| سه شنبه ٠٣ مرداد ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
نقد اديان الهي و غير الهي

نقد اديان الهي و غير الهي

چرا دين؟

در راستاي جستجوي دين حقيقي، چند نكته در ابتدا ضروري به نظر مي­رسد كه عنوان كردن آنها خالي از لطف نيست. بر خرد هر انساني پوشيده نيست كه عقل و خرد آدمي (وسيله­ اي كه با آن كشف حقيقت مي­كند) يكي از بزرگترين نعمتهاي الهي است كه تنها با آن مي­توان درست را از نادرست تشخيص داد. آن چيز كه بر هيچ انساني پوشيده نيست اين است كه حرف هر آيين بايستي بر مبناي عقل و فهم بشري بوده، آن را نقض نكرده و زير پا نگذارد. لذا اصول خود را در اين تحقيق بر مبناي عقل (وجدان بشري) گذارده و از پذيرفتن آنچه ناقض آن مي­باشد بايد خودداري شود. لذا قضاوت در مورد اديان مختلف و اصول كلي و جزئي آنها را به عهده عقل، خرد و وجدان محققين محترم مي­گذاريم. در ابتداي اين تحقيق نيز بحث مختصر اما كاملي را در مورد اين نعمت الهي به اين موضوع اختصاص مي­دهيم.

قابل توجه است كه بنده در اتمام اين تحقيقاتم دين اسلام و مذهب حقه شيعه را به عنوان آيين برگزيده­ ام چرا كه در بين تمام اديان الهي، تعاليم و عقايد آن بر وجدان منطبقتر بوده و براي هر عقيده دليلي منطقي ارائه مي­دهد و بر خلاف اديان ديگر كه مملو از عقايد و تعاليمي است كه با عقل و فطرت آدمي ناسازگار است، معتقد است كه عقيده ­اي را تبليغ نكرده و ارائه نمي­دهد مگر اينكه براي آن دليل منطقي داشته باشد (منظور  عقيده است نه احكام چرا كه ما ابتدا بايد آييني با عقايد منطبق با فطرت آشنايي پيدا كنيم تا بعد بحث  موارد ديگر پيش بيايد). جالب اين است كه در اين دين، به شما آمـوخـته مي­شود كه اگر براي موضوعي دليل كافي نداريد آن را نپذيريد چرا كه در صورت قبول آن دچار تعصب گرديده ­ايد و داشتن آن عقيده براي شما سودي نخواهد داشت.

 نكته ديگري كه در شروع تحقيق بايد به آن اشاره شود اين است كه بايد از تقليد كوركورانه پرهيز گردد و صرف اينكه انساني موبد، راهب، و يا روحاني (شيخ) است نبايد حرف او را پذيرفت. در واقع، اين انسانها هستند كه بايد با حق سنجيده شوند نه اينكه حق با انسانها. لذا در هيچ نقطه ­اي نبايد دچار اين دام شد.

نكته قابل توجه ديگر در راستاي تحقيق در مورد اديان اين است كه با هر آيين با كتب مورد قبول خودشان صحـبت مي­شود و بزرگان هر آييني به بحث و مناظره دعوت مي­شوند و ديني كه حقّ است بايد بتواند منطقي و مستدل از خود دفاع كند. قابل توجّه است كه امروزه هيچ آييني غير از مكتب حقّه شيعه ادّعاي آن را ندارد كه با هر كسي با هر آييني كه هست توانايي بحث منطقي را داراست. براي اثبات آن، از خواننده محترم تقاضا مي­شود كه برنامه عمومي تدارك ببيند و از اديان مختلف براي مناظره منطقي دعوت به عمل آورد و لبّيك رهبران آيينهاي مختلف را مورد ارزيابي قرار دهد. جالب اينجاست كه مذهب شيعه طبق عملكرد امام و پيشواي هشتم خود حضرت امام رضا (ع) در زمان مامون عباسي به شيوه­ اي بسيار جالب كه آن هم مناظره و بحث با رهبران اديان مختلف از كتب خودشان است عمل مي­كند و حتّي به يك آيه از قرآن و روايات در مقام اثبات مدّعاي خود متوسل نمي­شوند. در اين تحقيق نيز علاوه بر كتب آسماني آن اديان، از كتبي كه مورد تأييد خود آنان مي­باشد استفاده مي­گردد.

من نيز در اين تحقيق از اين شيوه استفاده نموده و از طرق مختلفي منابع تمام اين اديان را بررسي كرده و نتيجه را به صورت كامل ارائه مي­كنم. شايان ذكر است كه بنده صراحتاً اعلام مي­كنم اگر روزي شخصي پيدا شود و به شبهات اين اديان كه در اين مجال بررسي مي­شوند پاسخ منطقي بدهد هر آيينه با كمال ميل حاضرم تغيير آيين داده و به ديني درآيم كه ادّعايش محكمتر و مستدلتر است. چرا كه اگر نيّت از پذيرفتن دين و مذهب اطاعت پروردگار يكتاست ديگر چه فرقي مي­كند اسلام باشد يا مسيحيّت و يا غيره. آنچه مهم است و گريزناپذير، جوابگو بودن در نزد خدا در روز رستاخيز است چرا كه هر انساني به اندازة عقلي كه به او داده شده بازخواست مي­شود و من نوعي آنجا ادّعا مي­كنم كه «اي آفريننده­ ام! من با صحت و كمال عقلي كه تو خود به من دادي مسيحيّت را آيين راستين يافتم و بدان گرويدم و در آن تو را يك عمر اطاعت كردم» و وجدان هر انسان بيداري به اين گواهي مي­دهد كه اگر من به واسطة فرار از احكام خدا و رسيدن به خواسته­ هاي نفساني خودم روي پاسخ عقل خود را نپوشانيده باشم، هر آيينه خداوند از من خواهد پذيرفت. جالب اينجاست كه بدانيد اين مطلب، شالوده عقيده حقّه شيعه است و من در اديان مختلف از اين عقيده كاملتر و منطقيتر در مورد بازخواست روز رستاخيز پيدا نكردم و عقل هر منصف با وجداني نيز بر آن صحه مي­گذارد.

نكته حائز اهميت ديگر اين كه من به نويسنده و گوينده هيچ گاه توجهي مبذول نداشته­ ام. براي من مهم نيست كه «چه كسي» سخن مي­گويد. مهم اين است كه او «چه» مي­گويد. خيلي از ما انسانها هميشه به بزرگي شخص نگاه مي­كنيم و اگر گوينده شخص مهمّي بود پس نمي­شود اشتباه نكند و آنچه مي­گويد حتماً درست است. چون عالِم است. اما اگر عقلانه به موضوع نگاه كنيم اين گونه صحيح به نظر مي­رسد كه نبايد گوينده در پذيرفتن سخن نقشي داشته باشد. مثلاً خيليها تا كتابي در دست مي­گيرند ابتدا به نويسنده آن مي­نگرند كه چه كسي است. آيا شخصيّت معروفي است يا نه. امّا من هميشه در تحقيقاتم اين نكته را مدّ نظر داشته­ ام كه به «سخن» نگاه كنم نه «گوينده». حتّي اگر انسان بي­سوادي (!) هم در مورد مطلبي به صورت مستند و مستدل سخن بگويد بايد از او پذيرفت. اما اختلاف كوچكي در زمينه تحقيقات ديني­ ام وجود دارد كه براي آن هم البتّه توجيه منطقي دارم. آن هم اينكه در منظر تحقيقات در اديان مختلف، آيا هدف اصلي جز اين است كه ببينيم حرف حساب هر دين چيست و تعاليماتش چيست؟‌ مثلاً وقتي راجع به دين زرتشت تحقيق مي­كنم،‌ در ابتدا كه حرف عالمان ايشان را مي­شنوم سؤال نخواهم كرد كه آيا اين كتاب كه شما به آن رجوع كرده­ اي تحريف شده يا نشده يا اصلاً وجود دارد يا خير (نكته مبهمي كه براي همة ما در خصوص روايات ائمة معصومين (ع) وارد است)؟ من مي­گـويم، در ابـتداي اين كه سخن هر دين و آييني را بشنوم به تحـريف كتب مرجوعي آنها نگـاه نمي­كنم بلكه به سخن مي­ انديشم. اگر حرف منطقي است مي­پذيرم و اگر منطقي و مستدل نيست آن را رها مي­كنم. باب سخن من در مورد احكام نجاسات، ارث و ازواج و ... نيست كه بيايم آن را با عقل محدود خود بسنجم بلكه حرف بنده در مورد حرف حساب و تعاليم اعتقادي آن دين است كه بايد با فطرت خداشناس بنده و هر انسان ديگري مطابق باشد. به همين منظور، وقتي مثلاً پاي سخنان مسيحيّت مي­نشينم مي­گويم: «با توجّه به متوني كه خود داريد و صحّت آن را خود تأييد مي­كنيد مرا در مورد تعاليم دين خود آگاه كنيد». در اين مقام، هر متوني كه آن دين قبول دارد را قبول مي­كنم مگر اين كه حرف حسابي براي گفتن نداشته باشند (با رجوع به همة متون ديني آن آيين خاص) كه در اين صورت عقل هر عاقلي به تجديد نظر در آن آيين گواهي مي­دهد. به عنوان نمونه عرض مي­كنم، من در ابتدا قرآن مسلمانان را به معجزه بودن قبول مي­كنم، تمام انجيل را به نازل شدن از طرف خداوند مي­پذيرم، اما اگر در جايي از قرآن بگويد كه محمّد بنده خداست و در جايي ديگر بگويد كه محمّد خداست، هم به گوينده آن شك مي­كنم و هم به آن قرآن. هدف اصلي من فهميدن حرف اساسي هر دين است كه با توجه به تاريخ و كتب آسماني آنها و كتبي كه در مقام تعاليم، مورد قبول در آن آيين مي­باشد انجام مي­پذيرد. بنابراين من به حرفهايي كه به آن آيين بسته­ اند چشم نمي­دوزم. چرا كه دشمن هر دين و آيين، خوب آن را مطمئناً نمي­گويد. صحبت من تعارض و تناقض در متون مورد قبول و اطمينان آن آيين خاص است كه نبايد در بين گفته­ هايش تناقض­گويي و حرفهاي خلاف عقل و فطرت بشري باشد. مانند پسر خدا بودن در انجيل.

بهتر است اين گونه بگوييم كه هر ديني ادّعا مي­كند كه سعادت بشر در گرو پذيرفتن عقايد آن دين و عمل به احكام آن دين است. لذا هر ديني ادّعا دارد كه عقايد و احكام ما در اين سري كتابها جمع­آوري شده و هر آنچه در آنها است مورد قبول دين ماست (اعم از قبول قوي يا ضعيف). پس آن را بگيريد و از تمسّك به غير آن پرهيز كنيد. لذا ما به دنبال اين هستيم كه در اين كتابهايي كه ايشان ذكر مي­كنند (از كتب مقدّس آنها گرفته تا كتب مورد تأييد آنها) چه نوشته است كه انسانها را دعوت به عمل به آنها مي­كنند. اگر خود ندانند كه در كتابهايشان چه عقايدي كه منافي عقل و منطق و فطرت خداجوي بشري است نوشته شده است كه واي به حال كساني كه ميخواهند از آنان چيزي ياد بگيرند. بنابراين ما نيز به دنبال حرفي غير از حرف آن آيين خاص نخواهيم رفت و به كتابهاي آنان تمسّك مي­جوييم تا ببينيم به كدامين نقطه مي­رسيم و در نهايت «بهترين» حرف و آيين را انتخاب مي­كنيم.

امّا چرا اصلاً بايد دين داشته باشيم؟ اينكه كدام دين بهتر است بحث ثانويه است و خداوند اوّل برادري خود را ثابت كند تا بعد به سراغ ارث و ميراث برويم. اين موضوعي است كه نياز به دانستن چند مقدّمه داد؛ همانگونه كه براي گرفتن انتگرال و دانستن مشتق تابع جبري بايد به اصول اوّليّه جبر آشنايي داشت. امّا فرق اين اصول در اينكه چرا بايد دين داشته باشيم با اصول جبر اين است كه اصول جبري بايد آموخته شود و در فطرت ما نيست اما اصولي كه من از آن صحبت مي­كنم در نهاد همة ما انسانها وجود دارد و نيازي به زحمت كشيدن براي يادگيري آنها نيست. يعني تنها بايد آنها را به انسانها متذكّر شد نه ياد داد. وقتي متذكّر شوند خود ايشان آنها را در درون خود به روشني مي­ يابند.

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3162
 بازدید امروز : 542
 کل بازدید : 1403885
 بازدیدکنندگان آنلاين : 8
 زمان بازدید : 0/1719
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.