| چهارشنبه ٠٤ مرداد ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
الگوي زنان در اديان الهي

جايگاه و اوصاف حضرت مريم و مسيح در مسيحيت و آسيه در فرقه هاي يهوديت

مسیحیت پروتستان
انجیل لوقا 28:1 "فرشته خداوند نزد او رفت و گفت: سلام بر تو، ای که بسیا ر مورد لطفی . خداوند با توست "
آیه ای که در بالا ملاحظه نمودید آغازگر مجادلات در مورد چرخه نجات در دوره نهضت اصلاحات دینی  می باشد. در ادامه برای اشاره به جایگاه مریم در مسیحیت به این آیه باز   میگردیم.
در بین اکثر الهیدانان مسیحی، کریگما یا همان روح حاکم بر کتب عهد جدید بر شخص عیسای قیام کرده تشکیل  میدهد، لیکن بین فرقه های سنتی یعنی کاتولیک رو می و ارتودوکس شرقی با کلیساهای اصلاح شده در زمینه جایگاه مریم اختلاف فراوانی  می باشد.
در تاریخ کلیسا، پس از روی کار آمدن مباحث مسیح شناسی و تثبیت جنبه لاهوتی و ناسوتی عیسی مسیح، عنوان (مادر خدا) را به این بانو دادند و خطاب نمودن حضرت مریم به عنوان، مادر خدا، یکی از نشانه های ایمان ارتودوکس قلمداد شد به این دلیل که نمایا نگر اعتقاد مسیحیا ن به الوهیت و انسانیت عیسی مسیح  می نمود.

پس از بارور شدن نهضت اصلاحات و تلاش فرهنگی ای که اومانیستهای عصر اصلاحات از خود نشان دادند از جمله اراسموس رتردا می، مشخص شد که ترجمه وولگات کتاب مقدس که در آن زمان ترجمه رایج در کلیسا می بود، دارای اشتباهاتی در ترجمه اش  می باشد و یکی از آن اشتباهات به آیه ای که در ابتدا آوردم مربوط  می باشد.
در ترجمه وولگات متن آیه طوری ترجمه شده است که ( مریم ) را مخزن و منبع فیض معرفی می کند گویی که فیض از مریم تراوش می کند بدین سبب در الهیات کلیساهای کاتولیک رو می و ارتودوکس شرقی که بر مبنای ترجمه وولگات  می باشد شاخه ای به نام ( مریم شناسی ) وجود دارد که به نقش و جایگاه مریم در اصول اعتقادی این کلیساها  می پردازد
همانطور که ملاحظه نمودید اشتباه در ترجمه کتاب مقدس و مبنای الهیات قرار گرفتن آن ترجمه مسبب شکل گیری آموزه ای شد که از نظر پروتستانها جایی در کتاب مقدس ندارد زیرا در متن یونانی، مریم را شخصی معرفی  می کند که فیض و لطف خداوند شامل حالش شده است.
بحثی که ترجمه این آیه به وجود  می آورد بدین شکل  می باشد. اگر بر طبق ترجمه وولگات, مریم مخزن فیض است و فیض از وی جاری  می شود پس تکریم و دعا به مریم جز نیازهای دریافت نجات  می باشد لیکن با توجه به ترجمه صحیح آیه که مریم را شخصی معرفی  می کند که فیض خدا شامل حالش گردیده است، تکریم و دعا نمودن به این بانو در امر نجات و فیض جایگاهی در الهیات پروتستان که کار خود را با شعار( فقط کتاب مقدس ) شروع کرد طبعا نخواهد داشت.
توجه داشته باشید کلیساهای سنتی ای که ویژگیهای خاصی را بر حضرت مریم قائل  می باشد به سنت کلیسا استناد  می کنند لیکن مفهوم کارکردی واژه سنت در بین کلیساهای سنتی و پروتستان متفاوت  می باشد.

مریم در متن اناجیل

در نظرگاه یهودی متی، مریم با توجه به نقش نامزدش یوسف معرفی می شود.

در نظرگاه انجیل مرقس که بر مبنای موعظه های پطرس رسول نوشته شده است در واقع مریم در مقابل ایمانداران قرار گرفته است ( باب3 آیا ت 33و34 )

در نظرگاه جهانشمول انجیل لوقا دقیقتریت روایت در مورد مریم, مادر عیسی به چشم  می خورد و در آنجا نیز تاکید بر شخص مریم نیست بلکه بر اراده خدا برای طفل مریم است.

در انجیل یوحنا از مریم تنها در هنگام مصلوب شدن عیسی سخن به  میان  می آید.
با توجه به عظمتی که اناجیل به مریم نداده اند جای سوال است که چرا هم اکنون در برخی محافل کلیسایی تکریم مریم و دعا به وی به عنوان شفیع و عاملی در چرخه نجات وجود دارد؟!


منابع:
مقدمه ای بر اصلاحات دینی, نشر دانشگاه ادیا ن و مذاهب قم
آیین کاتولیک - نشر دانشگاه ادیا ن و مذاهب قم
در آمدی بر الاهیا ت مسیحی . انتشارات روشن
تاریخ تفکر مسیحی، نشر فروزان

نظر اسلام راجع به حضرت مریم

حضرت مريم در بين اعتقادات مسلمانان و منابع آنها جايگاه بالايي دارد . طوري كه يك سوره در قرآن به نام ايشان ميباشد (سوره مريم نوزدهمين سوره قرآن و داراي 98 آيه كه در مكه بر پامبر اسلام نازل شد) گذشته از آن نام حضرت مريم 34 بار در قرآن برده شده داستان حضرت مريم در قرآن مجيد يكى از شگفت انگيزترين و جالبترين داستانهاى قرآنى است. ولادت او و سرگذشت مادرش و ماجراى حامله شدن خود وى كه دوشيزه بود و آوردن پسرى به نام عيسى ( پيغمبر خدا)، داستانى شنيدنى و بى نظير است كه در قرآن مجيد آمده است .
خداوند داستان آنان را به تفصيل در قرآن سوره مريم شرح داده است. اينك خلاصه آن داستان به موجب آيات سوره آل عمران و سوره مريم و تفسير آن :

مادر مريم (حَنِّه) يا (حنا) سالها بود كه با (عمران) از بزرگان و روحانيون محترم آل يعقوب ازدواج كرده بود ولى از او فرزندى نياورد. مدتها گذشت اما انتظار او به جايى نرسيد. سرانجام رو به درگاه خدا آورد و دست تضرع و التجا برداشت.
{زن عمران گفت: پروردگارا! من نذر كرده ام كه آنچه را در شكم دارم (وقتى متولد شد) آزاد بگذارم (تا خدمتكار خانه تو باشد) پس تو اين نذر را از من بپذير كه مى دانم شنوا و دانايى } (آل عمران ، آيه 35 )
در آن روز بيت المقدس معروف به (هيكل) بود. ساختمان اين معبد را حضرت داوود آغاز كرد و فرزندش سليمان به اتمام رسانيد. در كنار همين معبد بود كه در دوران اسلامى (مسجد اقصى) يا (بيت المقدس) ساخته شد.
سرانجام، دعاى مادر مريم كه از بانوان پاك سرشت بود مستجاب شد و احساس كرد كه آبستن شده است. به همين جهت وقتى وضع حمل كرد و ديد كه نوزاد دختر است و پسر نيست گفت: خداوندا! من كه دختر زاييدم ؟! (چون منتظر پسر بود) ولى خدا بهتر مى دانست كه آنچه زاييده بود چه دختر پاك سرشتى است. مادر مريم پنداشت كه براى خدمت در خانه خدا، پسر به مانند دختر نيست از اين رو گفت: {من او را مريم ناميدم و او و فرزندش را از شرّ شيطان مطرود در پناه تو قرار دادم} (سوره آل عمران آيه 36)
مادر مريم مى ديد كه بايد به نذر خود عمل كند. با اينكه مريم دختر بود او را به عنوان (دختر عابده ) تقديم خانه خدا كرد.
خدا هم مريم را به وجهى نيكو قبول كرد و به خوبى پرورش داد و چون پدر مريم پيش از ولادت او از دنيا رفته بود از اين رو مادرش او را كه طفلى خردسال بود آورد و به متوليان خانه خدا سپرد تا نذر او را براى خدمتگزارى خانه خدا بپذيرند.
متوليان بيت المقدس كه از بزرگان و روحانيون عالى مقام بنى اسرائيل بودند بر سر كفالت مريم با هم به نزاع پرداختند. سرانجام تصميم گرفتند قلم هاى خود را به آب اندازند تا قلم هر كدام به روى آب آمد، به حكم قرعه كفالت مريم دختر عمران مرد نامى و محترم شهر، با او باشد و اين افتخار در خانه خدا نصيب او گردد.
كودكي حضرت مريم در آن ميان تمام قلم ها به زير آب رفت و تنها قلم زكريا به روى آب آمد. بدينگونه زكريا(كه شوهرخاله مريم بود)كفالت و سرپرستى اورابه عهده گرفت .
در بيت المقدس اطاقكى در جاى بلندى در اختيار مريم نهادند و زكريا به مراقبت از وى همّت گماشت .
با اينكه غذا و مايحتاج مريم به عهده زكريا بود، مع الوصف (چند بار زكريا سر زده به ديدن مريم آمد و ديد كه غذاى بهشتى در مقابل مريم نهاده اند) و او مشغول خوردن آن است !
{ زكريا گفت: اى مريم! اين غذا را از كجا براى تو آورده اند؟ مريم گفت: آن را از جانب خدا آورده اند، خدا به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى دهد} (آل عمران ، آيه 37 )
زكريا متوجه شد كه مريم سخت مورد لطف و عنايت خداست. مريم سالها در خانه امن خدا و تحت كفالت و نظارت حضرت زكريا پيغمبر خدا به سر برد. او هم اكنون دخترى بالغ است و با قد كشيده واز نظر ظاهر و باطن بهترين دختران عصر مى باشد. او در همان بلندى در اطاقك خود به سر مى برد، در اوقاتى كه مردان بيرون مى رفتند پايين مى آمد و مشغول جاروب كردن خانه خدا و گردگيرى نقاط آن مى شد.
روزى در اطاقك خود نشسته بود كه {فرشتگان آمدند و به وى گفتند: اى مريم ! فرمانبردار خدا باش و سجده كن و با خاضعان در پيشگاه خدا خضوع كن} (آل عمران ، آيه 43)
روز ديگر باز فرشتگان نازل شدند و گفتند: {اى مريم ! خدا تو را بشارت مى دهد به مولودى كه نامش مسيح عيسى بن مريم است و در دنيا و آخرت آبرومند خواهد بود و از مقربان الهى است} (آل عمران، آيه 45)
{او در گهواره مانند روزى كه بزرگ خواهد شد، با مردم سخن خواهد گفت، و يكى از بندگان شايسته خداوند مى باشد}.( آل عمران ، آيه 46)
{مريم گفت: خدايا! چگونه ممكن است من صاحب پسرى شوم و حال آنكه بشرى با من تماس نگرفته است. فرشته گفت : با اين وصف خدا اين كار را خواهد كرد و آنچه را بخواهد مى آفريند. وقتى خدا فرمانى صادر كند (و چيزى را اراده نمايد) همينكه بگويد: بشو، مى شود} (آل عمران ، آيه 47)
دنباله داستان را در سوره مريم بخوانيد كه خداوند ماجراى حامله شدن مريم دوشيزه نمونه و پاك سرشت عصر را شرح مى دهد: {اى پيغمبر! به يادآور داستان مريم را هنگامى كه از كسانش كناره گرفت و به نقطه اى در مشرق جايگاه خود رفت در آنجا او پرده اى كشيد و دور از چشم آنها مشغول آبتنى شد.
درست در همين هنگام ما روح القدس را به سوى او فرستاديم. روح القدس ‍ مانند انسانى معتدل و خوش تركيب در مقابل او مجسم شد. چون مريم آن انسان زيبا و خوش قامت را ديد، گفت: من به خدا پناه مى برم و ازاو مى خواهم كه توازاوبترسى و مردى پارساباشى و گمان بددرباره من نبرى !
روح القدس فرشته الهى گفت: نه، من بشر نيستم، من فرستاده خداى تواءم و آمده ام تا از جانب خدا كودكى پاك سرشت به تو موهبت كنم .
مريم گفت: چگونه ممكن است من بچه اى داشته باشم و حال آنكه بشرى با من تماس نگرفته است و زناكار هم نبوده ام ؟
فرشته گفت: با اين وصف خداوند اراده كرده است كه اين كار جامه عمل بپوشد. فرشته افزود خدايت مى گويد اين كار براى من كه خداى تو هستم آسان است (و مسئله مشكلى نيست) ما او را نشانه اى از قدرت نمايى خود براى مردم قرار مى دهيم و رحمتى از جانب خود مى دانيم و در هر صورت بايد بدانى كه اين كار انجام گرفته است } (مريم ،آيه 22-16)
با همين تجسم روح القدس در مقابل مريم كه دوشيزه اى باوقار و جوان و در آن لحظه با بدن لخت مشغول آبتنى بود و گفتگويى كه ميان او و فرشته الهى رد و بدل شد، مريم كه خود را برهنه و در يك قدمى جوانى زيبا و متناسب مى ديد، تكان سختى خورد و حالت قاعدگى پيدا كرد.
همين معنا موجب شد كه به طرز اسرارآميزى و برخلاف موازين طبيعى و دانش طبيعى و فقط با اراده و خواست الهى آبستن شود. چيزى كه براى نخستين بار اتفاق مى افتاد و بعد از او هم در جهان اتفاق نيفتاده است. اين فقط يك معجزه بود و خواست خداوند؛ زيرا اراده خداوند بالاتر از موازين طبيعى و قوانين علمى و محاسبات ماست .
مريم با روح و اراده خداوند حامله شد و همين احساس حاملگى او را به محل دورى كشاند. در آنجا درد زاييدن به سراغ او آمد و به درخت نخلى پناه برد.
او كه مى ديد دوشيزه اى دست نخورده آبستن شده است و يك لحظه ديگر وضع حمل مى كند بقدرى هراسان شد كه گفت: {اى كاش ! پيش از اين واقعه مرده بودم و از خاطره ها فراموش شده بودم . درست در همين هنگام از زير درخت نخلى خشكيده صدايى آمد كه: اى مريم ! غمگين مباش ! خدايت از زير پايت چشمه آبى جارى ساخته است و اين را نشانه لطف خود درباره تو قرار داده است .
اى مريم! شاخه درخت نخل را (كه سبز و بارور شده است) تكان ده تا رطب تازه فرو افتد. سپس از آن رطب تازه بخور و چشمت روشن باشد. اگر پس از وضع حمل بدخواهان يهود زاييدن و بچه دار شدن تو را بهانه كردند و ديدى كه درباره آن سؤ ال مى كنند، به آنان بگو: من براى خدا نذر كرده ام روزه بگيرم، بنابراين با كسى سخن نمى گويم} (مريم ، آيه 27-22)
به دنبال آن، مريم زاييد و عيسى نوزاد زيباى خود را پاك و پاكيزه و پيچيده در قنداق، در بغل گرفت و به ميان قوم آمد، شهرى كه اين ماجرا در آن به وقوع پيوست (ناصره) واقع در فلسطين بود كه امروز هم هست و به زادگاه حضرت عيسى معروف است. چون عيسى در (ناصره) متولد شد، خود او را (عيساى ناصرى) مى گفتند و به همين علت هم پيروانش را (نصرانى) يا (نصارا) مى خوانند.
ملامت حضرت مريم توسط قومش مريم كه خود از اولاد يعقوب يعنى دودمان بنى اسرائيل و قوم يهود بود، همينكه با آن كيفيت و حال و وضع، نوزاد را به بغل گرفته و به ميان قوم خود آورد، گفتند:{ اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت سابقه بدكارى داشته است تو كه دختر هستى اين بچه را از كجا آورده اى ؟ مريم با الهام غيبى اشاره به نوزاد كرد كه از خود وى جويا شويد. گفتند: چگونه با نوزادى كه در گهواره (قنداق ) است سخن بگوييم ؟}( مريم، آيه 27-22)
در هيمن لحظه عيسى نوزاد گفت: {من بنده خدايم و (معانى ) كتاب آسمانى به من داده شده و خدا مرا پيغمبر نموده است و هر جا باشم پر بركت قرار داده و سفارش كرده است كه تا زنده ام نمازگزارم و زكات بدهم. و سفارش كرده است كه نسبت به مادرم نيكوكار باشم و ستمگر و سنگدل نباشم .
درود بر من روزى كه متولد شدم و روزى كه مى ميرم و روزى كه زنده مى شوم}
خداوند شخصيت مريم را در آيه آخر سوره تحريم بدينگونه بازگو مى فرمايد:{مريم دختر عمران نمونه كامل يك فرد با ايمان بود.رحمش پاك و ما روح خود را در آن دميديم. او سخنان خداى خود و كتب او را تصديق داشت و شخصا نيز از بندگان فرمانبردار خداوندبود}
از پيامبر اكرم (ص) سؤال شد، معناى بتول چيست، اينكه از شما شنيده ايم كه مريم (ع) و فاطمه (ع) بتول بوده اند؟ رسول خدا(ص) در جواب فرمود: (بتول) آن زنى را مى گويند كه هرگز آثار حيض و نفاس معمول زنانه در او مشاهده نشود، زيرا حالت حيض شدن در دختر پيغمبران مكروه ميباشد.
عيسى بن زيد ميگويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه: فاطمه (س) بدين علت محدثه ناميده شده است كه ملائكه از آسمان فرود مى آمدند و او را ندا مى كردند، چنانكه مريم فرزند عمران را ندا ميكردند.
در حديث مشهوري از ائمه شيعه نقل شده كه: در ميان تمام زنان جهان در طول دوران هستى فقط چهار زن توانستند به مقامات بسيار والايى نايل شوند - حضرت مريم و حضرت خديجه و آسيه همسر فرعون و حضرت فاطمه (س).
خلاصه :
حضرت مريم شخصيت مهم و شناخته شده اي است طوري كه تمام اديان ابراهيمي او را مي شناسند. در بين اين اديان اسلام نظر بسيار ويژه اي نسبت به ايشان دارد طوري كه در مقايسه با نظر ديگر دين ها متوجه ميشويم كه آنها چه تهمت هايي به اين انسان شريف و معصوم زده اند .
آيات و روايات زيادي در قرآن و كلام امامان شيعه درباره حضرت مريم وجود دارد كه به علت قوانيني كه مديريت براي هر مقاله گذاشته مجبور شديم به چند نكته از آن اشاره كنيم.

منابع :
قران- تفسير طبرى ، ج 3 ص 180- اصابه ، ج 4 ص 366- استيعاب ، ج 2 ص 720 و 750- البداية و النهاية ، ج 2 ص 61- مشكل الاثار، ج 1 ص 48- تفسير بغوى ، ج 1- كفاية الطالب ، ص 218- مناقب ابن مغازلى ، ص 363- سير اعلام النبلاء، ج 2 ص 127- المعجم الكبير، ج 23 ص 7- تاريخ ذهبى ، ج 3 ص 46- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 322- كشف الغمة ، ج 1 ص 450- مستدرك حاكم ، ج 3 ص 185-665 پرسش و پاسخ (در محضر علاّمه طباطبائى قدس سره) جمع آوري از : محمد حسين رخشاد- ببحار، ج 43 ص 31- ارشاد اهل القبله، صفحه 30- علل الشرايع

زندگی آسیه:

آسیه دختر مزاحم بن عبید بن ریا ن بن ولید از فرزندان ونسل پیامبران واز قوم بنی اسرائیل است، ودرسال 3828فرعون مصر به نام « رامسیس » اورا به زنی گرفت، ودختری به نام «انیسا» به دنیا آورد و چون این دختر، علیل و بیمار غیر قابل علاج بود، با مالیدن آب دهان موسی درهمان دوران کودکی به وی، او را بهبود بخشیدند.
آسیه هم زمان با جادوگران فرعون که دریک صحنه سیاسی واجتماعی صورت گرفت با دیدن معجزات حضرت موسی ایمان آورد،و پس از تحمل شکنجه های سنگین به شهادت رسید.1

شخصیت آسیه:

اگر کسی شخصیت سیاسی و دنیوی و اجتماعی آسیه را در ذهن خویش تصور نماید، و بداند که او همسر کسی بود که ادعای خدایی داشت و تمام زرق وبرقهای مصر پهناور و مردم آن سامان در اختیار او بود متوجه می گردد که وی چگونه خود را در برابر آن همه عوامل مادی نباخت و با این وضع، وی از نظر ایمانی کسی شد که خانه او پناه مستمندان و مؤمنین بود! و با اخلاص تمام درنهان به بندگی خدا  می پرداخت، و اززنان ممتاز جهان به شمار  می آمد.
آسیه زنی است که در صحنه های خاص مورد عنایت خداوند قرار گرفته و او را مادر مؤمنین لقب داده، و رسول گرامی اسلام وی را در ردیف فاطمه وخدیجه ومریم بهترین زنان اهل بهشت خوانده است.2
همسر فرعون بدون اینکه تحت هدایت پیامبری از پیامبران الهی قرار گیرد، باهدایت فطری خویش نهایت خلوص را به نمایش  می گذارد و شخصیتی از برای خویش ترسیم  می کند که او را به صورت الگو و اسوه مؤمنان در می آورد.
خداوند برای تمامی کسانی که ایمان آورده اند، بدون دخالت جنسیت آنان، همسر فرعون را مثال می آورد تا نشان دهد که رستگاری تنها منوط به ایمان خالص به خدا ورسول و حسن اطاعت از پروردگار است واتصال و خویشاوندی با طاغیان و مستکبران هرگز نمی تواند به حال کسی که ایمان آورده است ضرری زند.3
آری اوریشه پاک داشت، واز نسل پاک به وجود آمد، و بزرگترین افتخارش این بود که از اولاد پیامبران بود ، و درنهان ایمان خود را حفظ کرده بود، واز دیدن معجزات موسی به وی نیز ایمان آورد، ودر راه ایمان و عقیده به شهادت رسید.4

ایمان آسیه:

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ):
ثلاثة لم یکفروا بالوحی طرفةعین؛ مؤمن آل یس و علی بن ابیطالب و آسیه إمرأة فرعون 5
سه نفر هرگز نسبت به وحی کافر نبوده اند، آن سه نفر عبارتند از : مؤمن آل یس ،علی بن ابی طالب و آسیه

همسر فرعون :

براین اساس، آسیه حتی قبل ازنبوت حضرت موسی به خدای یگانه ایمان داشته است. او تنها فرد مؤمن ویکتا پرست از خانواده فرعون است که بر شریعت حضرت ابراهیم استوار بوده است. وی درعین اینکه موحد بود ،ولی ایمان خود را مخفی  می کرد.
اوبه خدای یگانه ایمان داشت و مخفیا نه معبود واقعی خود را پرستش می کرد.اگر چه در کاخ فرعون زندگی  می کرد، ولی هیچ سنخیتی با آنان نداشت.بر خلاف نظرکسانی که علت خداجویی را نیاز می دانند، اوهیچ گونه نیازی نداشت و اگر اراده  می کرد، تمام ذخایر مصر را دراختیا ر او قرار  می گرفت. وی ملکه مصراست و هر خواسته اش برآورده شده .
آری او تنها یک نیاز داشت و آن هم عبادت بود از محیطی که بتواند به راحتی در آن محیط عقیده و ایمان خود را اظهار کند و به عبادت خدای یگانه بپردازد.6
اما در این که چه زمانی آسیه ایمان خود را به نبوت موسی اظهار کرد، اختلاف نظر وجود دارد برخی گفته اند: وقتی که عجز و ناتوانی ساحران درمقابل معجزه موسی را مشاهده کرد، ایمان به نبوت آن حضرت را اظهار کرد و فرعون نیز بارها او را نهی کرد، اما او دست از اعتقادش برنداشت.7
برخی نیزگفته اند، آرایشگر دختر فرعون به خدای یگانه و نبوت موسی ایمان داشت، ولی ایمان خود را مخفی می کرد، روزی شانه از دستش افتاد و نا خود آگاه نام خدا را بر زبان آورد. دختر فرعون گفت: منظورت از خدا پدرم فرعون  می باشد؟ اودرجواب گفت: منظورم خدای ما وخدای پدرت  می باشد. جریا ن ایمان اوبه فرعون گزارش داده شد، فرعون دستور داد تا او را به طرز فجیعی به شهادت برسانند. آسیه که شاهد شهادت او بود، دید که ملائکه روح او را به طرف آسمان بالا بردند. دراین جا ایمان واعتقادش به یقین رسید و ایمان به نبوت موسی را اظهار کرد.8

اسوه بودن آسیه:

در تعلیل اسوه بودن این زن، خداوند متن دعای اورانقل  می کند، دعایی که خود ترسیمی جامع از نهایت عبودیت زنی است که دربالاترین بهره وری دنیوی بوده است.اما منزلتهای ظاهری نه تنها او را مانند شوهرش نفریفته، بلکه از تمامی آنان، آنچنان چشم پوشیده و بر منزلت درجوار رحمت حق چشم دوخته است که گویی نفرت از استکبار در او ریشه ای عمیق دارد. جمله ای که او در آرزومندی برای قرب به خداوند ادا  می کند، شایسته دقت بسیا ر است .
وی می گوید: «ای پروردگار من، نزد خودت از برای من در بهشت خانه ای بساز» اول اینکه با کلمه (رب)، که نشانه احساس قرب بنده به پروردگار خویش است، آغاز  می کند به کار بردن قید عندک (نزد خودت) قبل از بیان خواسته خویش، نشانگر این است که قرب الهی برای او مسئله اصلی و خواست اساسی او بوده است. اصل برای او «قرب عندالله» بوده است، جایگاهی که نه قابل وصف است و نه عقل انسان قادراست آن را درک کند.9
با این جملات نهایت رشد و ارتقای اوبه ترسیم کشیده می شود واز این روست که پیامبرفرمود «قسم به کسی که به او قسم یاد می کنند، اگر فرعون نیز اقرار  می کرد که موسی برای او « روشنی چشم » است، همانگونه که همسرش چنین اقرار کرد (گفت)، خداوند اورا نیز هدایت  می کرد، همانگونه که همسرش را هدایت کرد ولیکن فرعون به سبب شقاوتی که خداوند بر او نوشته بود (ازاین اقرار) خود داری کرد » 10

فضایل آسیه:

الف: آسیه در قرآن
درقرآن مجید حداقل در دوجا به نام و نقش آسیه اشاره شده، یکی از آنها در سوره قصص آیه 9 است که در رابطه با شفاعت از موسی بن عمران است که هنگام گرفتن وی از آب، فرعون خواست موسی را بکشد، ولی آسیه گفت:
وقالت امرئت فرعون قرّت عین لی ولک لا تقتلوه عسی أن ینفعنا اونتخذه ولدا ...
او را نکش، او نور دیده برای من و تواست، او به ما فایده  می بخشد، و ما وی را به فرزندی  می گزینیم .
مورد دوم در سوره تحریم آیه 11 است که فرعون برای بازگرداندن آسیه از ایمان به آیین موسی، وی را زیر شکنجه گرفته بود،و او ازخدا  می خواست که خداوند ، او را از اهل بهشت قرار داده واز عذاب وشکنجه فرعون و ستمگران دیگرنجات دهد. 11
« وضرب الله مثلاً للذین آمنوا امرأت فرعون اذ قالت رب ابن لی عند ک بیتاً فی الجنة ونجنی من فرعون ...»

ب: آسیه در روایات

1. آسیه شاخص صبر
پیامبر اسلام (صل الله علیه و اله وسلم) آسیه را، برای زنان صابر، شاخص صبر واستقامت قرار داده، فرموده است: هرگاه زنی در مقابل اخلاق و رفتار ناپسند شوهرش بسیا ر صبور و شکیبا باشد؛ به گونه ای که اگر نتوانست دراو اثر بگذارد، حداقل تابع اعمال نا شایست و کج رویهای او نباشد ، خداوند اجر و پاداشی همانند اجر و پاداش آسیه به او خواهد داد.
....من صبر علی سوء خلق زوجها اعطاها مثل ثواب آسیة بنت مزاحم 12

2. زنی که پیامبر به او سلام  می رساند .
آسیه زنی است که پیا مبر اکرم به او سلام رساند و حامل این سلام پیامبر، خدیجه کبری بود؛ سلا می که سراسر برکت و رحمت است .
معاذ بن جبل ـاز اصحاب پیامبر اسلام (صل الله علیه واله وسلم) می گوید: حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) در بستر مرگ بود. پیامبر به ایشان فرمود: ای خدیجه، گویا از سختی قرار گرفتن در بستر مرگ ناراحتی، و حال آنکه خداوند در سختی ها خیر کثیر قرار داده است. ای خدیجه، هنگامی که به سرای جاوید رسیدی و بر هورهای خود واردشدی، سلام مرابه آنان برسان! خدیجه پرسید: ای رسول خدا !منظورت چه کسانی است؟ فرمود: آسیه، مریم، و حلیمه خواهر موسی 13

3. آسیه همنشین خدیجه و فاطمه دربهشت
یکی دیگر از افتخارات این بانوی بزرگ آن است که وی دربهشت، همنشین خدیجه و فاطمه است.
امام صادق می فرمایند: هنگامی که حضرت خدیجه از دنیا رفت، فاطمه گرد پدرش رسول الله می گردید و مداوم می گفت مادرم کجاست! جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت: به فاطمه بگو، مادرت درخانه ای از مروارید قرار دارد که غرفه هایش از طلا و ستونهایش از یاقوت سرخ است. او بین حضرت آسیه و مریم جای دارد....14

ج: مقام آسیه در قیامت
آسیه، چنان مقام و منزلتی نزد خداوند دارد که بهشت آرزوی دیدار او را دارد.
پیامبر اسلام  می فرماید: بهشت مشتاق دیدار4 زن است، مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد.15
آسیه از برجسته ترین و با فضیلت ترین زنان اهل بهشت است. 16
بالاترازاین ها، او زن برگزیده خداوند است که مشمول عنایت خاص حضرت حق شده است .
پیامبر گرامی اسلام می فرماید: خداوند تبارک وتعالی از هریک از کلام، ملائکه، انبیا ء ـ ایام، اماکن و زنان چهار فرد را انتخاب کرده است. آن چهارفرد که از زنان برگزیده شده اند عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، فاطمه زهرا و خدیجه دخترخویلد.17

د: مقایسه آسیه با زنان دیگر
اگر خداوند کریم زمانی حضرت مریم را مأمور دفاع و حفظ حجت خود، حضرت عیسی  میکند، اگر خدیجه را آفرید تا ثروت خود را به پای محمد صلی الله علیه و آله وسلم ) بریزد ودر سخت ترین شرایط یار و یاور او باشد .
اگر فاطمه پا به عرصه گیتی گذارد، تا غم و اندوه جانکاه علی را به جان بخرد و تسکین دهنده آلام تنهایی وغربت او باشد .
آسیه نیزمأموریتی خدایی دارد که موسی را چونان جان شیرین حفظ و حراست کند تا روزی بتواند پایه های استبداد و استکبار فرعون را درهم ریزد و امتی را از ظلم و بیداد نجات دهد.18
همچنین قرآن کریم آسیه و همسران لوط و نوح رابا هم مقایسه می کند و می فرماید: زنان لوط و نوح علی رغم این که در خانه نبوت بودند و با پیامبران خدا مصاحبت ومعاشرت داشتند، به خدای یگانه کفر ورزیدند و گمراه شدند. درمقابل آسیه زنی است که همسر فرعون است و درمحیطی زندگی  می کند که همه اش کفر و ظلم و بیداد است، ولی تحت تأثیر همسر و محیط قرار نگرفت وبه خدای یگانه و نبوت موسی ایمان آورد.19

هـ : کیفیت شهادت آسیه
درکیفیت شهادت اوگفته شده که آن بانوی مقاوم و صبور در گرمای خورشید شکنجه می شد، خداوند ملائکه را مأمور کرد تا بر او سایه افکندند و قبل از اینکه روح از بدنش خارج شود، جایگاه خود را دربهشت مشاهده کرد و لبخند رضایتی بر لبانش نشست. فرعون که قلب سیاه و فکرقاصرش قدرت درک این مسائل را نداشت گفت: نگفتم که او دیوانه شده.20
برحسب نقل دیگری، فرعون دستور داد تا قصابی پوست آسیه را زنده زنده از بدنش جدا کرده، سرش را برید. وقتی قصاب شروع به این کار کرد، سکنه عالم بالا به جزع وفزع در آمدند و برحالت آسیه ناراحت شدند و از خداوند متعال خواستند که او را نجات دهد. خداوند حلیم به آنان خطاب کرده و فرمود آسیه کنیزمن است و مشتاق لقای مولایش شده است. ببینید که در حال احتضار چه  می گوید؟ چون ملائکه توجه کردند، شنیدند که او می گفت « رب ابن لی بیتاً ...»
می توان گفت که آسیه « سیدة الشهیدات»است، زیرا هیچ یک ازآن سه بانوی دیگر، که پیامبر اکرم می فرمایند به کمال رسیده اند و برترین زنان اهل بهشت اند، مانند آسیه لحظات سختی را زیر شکنجه به سر نبرده اند وبه شهادت برسند. تنها این بانوی صبور است که گفته شده ملائکه، هنگام مشاهده او در زیر شکنجه سخت فرعون، به حال اوگریه کرده اند.21

آسیه از منظر علامه طباطبائی:

علامه طبا طبائی درتوصیف عبودیت آسیه  می گوید:
وقتی ایمان کسی کامل شد ظاهر و باطنش هماهنگ وقلب وزبانش هم آواز  می شود. چنین کسی نمی گوید مگر آنچه را  می کند و نمی کند مگرآنچه را  می گوید و در دل آرزوئی نمی پروراند و درزبان درخواست آن را نمی کند مگر همان چیزی را که باعمل خودآن را  می جوید و چون خدای تعالی در خلال تمثیل حال این بانو و اشاره به منزلت خاصه ای که در عبودیت داشت دعایی را نقل  می کند که او به زبان راند «رب ابن لی عندک بیتاً فی الجنة ...» این دعای او عنوان جامعی برای عبودیت اوست.22
آری همسر فرعون از لذات و تجملات زندگی مادی چشم پوشید و بودن در جوار پروردگار خودرا آرزو نمود و خداوند برای مؤمنین او را اسوه ایمان معرفی نمود و او می تواند بهترین اسوه برای مؤمنات و پویندگان راه حق باشد.

پی نوشت:
1- علی اکبر ،بابا زاده :سیمای زنان در قرآن ، ص108
2- همان ، ص109
3- منیر، گرجی، ص87
4- ناصر، مکارم شیرازی: تفسیر نمونه،تهران ، دارالکتب اسلا میة ، 1366،ج24،ص302
5- مومن آل یس-حبیب نجار-کسی است که اولین بار با فرستادگان حضرت عیسی در شهر انطاکیه روبه رو  میشود وپس از مشاهده معجزاتی از انها، ایمان آورد و ازمردم و حاکم آن شهر که بت پرست بودند خواست که از آن فرستادگان پیروی کنند، داستان سوره یس درباره او وفرستادگان  میباشد.(تفسیر ال میزان،ذیل سوره یس آیه 20)
6- رک: علی ، جلالوند :آسیه : الگوی مقاومت ، قم ، انتشارات نورالسجاد، 1380،ص67-64
7- ناصر، مکارم شیرازی ،همان، ج24،ص203،(استفاده از CDجامع الاحادیث)
8- عزالدین،ابن اثیر: تاریخ کامل ، برگردان: حسین روحانی،تهران،انتشارات اساطیر ، چاپ دوم،1374،ج1،ص126.
9- منیر گرجی : ص88
10- همان ،ص89
11- علی اکبر ، بابا زاده ، سیمای زنان در قرآن ، ص107
12- رک: محمدتقی ،مجلسی : همان ، ج103،ص247،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
13- همان، ج16،ص1،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
14- همان، ج8،ص53،(استفاده ازCD جامع الاحادیث)
15- همان، ج43،ص53،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
16- همان ،ج 8،ص178،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
17- رک:علی جلالوند: همان، ص75-74
18- علی جلالوند، ص75
19- همان ، ص76
20- رک: عباس ،ق می :سفینة البحار،ج 1،ص92
21- علی، جلالوند، ص94،همان
22- محمد حسین ،طباطبائی : ال میزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، بی جا، بنیا د عل می و فکری علامه طباطبایی، 1363،ج19،ص695.


جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیا ت و روایا ت

مقدّمه

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به  میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از  میان مردان، پیا مبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله و از  میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعداز خداوند متعال می‏ باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی ‏الله علیه ‏و‏آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم‏السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می‏ کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می‏ نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس‏تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایا ت اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

در مقاله حاضر، چهل ویژگی در حضرت مریم(س) طبق آیات و روایات اسلامی برشمرده شده و با بیان آیات و روایات و اقوال تاریخی نشان داده شده که آن ویژگی ها در حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود داشته است.

بدون تردید هر گام در شناخت فاطمه زهرا علیهاالسلام گام ما را در تبعیت و الگوپذیری از آن بانوی مقدس استوارتر می‏ سازد و خدمتی به اسلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام می‏ باشد که مزد آن تسهیل و تسریع در عبور از پل صراط است. متأسفانه صاحبان حقدها و کینه‏ ها در صدر اسلام با انگیزه خنثی‏ سازی مبارزات فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از رسالت پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله و امامت حضرت علی علیه‏السلام به قداست‏ پوشی فاطمه زهرا علیهاالسلام دست زدند. آنان نه تنها قداست فاطمه علیهاالسلام را منتشر نکردند، بلکه کتمان هم کردند. آن کینه‏ ها در بستر جهل و تعصب در عالم اسلام جاری شد و تقدس ‏پوشی استمرار پیدا کرد و تا آنجا پیش رفت که عقاید بدعت ‏آمیزی مانند شرک بودن زیارت قبور و احترام مؤمن بعد از مرگ وارد اسلام شد و بسیاری از آثار مقدس اسلامی در سرز مین اسلام از میان رفت.

مخاطب اصلی مقاله حاضر، نخست آن دسته از مسلمانان است که هنوز تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام را درک نکرده ‏اند و ثانیا کسانی که پس از درک قداست آن بانو، مطامع سیاسی، جناحی یا هوس روشن فکرنمایی آنان باعث شده که قداست آن بانو را فراموش کنند یا قداست حضرت زهرا علیهاالسلام را به پشت پرده تعدد قرائات دین برانند. ثالثا مقاله به کسانی نظر دارد که تشنه آگاهی از جایگاه زن در آیین اسلام  می‏ باشند.

جواز مقایسه میان مریم(س) و فاطمه علیهاالسلام

یکی از بهترین روش های شناخت بزرگان، مقایسه و مقارنه میان شخصیت، نظریات، رفتار و گفتار آنان و دوستان و دشمنان ایشان می‏ باشد. امّا این سؤال مطرح است که آیا مقایسه میان حضرت مریم(س) و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام جایز و بایسته است؟

پاسخ این سؤال مثبت است، چون در طول تاریخ به مناسبت های مختلف معصومین علیهم‏السلام و اولیاء میان آن دو بانوی برگزیده مقایسه به عمل آورده ‏اند. پیامبر گرامی اسلام صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله اولین شخصی است که بارها با مقایسه فاطمه علیهاالسلام با مریم(س) عظمت و برتری فاطمه علیهاالسلام بر مریم(س)را به مسلمانان، بلکه بشریت تفهیم  می‏ نمود(1). بعد از آن جناب خود حضرت زهرا است که از پدر گرا میشان سؤال می‏ کنند: «ای پدر آیا من بهترم یا مریم؟! رسول خدا جواب  می ‏دهد: تو در میان قوم و امت اسلامی بهترین هستی و مریم در  میا ن قوم خود»؛ «یا أبه أنا خیر أم مریم؟ فقال رسول اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله: أنت فی قومک و مریم فی قومه»(2).

در کلمات امام صادق علیه‏السلام و امام باقر علیه‏السلام بیشترین مقایسه میان مریم(س) و فاطمه زهرا علیهاالسلام به چشم می ‏خورد(3).از بزرگان صدر اسلام جناب ام سلمه که در مسجد پیامبر پس از اهانت ابوبکر به دفاع از زهرا علیهاالسلام  می‏ پردازد و  می‏ فرماید: «فاطمه بهترین و برگزیده زنان و مادر جوانان اهل بهشت و عدیله و نظیر مریم است»(4). باز حسان بن ثابت که در شعر مقایسه کرده و گفته است:

و ان مریم أحصنت فرجها         و جائت بعیسی کبدر الدجی

فقد أحصنت فاطمة بعدها       و جاءت بسبطی نبی الهدی(5)

هی البتول الطهر و العذراء       کمریم الطّهر و لا سواء

او بتول، طاهر و عذراء است؛ مانند مریم طاهره، ولی این دو یکسان نیستند(6).

شاعری دیگر چنین سروده است:

إن قیل حواء قلت: فاطم فخرها   أو قیل مریم قلت: فاطمة افضل

اگر گفته شود حوا، گویم فاطمه افتخار وی است و اگر گفته شود مریم، گویم فاطمه برتر از اوست.

أفهل لحواء والد کمحمّدٍ؟            أم هل لمریم مثل فاطمة اَشْبُلُ

آیا حوا را پدری مانند محمّد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله  می ‏باشد؟ و آیا برای مریم مانند فاطمه، شیربچگانی است.

کلّ لها حین الولادة حالة             منها عقول ذوی البصائر تذهل

برای هر یک از آنان به هنگام تولّد حالتی است که از آن حالت عقول صاحبان خرد  می ‏روند(7).

جناب دکتر بی آزار شیرازی در مقاله ‏ای  میان آن دو زن به طور موجز، سیزده مورد مقایسه به عمل آورده است(8).


شایستگی بیشتر فاطمه علیهاالسلام برای تقدس

بیشتر اوصافی که قرآن و روایا ت برای حضرت مریم(س) برشمرده ‏اند به طریق اولی در فاطمه زهرا علیهاالسلام وجود داشت که در ضمن مقایسه آن دو بانو خواهد آمد. در رفتار و گفتار شگفت و رمزآلود پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام پیام مهمی برای مسلمانان و جامعه بشری نهفته است. آن پیام عبارت است از اعلام بالاترین تقدس برای فاطمه علیهاالسلام و معیار قرار دادن آن حضرت در سنجش ایمان قلبی و دینداری مسلمانان. قرآن با تعبیر شگفت «نسائنا» (زنان ما) از فاطمه زهرا علیهاالسلام در آیه مباهله بیان می‏کند که فاطمه علیهاالسلام تجلی اوصاف نیک زنان بهشتی بوده، تقدس همه آنها در او جمع است.

با این همه بسی جای تأسف است که عده‏ ای از مسلمانان در صدر اسلام با آگاهی از تقدس آن بانو در مقابل ثمنی بخس، نه تنها قداست فاطمه زهرا علیهاالسلام را به بشریت اعلام و تثبیت نکردند، بلکه آن را کتمان نمودند. آنان برای حفظ حکومت غاصبانه مهم‏ترین مانع یعنی فاطمه علیهاالسلام را ترور شخصیت و شخص نمودند و از طرف دیگر برای عقده‏ گشایی ‏ها و بالا بردن عایشه نگذاشتند قدر آن بانوی مقدس شناخته و معهود گردد.

متأسفانه آنان با آن کتمان و ترور نه تنها به اسلام جفا کردند، بلکه بر بشریت ظلم روا داشتند؛ زیرا اگر امروز فاطمه علیهاالسلام همانند مریم(س) در  میان تمام مسلمانان به عنوان فاطمه مقدس مشهور و معهود بود، بالاترین نماد و دلیل مبنی بر احترام اسلام به زن در اختیار مسلمانان بود. آنان مهم‏ترین معیار سنجش دینداری و تقرب به پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله را از مسلمانان گرفتند.

بسی مایه تعجب است که امروز هیچ مسیحی نیست که مریم را به عنوان مقدس نشناسد و نام نبرد، امّا با کمال تأسف نگارنده با یک افسر مصری در کنار خانه کعبه در سال 1376 ملاقات و گفت و گو نمود و معلوم گردید او اصلاً فاطمه زهرا علیهاالسلام را نمی‏ شناسد و نمی داند پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه و‏آله چنین دختری داشته است؟!

در  میان پیروان مسیح نیز اختلاف و شکافی عمیق پدید آمده است. پروتستان ها اختلافات فراوانی با کاتولیک ها دارند و حتی  میان آنها نزاع های خونین در گرفت که هنوز ادامه دارد. لوتر به عنوان رهبر پروتستان ها که با تقدس‏زدایی از کلیسا و کشیش ها مبارزه خود را علیه کاتولیک ها شروع نمود، هرگز در صدد برنیامد که تقدس حضرت مریم یا حضرت مسیح را نفی کند، بلکه در بالاترین حد به تقدس حضرت مریم اعتراف دارد و تأکید می‏کند. با تمام اختلافاتی که در میان مسیحی ها وجود دارد روی تقدس مریم اتفاق نظر دارند، لذا چه کاتولیک و چه پروتستان در گرفتاری ها ندا می‏دهد: ای مریم مقدس. این در حالی است که فاطمه زهرا علیهاالسلام برای مقدس‏ بودن شایسته ‏تر و سزاوارتر است، امّا متأسفانه برخی بعد از رحلت رسول اکرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله از سر غرض یا جهل بعد از غصب خلافت و خانه‏ نشین کردن علی علیه‏السلام به تقدس‏ زدایی از فاطمه علیهاالسلام اقدام کردند.

تأسف ‏آورتر اینکه امروزه برخی از روشنفکران مسلمان حتی شیعی، با تقلید از لوتر، به گمان خود به دنبال نهضت اصلاح دینی و پروتستانتیسم اسلامی هستند، امّا هرگز حد لوتر را نگه نداشته، اعتقادی به تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام از خود نشان نمی دهند.

مقایسه فاطمه مقدس علیهاالسلام با مریم مقدس(س)

1 ـ شرافت خانوادگی

مریم از خاندان ماثان از فرزندان حضرت داوود علیه‏السلام بود و عمران پدر مریم، بزرگ این خاندان پیش از عهد هیرودوس(9) و از خانواده نبوت و دیا نت بود(10).

در شرافت خانوادگی حضرت مریم همین بس که حضرت عیسی علیه‏السلام از پیامبران بزرگ و ولیده آن خانواده است. خداوند سوره مریم را به نام این خانواده نام نهاده و چندین بار از این خانواده سخن گفته است. در آیه «اِنَّ اللّه‏َ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحا وَ آلَ اِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَی العَالَمِینَ»(11) این خانواده را یکی از چهار خانواده برگزیده معرفی کرده است.

در بیان شرافت خانوادگی حضرت فاطمه نیز سخن بسیار و امری روشن برای مسلمانان است. طبق روایت امام رضا علیه‏السلام (12) و روایا ت(13) دیگر، آل ابراهیم در آیه یا د شده ـ خانواده پیا مبر اکرم ـ از چهار خانواده برگزیده است.

افزون بر اینکه بدون هیچ تردیدی خداوند در آیه تطهیر(14) از اهل بیت رسول به صراحت یا د کرده است و در سوره ابراهیم با تعبیر شجره مبارکه(15) و بیوت در آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّه‏ُ أَنْ تُرفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَ الآصَالِ»(16) به خانواده حضرت فاطمه اشاره کرده است. خداوند سوره دهر یا هل أتی را در باره اهل بیت پیا مبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله نازل فرموده است(17). از همه مهم‏تر اینکه خداوند اجر رسالت پیا مبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله را عشق به خاندان محمّد (قربی) قرار داده و فرموده است: «قُل لاَ أَسْأَ لُکُمْ عَلَیهِ اَجْرا إلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبی»(18).

صاحب الغدیر نُه روایت از طریق اهل سنت با اسناد آن آورده است که در آیه یا د شده مراد از قربی، اهل بیت رسول اکرم است(19). در روایا ت حتّی به طرق اهل سنّت آمده است که آل محمّد همان صادقون(20) در آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّـقُوا اللّه‏َ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(21) و سابقون(22) در آیه شریفه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولـئِکَ المُقَرَّبُونَ»(23) و صراط مستقیم(24) در آیه «اِهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ»(25) می‏باشند. بدون تردید شرف هر خانواده به شرافت پدر، مادر و فرزندان است که در ادامه به بحث در این باره  می‏پردازیم.

2 ـ پدر

عمران پدر حضرت مریم بود که قبل از تولّد حضرت مریم درگذشت(26). نام او در قرآن آمده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ»(27). طبق گزارش ابن اسحاق، نسب او با چهارده واسطه به حضرت داوود علیه‏السلام  می‏رسد و او را صاحب صلاه بنی ‏اسرائیل خوانده‏ اند(28). او از بندگان مؤمن و پاک خداوند بود. مورخان او را از روحانیون و کاهنان بزرگ زمان خود معرفی کرده ‏اند(29)، امّا با توجّه به وحی الهی به عمران، بر طبق دلالت روایت امام صادق علیه‏السلام و تصریح امام باقر علیه‏السلام، از پیا مبران قوم خود بوده است(30).

امّا پدر فاطمه زهرا علیهاالسلام محمّد بن عبد اللّه‏ صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله ، برترین پیامبران الهی(31) و خاتم آنان بود.

3 ـ مادر

مادر حضرت مریم حنه همسر عمران از زنان عبادتگر زمان خود بود(32). خداوند متعال در قرآن از او به بزرگی یا د کرده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ...»(33) حدود سی سال(34) صاحب فرزند نمی ‏شد، تا اینکه با قلبی شکسته از خداوند درخواست نمود و آن‏گاه با لطف الهی(35) باردار شد. او به شکرانه این نعمت با نیّت خالص نذر نمود که فرزند عزیز خود را معتکف و خدمتگزار بیت المقدس قرار دهد: «اِنّی نَذَرتُ لَکَ مَا فِی بَطْنی مُحَرَّرا» او نذر خود را ادا کرد. شرف ایشان وقتی معلوم  می‏ شود که خداوند اعلام داشت که نذر او را به نیکی قبول کرده است: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»(36).

امّا مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام حضرت خدیجه سلام ‏اللّه‏ علیه است. قرآن به کنایه از آن حضرت یاد می‏کند: «وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَاَغْنَی»(37). مرحوم مجلسی طبق روایات  می‏گوید که این آیه شریفه به حضرت خدیجه اشاره دارد(38). ابن عبّاس در تفسیر این آیه  می‏فرماید: «خداوند پیا مبر را فقیر یا فت و مردم  می‏گفتند پیا مبر مالی ندارد؛ پس خداوند با مال خدیجه وی را غنی و بی نیاز گرداند.»(39)

در شرافت حضرت خدیجه همین بس که او اولین زنی بود که اسلام آورد و رسالت پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله را تصدیق نمود و تا آخرین لحظه در کنار رسول اکرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ماند و برای ایشان کمک ‏کار و دلسوز و مهربان بود. پیامبر فرمود: «دین اسلام به وسیله دو عامل استوار شد؛ یکی شمشیر علی علیه‏السلام و دیگر مال خدیجه علیهاالسلام .»(40) او تمام اموال خود را وقف اسلام و اهداف پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله نمود.

در روایات آمده است که او یکی از چهار زن برگزیده(41) و بهشت مشتاق اوست(42). او بعد از مرگ، همدم مریم و آسیه خواهد بود(43).

آن حضرت این شرف را داشت که نطفه آخرین دخترش فاطمه علیهاالسلام از مائده بهشتی(44) باشد و در هنگام حزن و نگرانی نسبت به رسول اکرم صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله در زمان بارداری، فرزندش فاطمه علیهاالسلام از باطن او با او سخن گوید و به او دلداری دهد(45).

4 ـ آگاهانیدن پدر به پاکی فرزند قبل از ولادت

خداوند قبل از انعقاد نطفه و ولادت حضرت مریم از طریق بشارت ولادت فرزندش عیسی علیه‏السلام خبر داد که فرزندی سالم و مبارک به او هدیه خواهد کرد؛ پسری که به اذن پروردگار بیماران را شفا خواهد داد و مردگان را زنده خواهد کرد و او را رسول خود قرار خواهد داد(46).

امّا ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام به طور مستقیم به پیامبر گرامی اسلام صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله در معراج و در ز مینه و حتّی چگونگی شکل‏ گیری او از طعام بهشتی خبر داده شد(47).

خداوند قبل از ولادت فاطمه علیهاالسلام به پیا مبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله خبر داد که شکم خدیجه ظرف امامت است. پیامبر به مناسبتی به فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «إنّ بطن أمّک کان للإمامة وعاء»؛ یعنی شکم مادر تو ظرف امامت بود(48).

5 ـ قابله و پرستار هنگام تولد

هنگام ولادت، قابله حضرت مریم و پرستار مادرش همسر حضرت زکریا به نام الیزابت بود، امّا قابله فاطمه زهرا علیهاالسلام چهار زن بهشتی به نام حضرت حوا، آسیه، کلثوم خواهر موسی و حضرت مریم بودند(49).

6 ـ نامگذاری آسمانی

نامگذاری حضرت مریم توسط مادر ایشان صورت گرفت: «اِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَم»(50) و مریم به معنای عابد یا خدمتگزار است.

امّا اسم فاطمه علیهاالسلام از جانب خداوند متعال تعیین گردید. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «برای فاطمه نزد خداوند نُه اسم است. آنها عبارت‏اند از: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.»(51)

امام باقر علیه‏السلام در روایت دیگر  می‏فرماید: «هنگا می که فاطمه زهرا علیهاالسلام ولادت یا فت خداوند متعال به فرشته ای وحی نمود تا این نام (فاطمه) را بر زبان محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله جاری نماید؛ لذا حضرت او را فاطمه نام نهاد.»(52)

از اهل سنّت قسطلانی، زرقانی، غسانی، خطیب بغدادی و حافظ دمشقی با نقل روایت اعتراف کرده‏ اند که اسم فاطمه از طرف خداوند بوده است(53).

7 ـ رویش نیکو و مبارک

خداوند درباره حضرت مریم فرمود: «وَ اَنبَتَها نَباتا حَسَنا»(54). مراد این است که به مریم و فرزند او رشد و پاکیزگی داده شد و به او و هر یک از ذریه و شاخه ‏ای که از تنه درخت وجودی او  می‏رویَد، حیاتی افاضه شد که آمیخته با نفس شیطان و پلیدی و نفسانیات و وسوسه‏ های او نباشد، خلاصه آنکه حیاتی طیب و طاهر و مستمر به او و فرزندش افاضه گردید(55) و نسل پاک او هنوز استمرار دارد و حضرت عیسی علیه‏السلام در حال حیات طیب است.

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز مبارکه؛ یعنی خیر، سعادت و فزونی، نافع و مقدس(56) و زکیه؛ یعنی نمو و زیادتی(57) و کوثر یا خیر کثیر، کثیر الخیر و کثیر النسل(58) است.

خداوند به او و نسلش پاکی، برکت، کثرت و استمرار بخشید و عمر فرزندش حضرت بقیة اللّه‏ را به استمرار عمر عیسی علیه‏السلام قرار داد. حضرت زهرا علیهاالسلام پس از شهادت، دو پسر و دو دختر بر جای گذاشت و به رغم واقعه کربلا که از امام حسن علیه‏السلام هفت فرزند و از زینب کبری یک فرزند و از امام حسین علیه‏السلام جز امام سجاد بقیه شهید شدند وام کلثوم نیز فرزندی نداشت و نیز به رغم واقعه حره(59)، واقعه زید بن علی بن الحسین که در مقابل هشام بن عبد الملک ایستاد و سرانجام تمام همراهان او که بیشتر آنها از ذریه فاطمه علیهاالسلام بودند شهید شدند و واقعه فخ که جنگ یکی از نوادگان امام حسن علیه‏السلام با بنی العباس بود و تمام آنان کشته شدند، نسل فاطمه علیهاالسلام به طور گسترده ادامه یا فت و اسلام ناب به دست آنها تا امروز استمرار پیدا کرد و بالاخره امام عصر ـ روحی و ارواح العال مین لمقدمه الفداء ـ که از نهمین نسل فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ثمره انماء و رویا ندن پاک الهی  می‏باشد و امروز کلمه باقیه علی علیه‏السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام است «وَ جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ»(60)، تا حکومت الهی و مورد خواست خدا را برپا نماید.

8 ـ کفیل و سرپرست

پدر مریم قبل از تولّد او وفات یافت و مادرش او را نذر معبد نمود و چون نمی‏ توانست سرپرستی و کفالت او را برعهده گیرد وی را به معبد سپرد. درباره کفالت او  میا ن راهبان معبد اختلاف شد و بر اساس قرعه کفالت او بر عهده حضرت زکریا یپامبر که شوهر خاله او بود(61) قرار گرفت: «وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیّا»(62).

امّا کفیل و مربی فاطمه زهرا علیهاالسلام پدرشان پیا مبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله مربی، معلم و هادی تمام مردم بود و تا چندین سال حضرت خدیجه، مادر آن بانو در کنارشان بود.

9 ـ محل تربیت

محل تربیت حضرت مریم مسجد و محراب بود: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ»(63). محل تربیت حضرت فاطمه علیهاالسلام ، بیت رسول اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله در جوار خانه کعبه در مکه و در مدینه خانه آن حضرت در جوار مسجد و خانه رسول اکرم بود.خداوند از تربیتگاه و خانه او در قرآن به نیکی یاد کرده و فرموده است:«فِی بُیُوتٍ اَذِنَ اللّه‏ُ أنْ تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیهَا اسْمُهُ...»(64).

10 ـ صاحب محراب

محراب جایی ویژه عبادت است؛ حال چه در مسجد باشد و چه در خانه(65). حضرت مریم دارای محرابی بود که در آن به عبادت خداوند و ستیز با پلیدی و شیطان مشغول بود: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ»(66).

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دارای محرابی بود که پیا مبر و ائمه بارها از آن سخن گفتند. امام صادق علیه‏السلام  می‏فرماید: «اذ قامت فی محراب ها زهر نورها لأهل السماء.»(67)

امام حسن علیه‏السلام در روایتی از محراب مادر چنین یاد می‏کند: «رأیت أمّی فاطمة قامت فی محراب ها لیلة جمعتها.»(68)

11 ـ زیبایی ظاهری

امام باقر علیه‏السلام درباره حضرت مریم می‏فرماید: «او زیباترین زنان بود؛ اجمل النساء.»(69)

در روایت دیگر نقل شده است که در قیامت زنانی که به خاطر زیبایی خود دچار فتنه شده ‏اند و آن زیبایی را بهانه قرار  می‏دهند، حضرت مریم را حاضر می‏کنند و از آنان می ‏پرسند آیا شما از حضرت مریم زیباتر بودید؟!(70) در واقع زیبایی آن حضرت حجتی برای سایر زنان است.

از حضرت فاطمه علیهاالسلام در قرآن به کوکب دُرّی یاد شده است(71) و طبق روایا ت از شدت درخشندگی چهره، آن حضرت را زهرا نا میده ‏اند(72). پیا مبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله درباره خلقت ایشان فرمودند: «فاطمه حوراء انسیه خلق شده است»(73)؛ یعنی او حوریه ‏ای است به صورت انسان. از مجموع روایا ت به دست  می‏ آید که بانوی دو عالم، از چهره درخشنده و نورانی و پر تلألؤ بهره ‏مند بودند.

او آن‏چنان زیبا بود که گویی ماه شب چهارده است و پنداری که گردن وی از سپیدی مانند تُنگ بلوری می ‏ماند، همواره متبسم بود و زمانی که تبسم می‏ نمود دندانهایش مانند لؤلؤ منظم مشاهده می ‏شد(74).

12 ـ قلب پر از ایمان و یقین

حضرت مریم قلبی پر از ایمان و یقین به خداوند داشت. به همین سبب نیز خداوند درباره ایشان می‏فرماید: «صَدَّقَت بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ»(75). روشن است کسی که وحی الهی به پیا مبران و تمام وعد و وعید و اوامر و نواهی خداوند و تمام کتب آسمانی را تصدیق می ‏کند، قلبی پر از ایمان و یقین دارد.

وجود مطهر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از هر نوع شرک خالی بود و قلبی که پاک و مطهر از هر نوع آلودگی باشد پر از ایمان و یقین است. به طور خاص درباره ایمان و یقین فاطمه زهرا علیهاالسلام روایا ت متعددی به دست ما رسیده است. پیامبر گرامی صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله در این باره می‏فرماید: «یا سلمان إنّ ابنتی فاطمة ملأ اللّه‏ قلبها و جوارحها ایمانا الی مشاشها تفرغت لطاعة اللّه‏.»(76)

تأمل و دقت در خطبه زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه در دفاع از فدک(77)، منزلت ایمان آن حضرت را روشن  می ‏سازد.

13 ـ نیل به آخرین درجه کمال

حضرت مریم(س) و حضرت فاطمه علیهاالسلام هر دو به نهایت کمال ممکن دست یافته بودند. پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله فرمود: «مردان زیادی به نهایت کمال رسیدند، امّا از زنان فقط حضرت آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و حضرت فاطمه علیهاالسلام به نهایت کمال رسیدند.»(78)

14 ـ مقام ولایت الهی

حضرت مریم چنان عبادت پروردگار نمود که خداوند به او ولایت بخشید. از همین رو در باب پبامبری او اختلاف است و جمعی از مسلمانان او را از پیامبران دانسته ‏اند(79).

فاطمه زهرا نیز ولیة اللّه‏ بود و مقام ولایت به او اعطا شده بود و پدرش رسول اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله همسرش علی علیه‏السلام و فرزندانش و خود آن حضرت به آن مقام مفتخر بودند.

15 ـ صدیقه و هم‏رتبه با انبیا ء

حضرت مریم صدیقه بود: «وَ اُمُّهُ صِدِّیقَة»(80). حضرت زهرا نیز صدیقه بود، لذا یکی از اسامی آن بانو صدیقه است. به طرق متعددِ اهل سنت از عایشه نقل شده که گفت: «ما رأیتُ أصدق لهجة من فاطمه.»

پیامبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله در روایتی فرمود: «... ای علی علیه‏السلام ، همسری صدیقه مانند دختر من به تو داده شد که من چنین همسری ندارم.»(81)

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «فاطمه را علی علیه‏السلام غسل داد، چون صدیقه را کسی جز صدیق غسل نمی‏دهد.»(82)

معانی متعددی برای صدیقه ذکر کرده ‏اند:

1 ـ بسیار راستگو؛ 2 ـ کسی که فراوان راست می‏ گوید؛ 3 ـ کسی که در راستگویی کامل است؛ 4 ـ کسی که هرگز دروغ نگفته است؛ 5 ـ آن‏که سخن خود را باعمل خویش تصدیق می ‏کند؛ 6 ـ کسی که آنچه خدا به او فرموده و به انبیاء خود امر نموده تصدیق می‏ کند و در وحی الهی هیچ‏گاه دچار تردید نمی‏ شود.

از آیات و روایات به روشنی به دست  می‏آید مرتبه صدیقین در ردیف مراتب انبیا ء و شهدا  می‏باشد: «وَ مَنْ یُطِعِ اللّه‏َ وَ الرَّسُول فَاولـئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنعَمَ اللّه‏ُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ اولـئِکَ رَفِیقا»(83).

16 ـ کمال علم و آگاهی

حضرت مریم از علم و آگاهی بالایی برخوردار بود. قرآن درباره ایشان می‏ فرماید: «وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ»(84). پر واضح است که تصدیق تمام کلمات خداوند و تعالیم وحیانی و کتب انبیاء الهی فرع بر علم و آگاهی داشتن به آنهاست و گر نه تصدیق بدون علم تصدیق نیست، بلکه جهل است.

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در علم و آگاهی به کمال رسیده بود. امام باقر علیه‏السلام در وجه تسمیه آن حضرت به فاطمه  می‏ فرماید: هر آینه من (خداوند) شیر را به وسیله علم در وجود تو (فاطمه) قطع نمودم؛ «... انّی فطمتک بالعلم.»(85)

علاوه بر گواهی سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام به خصوص خطبه طولانی در مسجد مدینه(86)، میزان علم آن حضرت از پاسخگویی به پرسش های زنان(87) و از تبادل افکار با علی علیه‏السلام و ازمصحف فاطمه(88) به دست می ‏آید.

عمار یاسر درباره آگاهی و علم بی‏نهایت آن حضرت نقل می‏ کند: «روزی حضرت فاطمه علیهاالسلام خطاب به حضرت امیر علیه‏السلام فرمود: علی جان نزدیک بیا تا اطلاع دهم شما را از آنچه در گذشته اتفاق افتاد و آنچه در حالِ به وقوع پیوستن است و آنچه در آینده رخ خواهد داد.»(89)

17 ـ عصمت و تطهیر

خداوند هم حضرت مریم(س) و هم حضرت فاطمه علیهاالسلام را تطهیر نمود. قرآن درباره حضرت مریم می ‏فرماید: «وَ اِذ قَالَتِ المَلائِکَةُ یَا مَریَمُ إنَّ اللّه‏َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ»(90).

از اسامی حضرت زهرا علیهاالسلام یکی طاهر است و روشن‏ترین و بهترین سخن درباره تطهیر فاطمه علیهاالسلام قول خداوند متعال است که فرمود: «اِنَّما یُرِیدُ اللّه‏ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(91).

بدون هیچ تردیدی فاطمه زهرا یکی از اهل‏ بیت و از مصادیق قطعی آیه یاد شده است. بیش از بیست نفر از بزرگان محدث و مفسر از اهل سنت اعتراف کرده‏اند که فاطمه زهرا علیهاالسلام جزء اهل بیت در آیه مزبور می ‏باشد(92).

18 ـ پاکی از خون زنانه

پیامبر صلی الله علیه و آله در نامه ‏ای که به نجاشی  می ‏نویسد از مریم با صفت طیبه بتول یاد می ‏کند(93). طبق سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله، مریم مانند فاطمه علیهاالسلام بتول بود: «عن علی علیه‏السلام أن النبی صلی الله علیه و آله سئل ما البتول؟ فانا سمعناک یا رسول اللّه‏ تقول: إن مریم بتول و فاطمة بتول، فقال: البتول لم تر حمرة قطّ، ای لم تحض، فانّ الحیض مکروه فی بنات الأنبیا ء»(94).

از رسول خدا درباره کلمه بتول سؤال شد که ای رسول خدا، شما فرموده ‏اید: مریم بتول است و فاطمه نیز بتول است، فرمودند: بتول کسی است که هرگز خون ندیده؛ زیرا خونریزی ماهیانه در دختران انبیا ء ناپسند است.

درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام احادیث صحیحی بر این معنی تصریح می‏ کند. دانشمندان بزرگ اهل سنّت نیز به این ویژگی حضرت فاطمه اقرار کرده اند(95).

قندوزی در ینابیع الموده از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می‏ کند که فاطمه بتول نامیده شد؛ زیرا خدای متعال حیض و نفاس را از وی دور فرمود(96). البته پاک بودن از حیض و نفاس در خصوص فاطمه زهرا علیهاالسلام امری قطعی است، امّا درباره مریم(س) روایات متفاوت است. در برخی روایا ت آمده است که ایشان هنگام عادت ماهانه از مسجد بیرون می‏رفتند(97). در این صورت بتول درباره ایشان به معنای بریدن از دنیا و ناپاکی ها خواهد بود.

19 ـ پاکدامنی و عفت

قرآن درباره حضرت مریم یا دآوری می ‏کند: «مَرْیَمُ ابْنَتِ عِمْرَانَ الَّتِی أَحصَنَتْ فَرْجَهَا»(98). این عبارت به عفت و پاکدامنی آن حضرت اشاره دارد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز به همین معنی درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام تصریح می‏ کند: «عن الرضا عن آبائه علیهم‏السلام قال: قال النبی صلی الله علیه و آله: أنّ فاطمة أحصنت فرجها فحرّم اللّه‏ ذرّیتها علی النار.»(99)

محدّثان و دانشمندان متعددی از اهل سنت این عبارت را درباره حضرت زهرا علیهاالسلام از پیامبر گرا می اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده ‏اند و به نهایت پاکدامنی و عفت آن بانو اعتراف کرده ‏اند(100). علامه امینی شانزده نفر از بزرگان اهل سنت را نام می‏برد که حدیث مزبور را در کتب خود نقل کرده و بر آن صحه گذاشته ‏اند(101).

20 ـ فرزند پاک؛ نتیجه پاکدامنی

قرآن در باره حضرت مریم می‏ فرماید: «مَریَمُ ابْنَتِ عِمْرَان الَّتِی اَحصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ منْ رُوحِنَا»(102). خداوند به دنبال پاکدامنی حضرت مریم، روح خود را در او د مید و نتیجه آن پدید آمدن حضرت عیسی علیه‏السلام بود.

خداوند امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را نیز به دنبال پاکدامنی حضرت زهرا علیهاالسلام به آن بانوی مقدس عطا فرمود. حسان این مطلب را به شعر کشیده و گفته است:


و إن مریمٌ أحصنت فرجها             و جاءت بعیسی کبدر الدجی

فقد أحصنت فاطم بعدها             و جاءت بسبطی نبیّ الهدی(103)


21 ـ بشارت خداوند به فرزند

خداوند، حضرت مریم را به عیسی (کلمة اللّه‏) بشارت داد و فرمود: «إنَّ اللّه‏َ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ المَسِیحُ عِیسَی ابنُ مَریَمَ»(104).

فاطمه زهرا علیهاالسلام به حسن و حسین علیهماالسلام ـ دو کلمه باقیه و از کلمات تامه خداوند ـ بشارت داده شدند(105). در حدیث نبوی آمده است که در هنگام ولادت هر یک از دو سرور جوانان بهشت، پیا مبر صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیهاالسلام بشارت داد و پیشاپیش تبریک گفت که از او امامی متولد می‏ شود که اهل بهشت از وی سود خواهند برد(106).

22 ـ سفارش خدا به احسان به مادر

حضرت مریم بعد از شش ماه بارداری حضرت عیسی علیه‏السلام را به دنیا آورد(107) و ایشان به اذن الهی در گهواره کودکی سخن گفت: «قَال إنِّی عَبدُ اللّه‏ِ... وَ جَعَلَنِی مُبَارَکا أینَ مَا کُنْتُ وَ اَوصَانِی... وَ بَرّا بِوَالِدَتِی...»(108)؛ یعنی... من عبد اللّه‏ هستم و خداوند مرا هر کجا که باشم مبارک قرار داده و مرا به... و احسان و نیکی به مادرم توصیه کرده است.

حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز بعد از شش ماه بارداری حضرت حسین علیه‏السلام را به دنیا آورد(109) و قبل از آنکه حسین علیه‏السلام فرزندی به نام عبد اللّه‏ داشته باشد به جهت کمال و اوج عبودیت خدا کنیه ابا عبداللّه‏ را به وی دادند و آیه شریفه: «وَ وَصَّینَا الانسَانَ بِوَالِدَیهِ اِحسَانا»(110) در شأن او و مادر مقدسش نازل گردید(111).

23 ـ واسطه الحاق نسل به انبیا ء

از آنجا که حضرت مریم شوهر نداشت واسطه الحاق حضرت عیسی علیه‏السلام به نسل انبیاء بود. قرآن  می‏فرماید: «... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیمَانَ وَ اَیُّوبَ وَ یوسُفَ وَ مُوسی وَ هَارُونَ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ. وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَی وَ عِیسی...»(112)؛ یعنی از اولاد ابراهیم، داوود، سلیمان و... عیسی... بود.

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز واسطه الحاق و انتساب نسلش به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و انبیاء بود(113). امام موسی بن جعفر علیه‏السلام در مناظره با هارون الرشید می‏فرماید: «خداوند حضرت عیسی را از طریق مریم(س) به نسل انبیاء ملحق نمود و به همین گونه ما را از طریق مادرمان فاطمه علیهاالسلام به نبی اکرم صلی الله علیه و آله ملحق نموده است.»(114)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که خداوند متعال نسل هر پیامبری را در صلب خود آن پیامبر قرار داد و حال آنکه نسل مرا در صلب علی علیه‏السلام قرار داد(115).

24 ـ عبادت و قنوت

قرآن در باره حضرت مریم  می‏فرماید: «وَ کَانَتْ مِنَ القَانِتِینَ»(116) و «یَا مَریَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ»(117). طبق دلالت آیا ت یا د شده آن حضرت دارای دوام طاعت، نماز، طول قیا م و دعا بود. ابن خلدون می‏ نویسد مریم چنان در عبادت پای فشرد که به او مَثَل می ‏زنند(118).

عبادت و مداومت حضرت زهرا علیهاالسلام در طول عمر کوتاهشان بر قیام، نماز و دعا زبانزد است. امام حسن علیه‏السلام در این باره می‏ فرماید: «مادرم فاطمه علیهاالسلام را دیدم که در شب جمعه ‏ای در محراب عبادت ایستاده بود و مرتب در حال رکوع و سجود بود تا سپیده صبح آشکار شد و می ‏شنیدم که مردان و زنان مؤمن را دعا می ‏فرمود...»(119).

حسن بصری گوید: در این امت عابدتر از فاطمه زهرا علیهاالسلام پیدا نمی‏ شود، آن‏قدر در عبادت بر سرپا می‏ ایستادند تا پایشان ورم می ‏کرد(120).

ابن فهد حلی در کتاب خود آورده است که صدیقه طاهره در نماز از ترس خدا نفس نفس می‏زد(121). از همه گویا تر اینکه دغدغه حضرت علیهاالسلام در شب عروسی، عبادت و قنوت پروردگار بود. امام علی علیه‏السلام می ‏گوید در شب عروسی فاطمه را نگران و گریان دیدم، پرسیدم: چرا ناراحتی!؟

حضرت زهرا علیهاالسلام پاسخ داد: پیرامون حال و امر خویش فکر کردم که هنگام مرگ و سرازیر شدن به قبر چگونه خواهد بود. امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. پس تو را به خدا سوگند بیا تا به نماز بایستیم و با هم در این شب خدا را عبادت کنیم(122).

قیام، عبادت و قنوت فاطمه علیهاالسلام به حدی بود که بنا به فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله آیه شریفه: «الَّذِینَ یَذکُرُونَ اللّه‏َ قِیَاما وَ قُعُودا...»(123) در شأن ایشان نازل شد(124).

25 ـ خدمتگزار خدا

حضرت مریم به دلیل نذر مادرش خدمتگزار خداوند و خانه او بود: «اِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرا»(125).

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز با عرفان، آگاهی و عشق، خدمتگزار خداوند بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی از دخترش پرسید: «فاطمه! چه درخواست و حاجتی داری؟ هم اکنون فرشته وحی در کنار من است و از طرف خدا پیا م آورده تا هر چه بخواهی تحقق پذیرد.

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: لذتی که از خدمت خدا  می‏برم مرا از خواهش کردن از او باز داشته است، حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبای والای خداوند باشم»(126).

26 ـ حضور عبادی در جمع مردان

خداوند به حضرت مریم امر نمود که: «وَارکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ»(127). لازمه اجرای این دستور، حضور در اجتماع مردان نمازگزار بود و مریم این دستور را امتثال نمود و با راهبان در معبد به نماز و رکوع پرداخت.

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز برای انجام رسالت الهی و تحقق اهداف پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاع از حق و امامت علی علیه‏السلام ، با حضور در برخی اجتماعات مردان به وظایف الهی خود پرداخت.

27 ـ برگزیدگی و برتری بر زنان

حضرت مریم برتر از زنان زمانش بود، امّا فاطمه زهرا علیهاالسلام برترین زنان از اولین تا آخرین است. خداوند درباره حضرت مریم می‏فرماید: «اِنَّ اللّه‏َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلی نِساء العَالَمِینَ»(128). درباره اصطفای اول در آیه فوق گفته‏ اند گزینش برای تطهیر و رسالت الهی و اصطفای دوم ـ که همراه با حرف «علی» است ـ گزینش و برتری دادن بر زنان  می‏باشد(129).

درباره برتری فاطمه زهرا علیهاالسلام بر تمام زنان جهان از اولین تا آخرین ایشان روایات متعددی وجود دارد(130). روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رسیده که فرمود: «مریم سیده نساء عالم خود بود، امّا فاطمه سیده نساء عالمین از اولین تا آخرین است و به تحقیق چون او در محرابش به عبادت  می ‏ایستد، هفتاد هزار فرشته مقرب به او سلام  می‏دهند و با همان ندایی که به مریم  می‏دادند خطاب به فاطمه ندا  می‏دهند که ‏ای فاطمه! خدا تو را برگزید و تطهیر نمود و تو را بر زنان عالمین برتری داد(131).

ابن ابی الحدید از دانشمندان اهل سنت  می‏گوید: سخن پیا مبر که فرمود فاطمه علیهاالسلام برترین زن عالم است نص و قطعی است(132).

28 ـ محدّثه و نزول فرشتگان

مریم محدّثه بود و فرشتگان و جبرئیل بر او نازل  می‏شدند و با او سخن  می‏گفتند: «اِذْ قَالَتِ المَلائِکَةُ یَا مَریَمُ اِنَّ اللّه‏َ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنه...»(133)؛ یعنی یا د آر زمانی که فرشتگان به مریم گفتند: ای مریم خداوند تو را به کلمه‏ای از جانب خود بشارت  می‏دهد... و یا «... قَالَ اِنَّمَا اَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لاِءهَب لَکِ غُلاما زَکِیّا...»(134) و «یَا مَریَمُ اِنَّ اللّه‏َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلی نِسَاءِ العَالَمِینَ»(135).

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز محدّثه بود؛ چون فرشتگان و جبرئیل بر او نازل شده، با او سخن  می‏گفتند. در این باره روایات بسیار و متواتر معنوی وجود دارد و بزرگان اهل سنت با نقل روایا ت بر صحت مطلب اعتراف کرده ‏اند(136).

از جمله روایات اینکه امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «به این جهت فاطمه زهرا علیهاالسلام را محدّثه نامیده ‏اند که فرشتگان از آسمان بر ایشان نازل  می‏شدند و همانند مریم به او ندا  می‏دادند که ‏ای فاطمه اِنَّ اللّه‏َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلی نِسَاءِ العَالَمِینَ یا فاطمةُ اقنتی لربّک و اسجُدی و ارکَعی مع الراکعینَ». مصحف فاطمه حاصل گفت و گوی فرشته مقرب با آن حضرت بود(137).

29 ـ تسلی و رفع حزن به وسیله جبرئیل و فرشتگان

حضرت مریم پس از باردار شدن و تنهایی و خوف از زبان مردم، دچار حزن و اندوه گردید. در این حال ندایی آمد که ای مریم اندوهگین مباش، «فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا ألاّ تَحزَنِی...»(138). برخی از مفسران ندا دهنده را حضرت مسیح که در بطن مریم بود دانسته ‏اند(139) و برخی گفته اند فرشته یا جبرئیل ندا داد(140).

حضرت زهرا پس از وفات پدر دچار حزن و اندوه شدیدی شد. خداوند متعال برای کاستن حزن و اندوه آن بانو و تسلی دادن به وی فرشتگان و جبرئیل را بر وی نازل  می‏نمود تا به او تسلی دهند و از حزن او بکاهند(141): «... و کان جبرئیل یأتیها فیحسن عزاءها علی ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن أبیها و مکانه...»

30 ـ کرامت و تصرف تکوینی

حضرت مریم به اذن پروردگار درخت خرمای خشکیده را جنباند و بلافاصله درخت میوه ‏دار شد و خرمای تازه آورد و مریم از آن تناول نمود: «وَ هُزِّی اِلَیکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیکِ رُطَبا جَنِیّا».(142) شاخه این نخل را به سوی خود تکانده، رطب تازه بر تو فرو ریزد.

حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز دارای کرامات و معجزه‏ های بسیاری بود که نشان از تصرف تکوینی آن بانو داشت؛ مانند چرخش سنگ آسیاب(143)؛ و گردش گهواره(144) و آماده شدن غذا(145) بدون آنکه دست انسانی در کار باشد.

اباذر نقل  می‏کند: «رسول خدا مرا فرستاد تا علی علیه‏السلام را خدمت ایشان دعوت کنم، چون به خانه علی علیه‏السلام رفتم و صدا زدم کسی جواب مرا نداد، امّا دیدم سنگ آسیاب خود به خود  می‏چرخد و گندم را آرد  می‏نماید و هیچ کس نیز در کنار آن نیست، پس بازگشتم و خدمت رسول اللّه‏ صلی الله علیه و آله عرض کردم چیزی دیدم که نمی ‏فهمم! من در شگفتم که سنگ آسیاب در خانه علی علیه‏السلام  می‏چرخد و هیچ کس نیز با آن نبود تا بچرخاند.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر آینه خداوند قلب دختر مرا پر از یقین و وجودش را پر از ایمان نموده است و خداوند از ضعف او خبر دارد؛ لذا به او کمک  می‏کند و کفایت کارهایش را  می‏نماید. آیا تو ن می‏دانی که خداوند فرشتگانی دارد که کمک‏ کار آل محمّد صلی الله علیه و آله هستند؟!»(146)

31 ـ دریافت غذای بهشتی

از کرامات حضرت مریم(س) این بود که غذای بهشتی از جانب خداوند دریا فت  می‏کرد: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقا قَالَ یَا مَرْیَمُ أنّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّه‏ِ یَرزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ»(147).

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز در موارد متعددی غذاهای بهشتی دریافت نمود(148). در احادیث آمده است که در یکی از روزهای سخت زندگی که گرسنگی بر خاندان پیا مبر صلی الله علیه و آله فشار آورد فاطمه علیهاالسلام وضو گرفت و دست به دعا برداشت و پس از خواندن دو رکعت نماز از خداوند درخواست مائده ‏ای از آسمان نمود. ناگهان ظرفی از غذا و طعام بهشتی نازل شد که بوی عطر آن، منزل علی علیه‏السلام را معطر ساخت.

امام علی علیه‏السلام پرسید: انّی لک هذا؟

حضرت پاسخ داد: هو من عند اللّه‏.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که خبردار شد فرمود: حمد و ستایش خداوندی را که دختری به من عطا فرمود مانند حضرت مریم که «هرگاه زکریا ی پیغمبر در محراب عبادت او حاضر  می‏شد، پیش او خوردنی  می‏یا فت.  می‏گفت: اینها از کجاست؟

مریم جواب  می‏داد: از جانب خدا»(149).

این ماجرا را زمخشری در کشاف نقل کرده است.

32 ـ ایجاد شگفتی در پیامبر

حضرت زکریا چون وارد محراب حضرت مریم گردید، مشاهده نمود که غذای زمستانی در تابستان و غذای تابستانی در زمستان نزد مریم است؛ از این واقعه به شگفت آمد، لذا پرسش نمود. «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقا قَالَ یَا مَرْیَمُ أنّی لَکِ هَذَا...»(150).

فاطمه علیهاالسلام نیز کرامات بسیاری داشت و یا گفتار و رفتاری از آن بانو اظهار  می‏شد که پیامبر صلی الله علیه و آله (151) یا علی علیه‏السلام (152) و گاهی اصحابی چون سلمان و اباذر(153) را به شگفتی وا  می‏داشت.

33 ـ مکرمت امیدبخش

حضرت زکریا علیه‏السلام با مشاهده مائده بهشتی نزد حضرت مریم و شنیدن جمله آن زن که فرمود: «یَرزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ»(154) ا میدوار شد و با خود اندیشید حال که چنین است، رزق یک فرزند از جانب خدا به وی نیز ممکن خواهد بود؛ لذا در سن پیری با این امید درخواست فرزند نمود(155).

زهرا علیهاالسلام نیز دارای کرامات و توجهات خاص الهی بود که پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله، علی علیه‏السلام و به ویژه اصحاب رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله مانند سلمان، اباذر و مقداد را امیدوار  می‏ نمود و به آنان دلگرمی  می‏بخشید.

34 ـ مصائب و سختی ها

مصائب و سختی ها در مسیر کمال عامل مؤثری بوده، در تقرب به خداوند نقش روشنی دارد، لذا خداوند تمام اولیا ء خود را به مصائب و سختی های خاص مبتلا می‏نماید. امام صادق علیه‏السلام از قول علی علیه‏السلام فرمود: «انّ أشدّ الناس بلاء النبیّون ثم الوصیّون ثم الأمثل فالأمثل...»(156).

حضرت مریم متحمل مصائب و بلاهای زیادی شد. سخت ‏ترین آنها عبارت بود از دوری از مادر و پدر در تمام دوران زندگی، خدمتگزاری بیت ‏المقدس از کودکی، تهمت و سوء ظن مردم در عین پاکی، بارداری و زایمان در تنهایی و غربت، نداشتن محل استراحت و غذا و پناه بردن به کنار درخت خرما، نگهداری کودک بدون پدر با آن برخوردها و نگاه های بد مردم.

امّا مصائب و سختی های فاطمه علیهاالسلام از دوران کودکی حد و حصری نداشت. در بطن مادر تنهایی و نگرانی و حزن مادر را درک  می‏نمود(157) و چون چشم به دنیا گشود، شاهد اذیت و آزار پدر بود(158). چندی نگذشت که خود را در کنار پدر در شعب ابی طالب متحمل سختی ها دید و غم و رنج پدر را با خود تقسیم  می‏نمود و در بیم و هراس پدر از مکه هجرت نمود. رنج های پدر در مدینه به ویژه جنگ احد(159) را به عنوان نزدیک‏ترین زن به پدر بر خود هموار نمود تا نوبت به وفات پدر بزرگوارش رسید. وفات پیا مبر صلی الله علیه و آله با حزن، گریه، مصائب، رنج های طاقت فرسا و قتل فرزندش محسن شروع شد و به آرزوی مرگ و شهادت آن بانو انجا مید.

35 ـ قذف و نسبت ناروا

مردم نادان حضرت مریم را قذف نمودند و نسبت های ناروایی به ایشان دادند. این قذف به رغم آگاهی آنان به پاکی خاندان و شرافت حضرت مریم بود: «قَالُوا یَا مَریَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئا فَرِیّا. یَا اُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ اَبُوکِ سَوءٍ وَ مَا کَانَت اُمُّکِ بَغِیّا»(160).

ای مریم به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شده ‏ای، ای خواهر هارون! پدر تو مرد بدی نبود و مادرت نیز بدکار نبود.

امام صادق علیه‏السلام نیز در روایتی طولانی درباره هفت گناه کبیره که در قرآن آمده و هر هفت مورد را برخی از نادان های امت اسلا می نسبت به اهل بیت علیهم‏السلام مرتکب شدن می ‏فرماید: «... امّا قذف محصنه همان است که برخی بر سر منابر فاطمه زهرا علیهاالسلام را قذف نمودند و نسبت های نادرستی به ایشان دادند...»(161).

36 ـ آرزوی مرگ

حضرت مریم از شدت حزن و ترس از تکذیب مردم و افترا آرزوی مرگ نمود و از خداوند آن را درخواست کرد و فرمود: «یَا لَیْتَنِی مِتُّ قبلَ هَذَا»(162).

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز از شدت حزن و رنج آرزوی مرگ نمود و از خداوند درخواست کرد هر چه زودتر مرگش را برساند: «الهی عجّل وفاتی سریعا». پروردگار نیز دعای او را اجابت نمود(163).

37 ـ سکوت و تحریم سخن

حضرت مریم به امر پروردگار در مواجهه با اهانت مردم نادان و مغرض روزه سکوت گرفت و سخن گفتن با آنان را تحریم نمود: «فَلَنْ اُکَلِّمَ الیَومَ اِنسِیّا»(164).

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز پس از شنیدن اهانت برخی از منبر پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد آن حضرت و اهانت برخی دیگر در آستانه مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و تکذیب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله، نسبت به آن دو سکوت اختیار نمود و آنان را از گفت و گو با خود تحریم نمود و فرمود هرگز با آنان سخن نخواهم گفت: «فلن اکلم من رأس کلمة»(165).

38 ـ غسل صدیقه به دست صدیق

حضرت مریم(س) پس از فوت به وسیله عیسی علیه‏السلام غسل داده شد. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز به دست حضرت علی علیه‏السلام غسل داده و کفن و دفن شد. مفضل از اصحاب بزرگ امام صادق نقل  می‏کند که از آن حضرت پرسیدم چه کسی فاطمه زهرا علیهاالسلام را غسل داد؟ فرمود: امیرالمؤمنین علیه‏السلام مفضل می ‏گوید من این مطلب برایم بزرگ آمد و تعجب کردم؛ لذا حضرت فرمود: گویا از آنچه به تو گفتم دلتنگ شدی؟

عرض کردم: آری چنین است فدایت شوم.

حضرت فرمود: دلتنگ مباش؛ زیرا فاطمه علیهاالسلام صدیقه بود و جز صدیق نباید او را غسل دهد، مگر نمی‏ دانی که مریم را جز عیسی کسی غسل نداد(166).

39 ـ اشتتیاق به بهشت

در روایات آمده است که فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم دو زن از چهار زن بهشتی هستند(167) که بهشت مشتاق آنان است: «اشتاق الجنّة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمّد.»(168)

40 ـ بهشت جایگاه ابدی

آیات قرآن و عصمت و سیره حضرت زهرا علیهاالسلام و مریم(س) در این دنیا که روایات و تاریخ ثبت کرده، به خوبی جایگاه ابدی آن دو را نشان می‏ دهد. افزون بر اینکه روایا ت اسلا می فراوانی وجود دارد که به صراحت، بهشتی بودن آنان را بیا ن  می‏کند. روشنی مطلب به حدی است که آن را جزء ضروریات دین قرار می ‏دهد. در روایات آمده است که اولین زن، بلکه اولین شخصی که وارد بهشت  می‏شود حضرت زهرا علیهاالسلام است و بعد از آن جناب نوبت ورود زنان مقدس دیگری چون حضرت مریم(س)  می‏رسد(169).

نتیجه ‏گیری

نکات زیر را می‏ توان به عنوان مهم‏ترین نتایج تحقیق در مقاله حاضر بیان کرد:

1 ـ خداوند، مقدس اصیل است و اشخاص و اشیا ء بر حسب انتساب خاص و تجلی خداوند در آنها و متجلی شدن خداوند به وسیله آنان از قداست نسبی برخوردار می ‏باشند.

2 ـ حضرت مریم نزد همه مسیحی ها با تمام اختلافاتی که میان آنها وجود دارد مقدس است و هیچ امری در دین مسیح نتوانسته قداست آن حضرت را بپوشاند.

3 ـ قرآن مبانی تقدس مریم(س) را صفات و ویژگی هایی در آن بانو بیان داشته است.

4 ـ تمام صفات حضرت مریم(س) که مبنای تقدس آن حضرت بود، به طریق اولی در حضرت زهرا علیهاالسلام وجود داشت. افزون بر اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام از صفات دیگری نیز برخوردار بود که به تنهایی می ‏تواند منشأ تقدس باشد.

5 ـ عقده ‏ها و کینه‏ ها و جاه‏طلبی های برخی از افراد در صدر اسلام باعث شد جریان قداست‏ پوشی فاطمه زهرا علیهاالسلام بعد از رحلت پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله آغاز شود و جهل و تعصب آن را استمرار بخشید.

6 ـ کتمان قداست زهرا علیهاالسلام نه تنها ظلم به آن حضرت بود، بلکه موجب ستم به اسلام و بشریت گردید و لوای اسلام در احترام کردن و تکریم زن و جایگاه والای زن در این آیین از مسلمانان گرفته شد. این در حالی است که در عالم غربِ مدعی مسیحیت بسیاری از کوتاهی ها نسبت به زن با شعار و لوای تقدس مریم پوشش داده شده است.


منابع و مآخذ

1 ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیا ء الکتب العربیه، 1962 م.

2 ـ ابن خلدون، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363ش.

3 ـ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم انتشارات علامه، بی‏تا.

4 ـ ابن کثیر ابوالفداء اسماعیل، قصص الانبیا ء، بیروت، دار احیا ء التراث العربی، 1402ق.

5 ـ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه، بیروت، دارالکتاب الاسلا می، 1401ق.

6 ـ ا مینی، عبد الحسین احمد، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، بیروت، دارالکتاب العربی، 1403ق.

7 ـ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.

8 ـ بی‏آزار شیرازی، عبدالکریم، مجموعه مقالات چهار مین کنفرانس علوم قرآن، قم، دارالقرآن الکریم 1373ش.

9 ـ تستری، نور اللّه‏، احقاق الحق، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی‏تا.

10 ـ خ مینی، روح اللّه‏، چهل حدیث، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجا، 1368ش.

11 ـ دشتی، محمّد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1379ش.

12 ـ راغب اصفهانی، ابی القاسم الحسین، المفردات فی ترتیب القرآن، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1362ش.

13 ـ سلمانپور، محمّد جواد، علی علیه‏السلام قرآن ناطق، تهران، نشر عابد، 1380ش.

14 ـ صدوق، ابو جعفر محمّد بن علی، علل الشرایع، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1385ق.

15 ـ صدوق، ابو جعفر محمّد بن علی، کتاب الخصال، قم، جامعة المدرسین فی الحوزة العل میه، 1362ش.

16 ـ طباطبائی، محمّد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعل می للمطبوعات، 1392ق.

17 ـ طبرسی، ابی علی، مجمع البیان لعلوم القرآن، تهران، مکتبة العل میة الاسلا میه، بی‏تا، 5 ج.

18 ـ طبری، ابو جعفر محمّد بن جریر، تاریخ الطبری، بیروت، دارالکتب العل میه، 1408ق.

19 ـ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران، المکتبة المرتضوی، 1362ش.

20 ـ کلینی، ابو جعفر محمّد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، بی‏تا، 4 ج.

21 ـ فعال عراقی، حسین، داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، تهران، سبحان، 1378ش.

22 ـ قزوینی، محمّد کاظم، فاطمة الزهراء من المهد الی اللحد، ترجمه دکتر حسن فریدونی، آفاق، 1404ق.

23 ـ مجلسی، محمّد باقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.

24 ـ نج می، محمّد صادق، سیری در صحیحین، قم، دفتر انتشارات اسلا می، 1359ش.


1 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 48، 49 و 77؛ ج 14، ص 201.

2 ـ همان، ج 43، ص 77.

3 ـ همان، ج 43، ص 49-48؛ ج 14، ص 197 و 206.

4 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 488.

5 ـ الغدیر، ج 2، ص 61؛ مناقب، ج 4، ص 24.

6 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 638.

7 ـ فاطمه، ص 649.

8 ـ مجموعه سخنرانی ها و مقالات قرآنی، ص 82.

9 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159.

10 ـ قصص الأنبیا ء، ص 376.

11 ـ آل عمران / 33.

12 ـ الخصال، ج 1، ص 225.

13 ـ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 278-277.

14 ـ احزاب / 33.

15 ـ ابراهیم / 24.

16 ـ نور / 36.

17 ـ الغدیر، ج 3، ص 107.

18 ـ شوری / 23.

19 ـ الغدیر، ج 3، ص 31.

20 ـ همان، ج 3، ص 350.

21 ـ توبه / 119.

22 ـ الغدیر، ج 2، ص 306.

23 ـ واقعه / 11-10.

24 ـ الغدیر، ج 2، ص 211.

25 ـ فاتحة الکتاب / 6.

26 ـ قصص قرآن در ال میزان، ج 2، ص 407.

27 ـ آل عمران / 35.

28 ـ قصص الأنبیا ء، ص 352.

29 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159.

30 ـ ال میزان، ج 3، ص 184.

31 ـ علل الشرایع، ص 124.

32 ـ قصص الأنبیا ء، ص 352.

33 ـ آل عمران / 35.

34 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159.

35 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 194.

36 ـ آل عمران / 37.

37 ـ ضحی / 8.

38 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 49.

39 ـ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 473.

40 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 439.

41 ـ الخصال، ج 1، ص 206.

42 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 53.

43 ـ همان، ج 43، ص 28.

44 ـ همان، ج 43، ص 4.

45 ـ همان، ج 43، ص 2.

46 ـ ال میزان، ج 3، ص 183؛ اصول کافی، ج 2، ص 484؛ بحارالأنوار، ج 14، ص 199.

47 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 5-4.

48 ـ همان، ج 43، ص 43.

49 ـ همان، ج 43، ص 3.

50 ـ آل عمران / 36.

51 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 10؛ علل الشرایع، ص 178.

52 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 13؛ علل الشرایع، ص 179.

53 ـ الغدیر، ج 2، ص 295.

54 ـ آل عمران / 37.

55 ـ ال میزان، ج 3، ص 173.

56 ـ مفردات راغب، ص 44؛ مجمع البحرین، ج 5، ص 258.

57 ـ مفردات راغب، ص 212.

58 ـ همان، ص 326؛ مجمع البحرین، ج 3، ص 469.

59 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 553.

60 ـ زخرف / 28.

61 ـ قصص قرآن، ص 232.

62 ـ آل عمران / 36.

63 ـ آل عمران / 37.

64 ـ نور / 36.

65 ـ ال میزان، ج 3، ص 174.

66 ـ آل عمران / 379.

67 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 12؛ علل الشرایع، ص 181.

68 ـ علل الشرایع، ص 182؛ کشف الغمه، ج 2، ص 25؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 81 .

69 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 204.

70 ـ همان، ج 14، ص 192.

71 ـ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 133.

72 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 16.

73 ـ همان، ج 43، ص 18.

74 ـ بنگرید به: فاطمه زهرا، از تولّد تا شهادت، ص 33-31.

75 ـ تحریم / 12.

76 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 64.

77 ـ کشف الغمه، ج 2، ص 40؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 158.

78 ـ ال میزان، ج 19، ص 346؛ مجمع البیا ن، ج 5، ص 320.

79 ـ تاریخ ابن خلدون، ص 161.

80 ـ مائده / 75.

81 ـ الغدیر، ج 2، ص 312.

82 ـ علل الشرایع، ص 184.

83 ـ نساء / 68.

84 ـ تحریم / 12.

85 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 13.

86 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 212؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 158.

87 ـ بحارالأنوار، ج 2، ص 3.

88 ـ بنگرید به: علی قرآن ناطق، ص 86.

89 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 8 .

90 ـ آل عمران / 42.

91 ـ احزاب / 33.

92 ـ (خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، زمخشری در تفسیر کشاف، ج 1، ص 193، فخر رازی در تفسیر، ج 2، ص 70، ابن اثیر در اسد الغابه، ج 2، ص 12، سبط ابن جوزی در کتاب تذکرة الائمه، امام واحدی در اسباب النزول، ابن صباغ مالکی در الفصول المهمه، ص 7، سیوطی در الدر المنثور، ج 5، ص 198، طبری در ذخائر العقبی، ص 21، قرطبی در الجامع لاحکام القرآن، ج 14، ص 182، ابن عربی در احکام القرآن، ج 2، ص 166، ابن عبد البر در الاستیعاب، ج 2، ص 460، بیهقی در السنن الکبری، ج 2، ص 149، حاکم نیشابوری در المستدرک، ج 2، ص 416، امام احمد حنبل در مسند، ج 1، ص 331، نسائی در خصائص، ص 4، طبری در تفسیر، ج 22، ص 5، خوارز می در مناقب، ص 35، هیث می در مجمع الزوائد، ج 9، ص 166 و ابن حجر در صواعق المحرقه، ص 85) به نقل از: فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت، ص 90.

93 ـ تاریخ ابن خلدون، ص 434.

94 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 15.

95 ـ (قندوزی در ینابیع الموده، ص 260، محمّد صالح کشفی در مناقب، امرتسوی در ارجح المطالب، حافظ ابوبکر شافعی در تاریخ بغداد، ج 13، ص 331، ابن عساکر در تاریخ کبیر، ج 1، ص 319، حافظ سیوطی و رافعی در التدوین، طبری در ذخائر العقبی، و صفوری در نزهة المجالس، ص 227)، به نقل از: فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 121.

96 ـ ینابیع الموده، ص 260.

97 ـ بحارالانوار، ج 14، ص 197؛ قصص الانبیا ء، ص 353.

98 ـ تحریم / 12.

99 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 20؛ الغدیر، ج 2، ص 61.

100 ـ (حاکم در المستدرک، ج 3، ص 152، خطیب بغدادی در تاریخ خود، ج 3، ص 54، محب الدین طبری در ذخایر العقبی، ص 48، صدر الحفاظ کنجی شافعی در الکفایه، ص 222، سیوطی در إحیا ء ال میت، ص 257، متقی هندی در کنزالعمال، ج 6، ص 219 و 112 و شبلنجی در نورالأبصار، ص 45) به نقل از: الغدیر، ج 2، ص 62.

101 ـ الغدیر، ج 3، ص 175.

102 ـ تحریم / 11.

103 ـ الغدیر، ج 2، ص 61.

104 ـ آل عمران / 45.

105 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 48.

106 ـ همان.

107 ـ همان، ج 14، ص 207. البته درباره بارداری حضرت مریم(س) روایت معتبری داریم که چون به وسیله نفحه روح القدس حمل برداشت نُه ساعت طول کشید هر ساعتی به اندازه یک ماه.

108 ـ مریم / 31-29.

109 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 207.

110 ـ احقاف / 15.

111 ـ اصول کافی، ج 2، ص 365؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 172.

112 ـ انعام / 85-84.

113 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 37.

114 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 82.

115 ـ این روایت را خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، ج 1، ص 316، خوارز می در مناقب، ص 229، محب الدین طبری، حموینی، ذهبی، ابن حجر مکی، متقی هندی، زرقانی و قندوزی از اهل سنت نقل کرده‏اند. (بنگرید به: فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 83).

116 ـ تحریم / 12.

117 ـ آل عمران / 43.

118 ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 160.

119 ـ علل الشرایع، ص 182.

120 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 76 و 84.

121 ـ فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 221.

122 ـ ارشاد دیل می، ج 1، ص 270.

123 ـ آل عمران / 191.

124 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 35.

125 ـ آل عمران / 35.

126 ـ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 83.

27 ـ آل عمران / 43.

128 ـ آل عمران / 42.

129 ـ ال میزان، ج 3، ص 188.

130 ـ بنگرید به: بحارالأنوار، ج 43، ص 22، 24، 26، 36، 37، 49 و 78.

131 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 49.

132 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 197.

133 ـ آل عمران / 45.

134 ـ مریم / 19.

135 ـ آل عمران / 42.

136 ـ بنگرید به: الغدیر، ج 5، ص 49؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 78.

137 ـ بنگرید: به علی قرآن ناطق، ص 86.

138 ـ مریم / 24.

139 ـ ال میزان، ج 14، ص 43.

140 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 209.

141 ـ اصول کافی، ج 1، ص 346؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 79.

142 ـ مریم / 25.

143 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 29.

144 ـ همان، ج 43، ص 45.

145 ـ همان، ج 43، ص 30.

146 ـ همان، ج 43، ص 29.

147 ـ آل عمران / 37.

148 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 27، 29، 31 و 77.

149 ـ همان، ج 35، ص 251؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 261.

150 ـ آل عمران / 37.

151 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 91.

152 ـ همان، ج 43، ص 74، 60 و 31.

153 ـ همان، ج 43، ص 46-45.

154 ـ آل عمران / 37.

155 ـ ال میزان، ج 3، ص 174.

156 ـ شرح چهل حدیث، ص 203.

157 ـ بحارالأنوار، 43، ص 2.

158 ـ صحیح بخاری، ج 1 و 5 به نقل از: سیری در صحیحین، ص 324.

159 ـ صحیح بخاری، ج 1، 4 و 5 به نقل از: سیری در صحیحین، ص 325.

160 ـ مریم / 28-27.

161 ـ الخصال، ص 364.

162 ـ مریم / 23.

163 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 177؛ احقاق الحق، ج 19، ص 16؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 177.

164 ـ مریم / 26.

165 ـ تاریخ طبری، ج 3، ص 236؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 134 و ج 2، ص 19؛ الغدیر، ج 7، ص 226 و 229؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 248.

166 ـ اصول کافی، ج 1، ص 459؛ علل الشرایع، ص 184.

167 ـ الخصال، ص 206 و 235.

168 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 53.

169 ـ همان، ج 43، ص 52.

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4507
 بازدید امروز : 461
 کل بازدید : 1404395
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0/2345
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.