعی زنان با اشاره به این که در قرآن نسبت به کتب مقدس ادیان دیگر آیات زیادی از نظر کمی و کیفی به اثبات جایگاه زن و مرد اختصاص دارد، بیان داشت: در زمانی که زنان و دختران زنده به گور می شدند و آنها را به اندازه یک شیء هم به حساب نمی آوردند، قرآن کریم یک نهضت فرهنگی بزرگ ایجاد کرد که در رویکردهای فلسفی خود تأکید بر برابری جایگاه زن و مرد دارد.

در ادامه مراسم خانم یعقوبی عضو انجمن زنان آشوری تهران با بیان این که مؤلفه های محبت، از خود گذشتگی و احترام متقابل به عنوان کارکردهای خانواده در روابط اجتماعی است، گفت: مهم ترین رسالت خانواده تربیت فرزندانی است که پیام های فوق را در زندگی خود اجرا کنند.

همچنین مرصدق نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که در تفکر یهودی ایجاد صلح و صفا در خانواده نیازمند مقدماتی است، اظهار داشت:‌ شأن و منزلت هرکس در خانواده باید حفظ بشود و هرکسی در جایگاه خودش قرار بگیرد و شرح وظایف همه اعضای خانواده هم مشخص است.

لازم به ذکر است در این مراسم کارشناسان مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و نمایندگان انجمن های مختلف مربوط به زنان نیز حضور داشتند.

عضو جمعیت زنان آشوری گفت: رشد فزاینده آمار طلاق، جرایم جنسی، خشونت علیه زنان و غیره معضلاتی است که دگرگونی در تعریف خانواده موجب آن شده است.

آیلین یعقوبی در نخستین نشست «بررسی اهمیت و جایگاه خانواده از منظر ادیان توحیدی» که از سوی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برگزار شد،اظهار کرد: چهار مولفه محبت، از خود گذشتگی، اطاعت و احترام متقابل بر روابط اجتماعی، کارکردهای خانواده را از تمام ابعاد خود متاثر می‌کند. ریشه بسیاری از رفتارهای غیر جامعه پسند کودکان و نوجوانان مانند بزه‌کاری، جرم، اعتیاد و غیره را باید در خانواده جست‌وجو کرد.

وی افزود: تجددگرایی و رشد شتابنده صنعت و فناوری‌، عوامل، نقش‌ها و پایگاه‌های اجتماعی و آحاد جامعه را در بطن نهادهای اجتماعی تغییر داده است. مفهوم مادری و همسری زنان متاثر از توسعه فرهنگی و به تبع آن اشتغال زنان به حداقل میزان رسیده است.

یعقوبی در ادامه گفت: وجود خانواده‌های تک والدی که بیشتر آنان تحت سرپرستی زنان قرار دارند. شکل‌گیری و رواج هم‌جنس‌خواهی و مشروعیت ازدواج هم‌جنس‌ها، چالش‌های جدی است که اندیشمندان جامعه‌شناسی خانواده و روانشناسان تربیتی را به خود مشغول ساخته است.

عضو جمعیت زنان آشوری در ادامه گفت: به نظر می‌رسد مسوولان و مدیران جوامع مختلف باید نگرش دیگری را برای حفظ هویت و نهاد خانواده در پیش بگیرند، چرا که خانواده مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که در طول زمان‌های مختلف بار انتقال و غنی‌سازی تحولات بشری را بر دوش می‌کشند.

وی تاکید کرد: توجه به علل زیربنایی تزلزل بنیاد خانواده در غرب صنعتی، شواهد مستند ارزشمندی را برای پیشگیری از آسیب‌های وارده به مفهوم خانواده در جوامع در حال توسعه مانند جامعه ما را فراهم کرده است.

یعقوبی در پایان گفت: خانواده زمینه‌ساز و بستر رشد ارزش‌های فرهنگی و الهی است که اگر پابرجا باقی بماند، تعالی و رشد بشر درکلیه ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را تضمین می‌کند.

خانم فریبا علاسوند، استاد حوزه و دانشگاه عصر در نشست «بررسی اهمیت و جایگاه خانواده از منظر ادیان توحیدی» با اشاره به این که در قرآن نسبت به کتب مقدس سایر ادیان توحیدی، آیات زیادی از نظر کمی و کیفی به اثبات جایگاه زن و مرد اختصاص دارد، اظهار داشت: در زمانی که زنان و دختران زنده به گور می شدند و به اندازه یک شیء هم آنها را به حساب نمی آوردند، قرآن کریم یک نهضت بزرگ فرهنگی را ایجاد کرد که در رویکرد فلسفی خود به برابری جایگاه زن و مرد تأکید دارد.

وی بیان داشت: علامه طباطبایی از آیه اول سوره نساء برای بیان برابری جایگاه زن و مرد بسیار استفاده می کند.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که عبارات مختلفی در کتاب مقدس وجود دارد که در آن از زن و مرد به عنوان دو فرد انسانی خواسته شده تا از قابلیت های خود استفاده کنند، ابراز داشت: امروز در دنیا آنقدر از مادی گرایی خسته شدند که می گویند ما جز در پرتو پایبند بودن به ارزش های اخلاقی، زندگی با نشاطی نخواهیم داشت.

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان با اشاره به این که امر ارزشی چیزی است که برای انسان سعادت ساز است، گفت: سقراط بهترین فضیلت ها را فضائل عقلی می دانست و بهترین زندگی را در سایه عقل تعریف می کرد.

علاسوند اظهار داشت: در کتب مقدس از خانواده به عنوان معبدی کوچک نام برده می شود که در آن مأموریت خطیری به عهده زنان گذاشته شده است و زن و شوهر حق دارند اوقاتی را جدای از هم به امور معنوی بپردازند.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که اشتراکات ادیان توحیدی در باب خانواده بسیار زیاد است، گفت: در قرآن کریم داریم که بنی آدم از کرامت ذاتی برخوردارند و یک موجود، صرف این که انسان است کرامت دارد.

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان عنوان کرد: شاید یکی از پایه های مهم نظریه مکملیت زن و مرد، بحث تفاوت ها است و در قرآن کریم،تفاوت ها بسیار بیان شده است.

علاسوند در ادامه این مطلب بیان داشت: از دهه هشتاد به بعد که دانشگاه هایی مانند هاروارد تصمیم گرفتند در این باره تحقیق کنند، مشخص شد زن و مرد نه فقط در اندام های ظاهری، بلکه در مغز با هم متفاوتند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به بحث تولید مثل بیان داشت: علامه طباطبایی هدف از ازدواج را تولید مثل می داند که سپس در طولش اهداف دیگری مانند به آرامش رسیدن و بهره وری اقتصادی هم وجود دارد.

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان تصریح کرد: نسل پاک در همه ادیان مهم است و ازدواج با محارم را همگی حرام می دانند.

نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی گفت: بسیاری از سوء تفاهم‌های پیروان ادیان مختلف از دیدگاه غیر کارشناسانه آنها به متون حجیم فقه سایر ادیان نشات می‌گیرد، بنابراین زمانیکه قصد داریم از منابع فقهی ادیان دیگر استفاده کنیم، باید از نظر افرادی بهره ببریم که با این متون آشنایی کافی دارند. سیامک مره‌صدق در نخستین نشست «بررسی اهمیت و جایگاه خانواده از منظر ادیان توحیدی» که مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به همراه برخی از انجمن‌ها و سازمان‌های مردم نهاد برگزار کرد، افزود: درک فقهی ادیان دیگر برای افراد غیر روحانی نه تنها مشکل است بلکه ممکن است باعث شود که آنان برداشت‌ متضادی از این متون بکنند و در سراسر جهان ادیان به صفاتی متهم می‌شوند که در آنها وجود ندارد.

وی در ادامه گفت: با مشکل تفسیر به رای مواجه هستیم که در زمینه متون دینی هم صدق می‌کند. اگر فردی اشراف کافی به متون دینی نداشته باشد، ممکن است هر چه بخواهد در آنها پیدا کند. بنابراین تنها کسانی حق برداشت از فقه ادیان مختلف دارند که به آن اشراف کامل داشته باشند.

نماینده کلیمیان در مجلس با اشاره به دین یهود، اظهار کرد: عقل انسان کامل نیست و تفکر سکولار به تنهایی نمی‌تواند حلال مشکلات باشد، بنابراین دیدگاه‌های اومانیستی و سکولار نمی‌توانند رابطه خانواده را در تفکر دینی ترویج کند. بر اساس تفکرات دینی انسان محدود در چارچوب‌ها می‌شود، ولی تفکر اومانیستی چارچوب نمی‌شناسد.

وی افزود: افرادی که تن به تفکر سکولار و اومانیسم می‌دهند، نباید در مورد امور مختلف قضاوت کنند، این در حالی است که در تفکر یهودی افراد بر اساس رفتار و کارهایشان مورد قضاوت قرار می‌گیرند.

مره صدق در ادامه گفت: بر اساس دیدگاه دین یهود، اتفاقاتی که در یک خانواده می‌افتد به سه گروه تقسیم می‌شود. مورد اول مربوط به جنبه‌های اخلاقی و عقیدتی است. پدر و مادر وظیفه دارند در زمینه مباحث اخلاقی و مذهبی در مقابل فرزندان خود نرمش نشان ندهند و بر روابط زوج تاکید می‌شود و چنان که یکی از آنها مورد ظلم دیگری قرار گیرد، کسی که زودتر گذشت کند، جایگاه بهتری دارد.

نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی در پایان اظهار کرد: در زمینه آموزش لازم نیست که افراد خانواده در زمینه فقه یهود آموزش کامل ببینند، اما باید حداقل‌هایی را درباره این دین بیاموزند.

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3069
 بازدید امروز : 144
 کل بازدید : 1404078
 بازدیدکنندگان آنلاين : 17
 زمان بازدید : 0/2501
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.