| پنج شنبه ٢٩ تير ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
پرسش هاي متداول ( سري سوم )

 

سوال  71: آيا علم اکتسابی انسان(مثل ریاضیات، فیزیک،...  ) با او به آخرت منتقل می شود؟

 

پاسخ: علم حقیقی به تعبیر ملاصدرا از مقوله وجود است و آنکس که بیشتر بداند دایره وجودش گسترده تر می شود و در هر عالمی بعد از مرگ ظاهر شود این گستردگی و روشنایی با او خواهد بود مگر آنکه علم صوری و لفظی و سطحی در میان باشد که آن تاثیری در روشنایی کلی شخص ندارد و هدیه ای به او نمی دهد و با او همراه نخواهد بود

 

 

سوال  72: چگونه عاشق بشویم تا به هر جا بنگریم جز او نبینیم

 

پاسخ: در نیاید عشق در گفت و شنید       عشق دریایی کرانه ناپدید

توصیه ما این است که اگر مشتاق عالم عشق و محبت باشید با عاشقان جهان همچون مولانا و سعدی و حافظ و میلتون و گوته و هوگو از طریق آثارشان مصاحب شوید و آنها پاسخ سئوال شما را به روشنی خواهند داد.

 

سوال  73: اگر زندگی مانند نمایشنامه وانسانها بازیگران آن باشند خداوند برچه اساسی نقشها را توزیع کرده است؟

 

پاسخ: خداوند بر اساس علم جامع ازلي نقش هر موجودي را مقدر فرموده است همه از روي حكمت و همه از روي رحمت ، الا آنكه چون علم ما آدميان بسيار محدود است نمي توانيم درستي صحنه پردازي هاي شگفت او را دريابيم . فقط از راه عشق و تسليم است كه مي توان از نمايشنامه لذت برد و مانند مولانا گفت :

هركسي را بهر كاري ساختند      ميل آنرا در دلش انداختند

اما اينكه نقش اختيار در اين نمايشنامه چيست بحث بسيار گسترده و جذابي بوده است كه در طول تاريخ تا به امروز توسط فيلسوفان و متكلمان دنبال شده است و به نظر اينجانب همان ميلي كه مولانا گويد در دل هر كس انداخته اند اختيار ما است و اختيار ازلي نيز بر اين رفته است كه ما به اختيار خودمان نقشي را كه بايد ،‌در نمايشنامه عالم بازي كنيم.

 

 

سوال  74: چگونه می توان کینه ای را که از کسی در دلم آمده  از میان ببرم ؟

 

پاسخ: اگر آدمي بخواهد كينه ها را به طور كلي از دل براند بايد لبه تيز تيغ خشم و رنجيدگي را به جاي شخص به سوي صفات شخص گرفت . از تكبر بايد بيزار بود نه از متكبر و با ظلمت و جهل بايد كينه داشت نه با ظالم و جاهل . آنچه عين جهنم است اين صفات است و شخص مي تواند از هر صفتي به تدريج فاصله گيرد . بنابراين درست مانند مادري بايد عمل كرد كه صفات نامطلوب فرزندش را دوست ندارد اما فرزندش را دوست دارد و مي كوشد به نوعي او را به سلامتي كه از پيش داشته بازگرداند . شما نيز چنين كنيد و خداوند شما را ياري خواهد كرد.

 

 

 

سوال 75: در کتاب مقالات استاد این مطلب را خواندم كه انسان اگر با خود آشنا شود راز دو عالم را دریابد و عکس جمال بی چون را در آینه دل خویش مشاهده کند و محب و عاشق شود آنگاه محبوب و معشوق حق گردد. لطفاً توضيح فرمائيد چطور انسان مي تواند خود را بشناسد ؟

 

پاسخ: راه خود شناسي بسيار سهل و هموار است شما كافي است نگاهي به درون خود كنيد تا ببينيد كه شوق ها و ميل ها و گزينش ها و پسند هاي شما چيست و خيلي زود درخواهيد يافت كه شما پيوسته به دنبال سه چيز هستيد كه هر سه مورد پسند شما است يكي زيبايي است كه آنرا كم و بيش مي شناسيد . در طبيعت مشاهده مي كنيد در هنرها و به خصوص در موسيقي هاي اصيل جهان مي بينيد و نيز از چهره زيبا رويان و قد و قامت خوبان نيز شما را لذتي حاصل است. پس طبع شما بر گرايش به زيبايي است و از زشتي و پريشاني و آشفتگي پيوسته مي گريزيد . همچنين ميل شما به دانستن و كشف اسرار كردن است مي خواهيد رازهاي عالم را دريابيد مي خواهيد بدانيد ستاره و آسمان و زمين چيستند و اسرار پشت پرده طبيعت چيست . از اين رو شما عاشق دانايي هستيد . دانايان را دوست داريد و دانايي را و توانايي را كه حاصل دانايي است . و همچنين شما از خلق خوش و مهرباني و سخاوت و انصاف و جوانمردي و امثال اينگونه فضايل در خود و ديگران لذت مي بريد و از صفاتي چون كبر ، حرص و حسد و كينه و ظلم و ستم مي گريزيد . بنابراين شما عاشق نيكويي هستيد و اين سه عشق : عشق به زيبايي ، عشق به دانايي و عشق به نيكويي امانت الهي در وجود شما است و از راه اين سه عشق مي توانيد آهسته آهسته از راه علم و هنر و اخلاق به پروردگار خود نزديك بلكه شبيه شويد چنانكه هر كس شما را بيند ياد خدا افتد . از مهربانيتان و از خلق خوشتان و از دانايي تان و رفتار جميل و خوش آهنگتان . اين است معني نزديك شدن به خدا و محبوب خدا قرار گرفتن كه در واقع همراه با محبوبيت نزد بندگان خدا نيز هست.

 

 

 

سوال76   : در دعای کمیل میخوانیم :

 

خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که پرده عصمتم را میدرد ، خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که نعمت ها را تغيیر میدهد ، خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که مانع استجابت دعا میشود ، خدا وندا ، ببخش  بر من  گناهانی را که بلا ها را نازل میکند ، لطفا توضيح فرمائيد كه اینها چه گناهانی هستند ؟

 

پاسخ:  اگر چه همه گناهان در نهايت به يك گناه بزرگ باز مي گردند و آن ظلم است و هر چند ظلم در چهره هاي متفاوت ظاهر مي شود و نامهاي متفاوت پيدا مي كند ولي همه در ماهيت ظلم مشتركند. چنانكه خداوند حتي گناه شرك را نيز از ماهيت ظلم دانسته و بزرگترين ظلم شمرده است. "ان الشرك لظلم عظيم" و نتيجه همه گناهان نيز يكي است كه آن محروميت از كمال و فضيلت و گرفتاري در بلاي دوري و مهجوري از پروردگار جهان كه معشوق عالميان است. اما علماي اخلاق اسباب و عوامل اين دوري و مهجوري را شرح و بسط داده اند تا دلهاي مردمان را بيدار كنند. وقتي انساني حق را بخاطر خود زير پا گذاشت و دروغ گفت و دغل كرد بديهي است كه دعاي او مستجاب نمي شود زيرا به حقيقت دعايي نمي كند تا مستجاب شود و اگر به زبان از خدا آمرزشي مي جويد اعمالش فرياد مي كند كه من آمرزش را نمي خواهم زيرا همچنان به ظلم و تجاوز به حقوق ديگران ادامه مي دهد.

 

 

 

سوال77   : شما در هیچکدام از سخنرانی هایتان و همچنین در کتاب در صحبت قرآن،اشاره ای به شان نزول آیات نکرده اید.در حالیکه بعضی از مفسرین،تاکید زیادی بر روی این مطلب دارند.آیا شما قائل به اهمیت شان نزول آیات نیستید؟

 

 پاسخ:  شك نيست كه شان نزول آيات نزد مفسران عامه و خاصه از اهميت ويژه اي برخوردار است . توجه به شان نزول آيات در فهم بسياري از آيات سودمند و در صدور احكام الهي در آيات خاص موثر است . اما اينجانب با الهام از عامه عارفان و شاعران الهي كوشيده ام كه خطاب قرآن را به همه انسانها و همه زمانها و مكانها تعميم دهم چنانكه در حديثي از پيامبر اكرم آمده است : "قرآن را چنان بخوانيد كه گويي در شان شما نازل شده است" . يكي از موسيقي دانان معاصر بر اين نظر بود كه وقتي خداوند به پيامبر مي فرمايد "قل" آن "قل" ديگر جز قرآن نيست بلكه متعلق آن "قل" سخن خدا خواهد بود . براي مثال سوره احد بايد چنين باشد الله احد الله الصمد ...  اين همان نگاه است كه خطاب قرآن را مخصوص به پيامبر مي كند در حاليكه به قول مولانا :

 

گرچه قرآن از لب پيغمبر است

هر كه گويد حق نگفته كافر است

 

از اين رو جزء قرآن است و اين خداوند است كه به همه انسانها مي فرمايد :

"قل هو الله احد" يا "قل يا ايها الكافرون"

 

از اين رو در عين حال كه توجه به شان نزول آيات از اهميت خاص خود برخوردار است اينجانب به سبب تاكيد در جهاني بودن پيام قرآن و بنا بر همان حديث مذكور از پيامبر اكرم بدين موضوع نپرداخته ام.

 

 

 

سوال78   : كدام ترجمه قرآن به انگليسي مناسبترين و نزديكترين ترجمه به اصل قرآن است؟

 

 پاسخ:  ترجمه هاي ذيل از قرآن به زبان انگليسي در شمار ترجمه هاي موفق است:

 

1- يوسف علي (Abdullah Yusuf Ali)

 

2- پرفسور آربري (Arthur J. Arberry)

 

3- جرج سيل (George Sale)

 

البته ترجمه هاي خوب ديگر نيز هست اما اينجانب با سه ترجمه فوق آشنايي بيشتري دارم و بخصوص ترجمه جرج سيل از نظر اينكه توضيحاتي درباره آيات با حروف خاص داخل متن آورده براي مطالعه سودمند است.

 

 

 

سوال79   : مگر خدای متعال برای حضرت یوسف مقدر نکرده بود که ایشان از جانب برادرانشان مورد ستم قرار بگیرند که به آن صورت مردم مصر یکتا پرست شده و بعد از سی و چند سال دوباره پدر و برادران خویش را بیابند؟ پس گناه برادران چیست که مورد خشم خدا و پدرشان قرار می گیرند؟ مگر نه اینست که خداوند این ماموریت را برای آنان در نظر گرفته بود؟

 

پاسخ:  بحث قضا و قدر در مقابل انتخاب و اختيار بسيار مفصل است و به مقدماتي نيازمند است كه در اين مقام نمي گنجد. اما بطور اجمال مي توان گفت كه چون ما از تقديرات الهي بي خبريم در عين اعتقاد به آن موظف هستيم كه اراده خود را در كار آوريم و آنچه را درست و شرافتمندانه مي شناسيم انجام دهيم.

 

مشيت و تقدير الهي در طول اختيار انسانهاست و مانع اختيار نمي باشد و هيچكس نمي تواند خود را و ديگران را به عذر اينكه خداوند مقدر كرده است از انجام مسئوليتها و رعايت اصول انساني معاف كند. برادران يوسف به سبب حسادت بود كه به آن كار نادرست دست زدند اما خداوند با يوسف يار بود و او را به اوج جاه رسانيد. برادران نيز احساس شرمندگي داشتند زيرا به اختيار خود به راه خطا رفته بودند اما يوسف كه قضاي الهي را بر همگان حاكم مي دانست از خطاي ايشان در گذشت و به روي ايشان نياورد و بسيار محبت كرد

 

 

 

سوال80   : خداوند در بعضي از آيات خود مانند ايه 56 سوره القصص به ترجمه استاد مرحوم الهي قمشه اي (رحمة ا..) مي فرمايند: تو هركس را بخواهي هدايت نتواني كرد ليكن خدا هر كه را بخواهد هدايت مي كند و او به هدايت يافتگان آگاه تر است . سوالم اين است چرا هر كه را خداوند بخواهد هدايت مي شود يعني خدا تصميم مي گيرد كه چه كسي هدايت شود وچه كسي نشود؟

 

 پاسخ:  آنكس را كه خدا هدايت مي كند بي دليل نيست بلكه بخاطر تلاشي است كه شخص خود براي دريافت حقيقت به عمل مي آورد و از خود صداقت نشان مي دهد و چنين كسي را خداوند مي خواهد كه هدايت كند.

 

 

 

سوال81   : مدتی است که می خواهم اسلام را با دلیل و برهان بپذیرم .سوالی که برای من در این مسیر پیش آمده این است که خداوند چرا مجازاتی به نام سنگسار را در دین اسلام قرار داده است؟ آیا این عمل چهره ای وحشیانه از اسلام را به جا نمی گذارد؟

 

پاسخ:  چه خوشتر كه همه جوانان از دختر و پسر و حتي همه ميانسالان و كهنسالان نيز بينديشند كه بايد دين را با دليل و برهان بپذيرند و عقل را بر زندگي و حتي بر دين حاكم كنند. قرآن خود مكرر آدميان را به پيروي عقل و برهان خوانده است زيرا عقل به گفته پيامبر ، پيامبر دروني ماست و در روز قيامت هر كس را با عقلش محاكمه مي كنند. حكم سنگسار در قرآن نيامده است.

 

 

 

سوال82   : در قرآن کلمه "ماء" به معنی آب فقط منظور آب آشامیدنی نیست. منظور از آب در مراتب بالاتر چیست؟

ضمنا در توصیف بهشت اشارات مختلفی در قرآن آمده است مثلا باغ هایی که از زیر آن یا زیر درختان آن نهرهایی جاریست، منظوراز اين توصيفات در مراتب بالا تر چيست؟

 

پاسخ:  در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه قرآن داراي هفت مرتبه از معاني است كه معني ظاهر يكي از آنهاست . بنابراين آب و امتيازاتي كه در وصف بهشت در قرآن آمده ، همانطور كه اشاره كرديد معاني بالاتر و باز بلندتري دارد. از جمله آب و باران در تفسير اهل معرفت به علم و الهام و حيات معنوي و طراوت زندگي تعبير شده و از جمله مولانا در تفسير چهار جوي آب و شراب و شير و شهد گفته است:

 

جوي آب و جوي خمر و جوي شير

 

نيست جز خلق لطيف و دلپذير (مثنوي)

 

 

 

سوال83   : آیا اخلاق از دین است  یا ذاتی است؟

 

پاسخ:  دانشمندان برجسته اسلامي اعم از سني و شيعه پيوسته بر اين نظر بوده اند كه حسن و قبح اعمال امري عقلاني است نه صرفاً شرعي و ديني. زيرا بنابر يكي از احاديث پيامبر اكرم "هر آنچه عقل حكم مي كند شرع نيز همان را فرمان مي دهد" و عكس آن نيز صادق است كه هر چه شرع حكم مي كند مورد تائيد عقل قرار دارد و شرع نيز بنا بر احاديث ديگري از پيامبر عقل منفصل است.

 

 

 

سوال84   : مفهوم ابیات زیر از سعدی چیست؟

 

پس پرده بیند عمل های بد

هم او پرده پوشد به آلای خود

 

نه مستغنی از طاعتش پشت کس

نه بر حرف او جای انگشت کس

 

پاسخ:  خداوند در پس پرده زندگي ما كارهاي ناشايستي را كه مي كنيم مي بيند اما آن كارها را در پرده اي از لطف و نعمت خود مي پوشاند. در جهان هيچكس نيست كه بي نياز از پيروي از فرمان او باشد زيرا فرمان او كه در فطرت همه انسانها نهاده شده است راه راست به سوي كمال و سعادت است و هيچكس از رسيدن به سعادت بي نياز نيست و نيز او يعني خداوند عالمي آفريده است كه كسي نمي تواند عيبي بر آن گيرد.

 

 

 

سوال85   : شما در بخشي از شرح قطعه شماره 103 از کتاب "در صحبت قرآن" ، عفو و بخشش را نشان شرح صدرو به معنای محو کردن ظلمت جهل در نور آگاهی تعریف کرده اید.سوال بنده این است که آیا این بخشش و گذشت از خطای دیگران، برای همه کس تعریف می شود و این بخشش را به همه باید تقدیم کرد؟

 

پاسخ:  در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه "المعروف بقدر المعرفه" يعني كار خوب را به اندازه ظرفيت بايد انجام داد. شما اگر شربتي شيرين داشته باشيد آنرا در چيزي مي ريزيد كه ظرف باشد و  بتواند آنرا نگاه دارد در غير اينصورت شربت بر زمين خواهد ريخت و ضايع خواهد شد و بنابراين خوبي نسبت به افراد متفاوت بر حسب ظرفيتها فرق مي كند.

 

 

 

سوال86   : در بخشي از شرح قطعه 103 از کتاب "در صحبت قرآن"  ، «عرف» را کار های خوبی تعریف کرده اید که دلهای آدمیان همه بر خوبی آن گواهی می دهند و با توجه به اینکه فطرت آدمیان یکسان آفریده شده و قاعدتا هر آنچه مطلوب است، باید در نظر همه انسان ها مطلوب باشد، پس چگونه است که ما ایرانیان، بسیاری از عادات فرهنگی و عرف اقوام دیگر و فرهنگ های دیگر را پذیرا نیستیم و آنچه در برخی جوامع مطلوب و یا معمول است، در فرهنگ ایرانی ما ناپسند و مذموم است.

 

پاسخ:  عرفهاي فطري كه نزد همه يكسان است مي تواند تحت تاثير شرايط زندگي و نيز تلقينات و تعصبات مذهبي از جامعه اي به جامعه ديگر تفاوت كند از اينرو درستي و نادرستي هر كار بايد ضمن هماهنگي با فطرت با شرايط اجتماعي نيز تا حد امكان هماهنگ گردد. هر چه جامعه ناامن تر باشد قوانين و مقرارات شرعي و قانوني سخت تر خواهد بود تا مبادا كسي مورد آزار و تجاوز قرار گيرد و هر چه انسانها خوبتر و شريفتر و جوانمردتر باشند آزادي روابط بين آنها سهلتر خواهد بود. بسياري از ممنوعيتها براي حفظ حقوق و سلامت افراد جامعه است.

 

 

 

سوال87   : در یکی از سخنرانی هایتان گفتید که هر انسانی می تواند  حافظه اش را افزایش دهد  اگر ممکن است در این مورد مرا راهنمایی کنید.

 

پاسخ:  اگر با زبان انگليسي آشنايي داشته باشيد مي توانم مطالعه كتاب Super Power Memory را كه روي شبكه جهاني اينترنت وجود دارد و مي توان نسخه آنرا بدست آورد به شما پيشنهاد كنم و كتابهاي بسيار ديگر كه مي توانيد در شبكه اينترنت جستجو كنيد. اما اجمالا چند عامل در تقويت حافظه موثر شناخته شده است:

 

1- دقت : بدين معني كه ما هر چه مطالب را با دقت بيشتري مطالعه كنيم يا با دقت بيشتري گوش دهيم حافظه ما بيشتر جذب مي كند . مطالعات سرسري و بدون دقت گاهي اگر ده بار هم تكرار شود در خاطر نمي ماند.

 

2- عشق : و آن عبارت است از دوست داشتن آنچه مي خوانيد و مي شنويد و هر چه بيشتر به موضوع مورد مطالعه يا آنچه از ديگران مي شنويد عشق بورزيد و آنرا دوست داشته باشيد بيشتر و بهتر در ذهنتان مي ماند.

 

3- نظم: در كارهاي مطالعاتي از پراكندگي اجتناب كنيد.

 

4- تكرار پشت سر هم خوب نيست و نبايد متني را در يك جلسه 4 الي 5 بار خواند تا حفظ شد ، بلكه بهتر است يكبار امروز اما با دقت و يك بار فردا و يا زماني ديگر آنرا مطالعه كرد و اين دو بار بيشتر از ده بار پشت سر هم تاثير در حافظه دارد.

 

 

 

سوال88   : برخی از وب سایت ها و وبلاگ ها اقدام به قرار دادن بسیاری از سخنرانی های استاد برای دانلود عموم نموده اند. حال جدا از مسائل حقوقی و شرعی این مسئله آیا موسسه فرهنگی و هنری الهی قمشه اییا موسسات ذینفع در تولید و پخش آثار استاد با این موضوع مشکلی ندارند؟ نظر شخصي استاد در اين زمينه چيست؟

 

پاسخ:  سخنراني هايي كه در دانشگاه ها و مراكز گوناگون ايراد شده و از تلويزيون پخش شده است مي تواند به طور رايگان دانلود و در اختيار علاقه مندان قرار گيرد . بهترين مجموعه را در اين زمينه وب سايت www.drelahi.net گردآوري كرده است . متاسفانه عده اي افراد سود جو بدون كسب مجوز و بطور غير قانوني اقدام به تكثير بعضي از سخنرانيهاي استاد كرده اند و از طريق برخي وبلاگ ها و وب سايت ها و فروشگاه ها به فروش مي رسانند. نظر شخص استاد و موسسه فرهنگي هنري الهي قمشه اي اين است كه دوستداران سخنرانيهاي ايشان از خريد اينگونه آثار كه فاقد شماره مجوزند و اكثراً كيفيت مناسبي ندارند و تكراري هستند خودداري كنند. موسسه فرهنگي هنري الهي قمشه اي آرشيو كاملي از سخنرانيهاي داخل و خارج كشور استاد را در اختيار دارد و با تائيد ايشان و كسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام به توليد و عرضه تدريجي آثار صوتي و تصويري كرده است. با مراجعه به وب سايت رسمي استاد فهرست آثار صوتي و تصويري مجاز را مي توان ملاحظه كرد.

 

سوال89   : من در مسیر مطالعاتم در زمینه عرفان بعد ازمطالعه کتاب مقالات استاد علاقه مند به مطالعه کتاب تذکره الاولیا شدم واز آنجا با بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی آشنا شدم  وبرای مطالعه بیشتر به کتاب نوشته بر دریا اثر آقای شفیعی کدکنی پرداختم وبسیار به شخصیت این دو عارف و شناختی که آنها از خدا پیدا کرده بودند علاقه مند شدم اما نمیدانم  چگونه می توانم مثل آنها خدا را بشناسم آیا این نوع شناخت موهبتی الهی است که خدا به هر کس بخواهد می دهد و برای خواص است نه عوام؟ و یا لازمه آن ریاضت و گوشه نشینی است؟ نمی توانم زندگی آنها را با دنیای امروز تطبیق دهم  یعنی اگر آنها در این زمان زندگی می کردند چگونه زندگی داشتند؟

 

پاسخ:  چون ذات خداوند شناختني نيست مي توان او را به اوصاف شناخت. سه وصف بنيادي خداوند زيبايي و دانايي و نيكويي است زيرا خداوند جميل و عليم و رحيم است . اگر مي خواهيد به او و شناخت او نزديك شويد بايد عمر خود را در اين سه صفت صرف كنيد يعني به دنبال زيبايي باشيد اول در طبيعت و هر آنچه خدا آفريده است دوم در هنر ها كه از ديدگاهي شاگرد طبيعت و از ديدگاهي برتر از طبيعت است. دوم آنكه بايد به دنبال دانايي يعني شناخت روابط عالم رفت و علوم پايه چون رياضيات و فيزيك و ‍ژنتيك و امثال آنها را خواند سوم آنكه آدمي براي شناخت خداوند بايد بكوشد كه مانند او مهربان و باگذشت و شكيبا و بخشنده و صاحب خلق خوش باشد .

 

اگر قديسان امروز زندگي مي كردند وجودشان خير و بركت بود براي همنوعان و ستايشگر زيبايي بودند و در حلقه علم و فهم و بينش قرار داشتند . يك نمونه روشن همين شادروان استيوز جابز است كه عمرش همه بركت و زايندگي و در عين حال توام با حكمت و معرفت بود.

 

 

 

سوال90   : آیا زمانی که انسان می میرد، روح او هنگام شستشو و مراسم کفن و دفن ،جسمش و اهل و عیالش را که در تکاپوی تدفین هستند را می بیند؟ آیا احساس آنها را درک می کند؟ آگر طبق روایات خواب را برادر مرگ بدانیم، همانگونه که در خواب ارتباطمان با این دنیا قطع می شود، آیا مرگ نیز نوعی خواب دراز مدت است؟ یعنی با مردن ارتباط اموات با این عالم بکلی قطع می شود؟ آیا عالم برزخ واقعیت دارد؟ آیا صدقات و خواندن قرآن برای مردگان سبب آمرزش يا بوجود آمدن خیری برای آنها می شود؟

 

پاسخ:  كسي را از چند و چون روح پس از مرگ خبري نيست آنچه از كتب آسماني به خصوص قرآن مي توان دريافت اين است كه خود آگاهي ما با مرگ از بين نمي رود بلكه پس از ترك عالم جسماني يكسر به نزد پروردگار مي رويم كه جايگاه اصلي ما آنجاست . ما پس از مرگ به گور نمي رويم بلكه از گور تن بيرون مي آييم. مراسم كفن و دفن ما مربوط به زندگان است كه براي مصالح بهداشتي و اجتماعي و غيره جسم ما را در نقطه مناسبي به خاك مي سپارند و ربطي به ما ندارد. در كتاب در قلمرو زرين به قلم اينجانب مطالب متنوعي درباره مرگ آمده كه شما را به خواندن آنها توصيه مي كنم.

 

در سخنان پيامبراكرم آمده است كه مردمان در خوابند و چون بميرند بيدار مي شوند . در حقيقت پس از مرگ ، آدمي ابعاد تازه اي از هستي را تجربه مي كند بدون آنكه تجربيات عالم خاك را از دست بدهد. بهترين كاري كه براي مردگان مي توان كرد اين است كه :

 

1- اگر در زندگي هدف درستي را دنبال مي كرده اند كه نا تمام مانده است مي توانيم آن هدف را به ياد و نام او دنبال كنيم.

2- اگر صدقات و خيراتي به ياد ايشان انجام دهيم و دلهايي را به هواي ايشان شاد كنيم بيگمان اثرش در حيات نوين آن متوفي ظاهر مي شود و نيز اگر به ياد او آياتي يا سوره اي از قرآن را تلاوت كنيم نه براي ثواب بلكه براي فهميدن و به حكمت رسيدن آن نيز مقرون به خير و صواب است.

 

 

 

سوال91   : اگر ازازل  سرنوشت هرکس رقم خورده وهمه چیز تحت امر واراده الهی است پس دعا وعجز وناله چرا و چگونه حکم ازلی را تغییر می دهد؟ 

 

 پاسخ: خواه سرنوشت رقم خورده باشد يا نخورده باشد چون ما آدميان از آن سرنوشت يا مشيت با خبر نيستيم بهترين نصيحت اين است كه ما در جهت مقصود تلاش كنيم. دعا و عجز و ناله كنايه از همين تلاش ها و خواستن هاست. وقتي شوق به كمالي در شما هست و شما در راه رسيدن به آن كمال تلاش مي كنيد عموما به مقصود مي رسيد و به حقيقت شما خود با خواستن ها و كوشش ها يتان معمار سرنوشت خويش خواهيد بود.

 

 

 

سوال92   : جواب آنکس که می گوید عید قربان عید من نیست  چون نماد عید من گل وسبزه ومهربانی است نه ذبح وخونریزی چیست ؟

 

پاسخ: عيد قربان بزرگداشت فرهنگ معنوي و انساني است كه ما داشته ها و خواسته هاي خود را با عشق در پاي انسانهاي نيازمند قرباني كنيم. گردهمايي عظيم در مكاني كه براي توجه به خدا و اعتلاي ارزش هاي متعالي تشكيل مي شود براي آن است كه آدميان قدر يكديگر را بدانند با هم آشنا شوند با همه تفاوتها با هم برابر باشند فقير و غني و زن و مرد و جوان و پير در ميان نباشد همه انسان باشند از سرزمينهاي متفاوت با فرهنگهاي متفاوت و زبانهاي متفاوت ، اما با اين وجه مشترك كه همه انسانيم و شرافت انساني را قدر مي نهيم ، عدالت و احسان را گرامي مي داريم و به تعبير قرآن گرامي ترين ما نزد خداوند آنكس باشد كه به فضيلت و تقوا و شرافت انساني نزديكتر باشد . سبزه و گل و صحرا فضاي مناسبي است براي جشن گرفتن به شرط آنكه جشن انسانيت و محبت و عشق باشد . قربان كردن به تعبير ديگر صدقه دادن و هواي خود و خواست خود را فداي ديگري كردن و در اين راه عشق و محبت انساني است كه به قول حافظ اندر اين ره كشته بسيارند قربان شما.

 

 

 

سوال93 : در نامه حضرت علي (ع) به حارث همداني در نهج البلاغه حضرت فرمودند : نفس خود را در واداشتن به عبادت فريب ده وبا آن مدارا كن وبه زور واكراه بر چيزي مجبورش نساز ودر وقت فراغت ونشاط بكارش گير. در قسمت اول جمله منظور از فريب نفس براي عبادت چيست ؟

 

پاسخ:  عبادت هموار کردن راه است برای عبور مشیت الهی که هر گاه فرمانی در جهت کاری درست و راست یا سخنی بر حق و عدالت می خواهد از وجود آدمی عبور کند بتواند بدون برخورد با سنگهایی مانند حرص و حسد و جاه و شهوت و امثال آن به راحتی به ظهور برسد نه آنکه حرص جلوی دادن حق مردمان را بگیرد و حب جاه و مقام ، آدمی را از خدمت به خلق باز دارد و به خود خواهی و خود نمایی بکشاند. آنکس که راه را برای رفت و آمد های فرشتگان از وجود خود هموار کرده باشد عابد حقیقی است و عبادتهایی نظیر نماز و روزه را می توان چنانکه در قرآن آمده است به کمک گرفت تا نفس با انجام رکوع و سجود ، فرعونیت از سر بنهد و بیاموزد که آدمی هر کجا حقی و حقیقتی دید باید در برابر آن تعظیم کند بلکه به خاک افتد و با کمال تواضع بگوید که حق با اوست و نیز در روزه از پرهیز حلال قوت گیرد تا از حرام نیز به طریق اولی بپرهیزد اما مراسم آیینی می تواند با ریا و تظاهر و یا غفلت و غرور همراه شود و خطاب از حق بشنود که وای بر نماز گزاران. بدین نگاه اصل عبادت همان رفتن به راه راست است که متضمن خدمت به خلق خواهد بود. عبادتهای آیینی را باید از راه تشویق و ریشخند و هنگام نشاط و سرخوشی به نفس عرضه کرد زیرا تحمیل و اعمال زور چه از طرف خود شخص و چه از طرف دیگران نتیجه عکس خواهد داد و موجب تجری نفس خواهد شد و شاید سخن حضرت امیر تاکید در این نکته باشد.

 

 

 

سوال94 : من طلبه حوزه علمیه هستم و مشتاق به شعر و ادبیات عرفانی و دوست دارم آیات و روایات معصومین (ع) را از دیدگاه عرفانی بررسی نمایم وهمچنین عمر خود را در ادبیات عرفانی شعرای فارسی زبان صرف نمایم این کار نیاز به خوشه چینی ازعلوم مختلف دارد کما اینکه خود شما نیز در علوم مختلفی از جمله (عرفان ،ادبیات عرب ،کلام،و..) غیره سیر نموده اید می خواستم بدانم برای اینکه بتوانیم به خوبی از پس متون عرفانی و شعر پارسی و مهمتر از آنها قرآن و روایات برآييم ، باید چه مقدار واز چه علومی خوشه چینی نماییم ؟

 

 پاسخ:  زهی سعادت که آدمی در جستجوی یافتن سرچشمه های حکمت در کلام قدیسان باشد منتها مشکلی که هست این است که به سبب وجود واسطه های بسیار در نقل قول سخن قدیسان ضریب اطمینان به انتساب خبر به ایشان بسیار کم است و به اصطلاح ریاضی احتمال صحت انتساب در مراتب نازل است. در میان همین احادیث معتبر و نامعتبر سخنی هست که به اقرب احتمال سخن آن بزرگواران است و آن این که هر چیزی از ما شنیدید به عقل و قرآن عرضه کنید اگر در تعارض بود از آن چشم بپوشید. عارفان ما عموما از عاشاقان حضرت مولا هستند هر چند به ظاهر به فرقه هایی از تسنن منسوب باشند از جمله سعدی صراحتا گفته است :

 

 الهی به حق بنی فاطمه

 

که بر قول ایمان کنیم خاتمه

 

اگر دعوتم رد کنی یا قبول

 

من و دست و دامان آن رسول

 

و مولانا در مثنوی حضرت علی را بنا به حدیث معروف باب علم پیامبر دانسته است:

 

چون تو بابی آن مدینه علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را

 

باز باش ای باب رحمت تا ابد / بارگاه ما له کفوا احد

 

ودر جای دیگری در مثنوی در بیان معنی مولا و سرور چنین گفته است :

 

زین سبب پیغمبر با اجتهاد

 

نام خود و آن علی «مولا» نهاد

 

گفت: هرکو را منم مولا و دوست

 

ابن عم من علی مولای اوست

 

کیست مولا آن که آزادت کند

 

بند رقیت زپایت برکند

 

 بنابراین شما اگر آثار عرفای بزرگ را با توجه به سخنان مسلم یا نزدیک به مسلم که از آن بزرگواران باقی مانده است مطالعه کنید بیگمان به مطالب بسیاری بر خواهید خورد که از آن سرچشمه ها بهره گرفته است. در عین حال باید این نکته را نیز توجه کرد که عرفان یک تجربه شخصی است و عارف در هر حال آنچه می گوید محصول دریافتهای شخصی اوست هر چند که از سخنان دیگران نیز فیض برده باشد:

 

هر چه گویم هست از عین الیقین

 

نی به استدلال و تقلید است این

 

 

 

 سوال95 : در قطعه 88 کتاب در صحبت قرآن نوشته اید که خداوند به پیامبر می فرماید: با دشمنان با آرامش و دور از توهین صحبت کن زیرا آن رسول وپیروانش در فضای این دشمنی ها به کمال می رسند و اگر ما نمی خواستیم این دشمنی ها را نمی کردند پس تو بی هیچ کینه با آنها پیکار کن که آدمی در پیکار در برابر دیو قهرمان و رستم دستان می شود. حال سوال اين است كه خداوند می فرماید : اگر ما نمی خواستیم این دشمنی ها را نمی کردند. پس خواست خداوند بوده که این انسانها این دشمنی ها را بکنند تا پیامبر تکامل پیدا بکنند . پس تکلیف این انسان ها که این خطاها را کرده اند چیست ؟ اگر خواست خداوند بوده پس نباید در قیامت از آنها باز خواستی شود.

 

 پاسخ: آنچه نوشته ام همان است که خداوند در قرآن به صراحت فرموده است . شما نگران عاقبت و قیامت آن منکران و دشمنان نباشید. آنچه برای ما مسلم است این است که خوبی و دوستی و راستی و خدمت به خلق و دوری از جاه طلبی و حرص و آز و پرهیز از هر گونه تجاوز به حقوق دیگران بهتر است از آن کارهای زشت که دنیا طلبان می کنند و چون ما در خود احساس اختیار داریم که به کدام سو روی آوریم نسبت به اختیار خود ، هم در جامعه بشری و هم در پیشگاه آفرینش و پروردگار عالم مسئول خواهیم بود. اما اینکه مشیت خداوند بر این تقابل ظلمت و نور قرار گرفته و حکمت عالم اقتضای وجود دیو و فرشته را دارد امر دیگری است . خداوند در قرآن فرموده است "بگذار من با آنکه او را آفریده ام تنها باشم" و ما نیز باید مانند پیامبران وظیفه پیکار خود را با فرعونها انجام دهیم اما بدان را مانند پیامبر اکرم به دعا یاد کنیم که خداوند انسان را از چنگال بدی برهاند و هدایت نماید.

 

 

 

سوال96 : من یک بانوی مسلمان ایرانی مقیم آمریکا می باشم که مدتی‌ است راجع به منشأ خداوند با سوالاتی روبرو شده که مطمئن هستم شما مي توانيد به من کمک می‌کنید. من می‌خواهم بدانم که چه کسی‌ خدا را به وجود آورده و به کسانی‌ که از من این سوال رامی پرسند چه بایستی‌ جواب داد که صد البته هدف به یقین رسیدن خودم و متقاعد کردن بچه هایم می‌ باشد لطفا مرا از شک و دودلی بیرون آورید.

 

 پاسخ: در یکی از آیات قرآن آمده است که "آیا در وجود خداوند شک و تردید می توان کرد ؟ " مقصود این است که نباید در وجود او شک کنید. خدا ماهیتی است که اگر او را درست به شما معرفی کنند در می یابید که نمی توان در وجود او شک کرد و معرفی خداوند در قرآن شما را راهنمایی می کند به تصور خدایی که وجودش بدیهی است و هیچ نیازی به دلیل و برهان و اثبات ندارد . او همه آفرینش را از خود آکنده است . "اول اوست ، آخر اوست ، ظاهر اوست و باطن اوست" و اوست که به هر طرف رو کنید ره به سوی او کرده اید . او وجود مطلق است که ساری در همه وجودهاست و وجود مطلق از جائی نیامده است ، آفریدگاری نمی تواند داشته باشد زیرا او خود عین هستی است . به فرزندان خود بگویید که به چهره شما نگاه کنند و خدا را ببینند ، به درخت ها نگاه کنند به صحرا و آسمان و ستاره ، همه جا خدا را می توانند ببینند. اگر شما خدا را یک تصور مجرد و ماورایی نشسته بر عرش عظیم در آسمان تصور کنید آنگاه می توانید بپرسید که چه کسی او را آفریده و بر آن تخت نشانده است اما این تصور خیالی بیش نیست زیرا او همان وجود ازلی و ابدی است که در دل همه آدمیان و ذره ذره زمین و آسمان سریان و جریان دارد و نیاز نیست نگاهتان را به آسمان بیندازید. به همان کودکان نگاه کنید هر دم صد هزار معجزه از او به ظهور می رسد . خدا به تعبیر قرآن نور آسمانها و زمین است و همه چیز به او روشن است ، او عین روشنایی است.

 

 

 

سوال97 : طبق آیه 50 سوره شوری خداوند به طور مستقیم با هیچ یک از بندگانش رابطه ندارد و سخن نمی گوید و تمام پیامبران و عرفا با جبرئیل یا روح القدس ارتباط برقرار کرده اند و الهاماتشان را از این واسطه الهی دریافت کرده اند که ابن عربی هم در مکتبش همین را می گوید ، در این صورت چه تفاوتی بین الهام عرفانی و وحی پیغمبری وجود دارد؟

 

 پاسخ: در معنی عام کلمه همه کسانی که به نوعی دریافت کننده الهامات الهی هستند برای رساندن آن الهامات به مردم رسالت دارند چنانکه مولانا ، سعدی ، حافظ ، محی الدین عربی و امثال آنها نیز در معنی وسیعتر از مقام نبوت و رسالت برخوردار هستند. سعدی گفته است :

 

نامه حسن تو بر عالم و جاهل خوانم

 

نامت اندر دهن پیر و جوان اندازم

 

و شیخ بهایی در مورد مولانا گفته است :

 

من نمی گویم که آن عالیجناب

 

هست پیغمبر ولی دارد کتاب

 

مثنوی معنوی مولوی

 

هست قرآن به لفظ پهلوی

 

اما اینگونه سخنان بدین معنی نیست که وحی نبوی با الهام شعری و عرفانی در یک سطح هستند . یکی را خداوند چون رسول اکرم بر می گزیند و آنچه را که مبانی عهد الهی با آدمیان است در کلامی خاص به او وحی می کند و به طور مستقیم از دهان او با همه انسانها سخن می گوید و به همین جهت در حدیث آمده است : قرآن را چنان بخوانید که گویی بر شخص شما نازل شده است. رسالت عارفان و عاشقان الهی با رسالت آن رسول معین یکی است الا آنکه در مرتبه دوم قرار دارد:

 

 پیش و پسی بست صف اولیا

 

پس شعرا آمد و پیش انبیا

 

عارفان و شاعران آسمانی روح و جوهر رسالت آن رسول امین را در می یابند و با زبانی روشن و پاک همگان را به آن روح دعوت می کنند و پیرایه های اهل صورت را که اغلب از تعلیمات دینی برای خود سرمایه ای از قدرت و جاه طلبی بدست می آورند از صفحه دین پاک می کنند و کسانی را که به گفته فردوسی :

 

زیان کسان از پی سود خویش

 

بجویند و دین اندر آرند پیش

 

رسوا می کنند. بدین بیان رسالت شاعران بزرگ چه دانته و میلتون در مسیحیت و چه سعدی و سنایی و نظامی و مولانا در اسلام گرم کردن دلها به جوهر همه معارف دینی است و آن ایمان به خدا ، ایمان به وجود روح و جاودانگی آن و انجام کار نیک و پرهیز از هر گونه ظلم و آزار است.

 

 

 

سوال98 : فلسفه نماز و انجام آن به اين شكل چيست ؟

 

پاسخ: هم در کتاب "گزیده فیه ما فیه" به قلم اینجانب درباره حقیقت نماز بحث شده ، هم در متن مقالات مولانا و هم در توضیحات آن که اینجانب نوشته ام و فکر می کنم مراجعه به این کتاب که از انتشارات علمی و فرهنگی است و مکرر به طبع رسیده و دستیابی به آن آسان است برای پاسخ شما سودمند باشد . البته در قطعه اول کتاب 365 روز با قرآن (انتشارات سخن) نیز مطالبی درباره اهمیت و روح نماز آمده است . این کتاب نیز قابل دسترسی است.

 

 

 

سوال99 : در آیه 154 سوره ال عمران گفته شده سرنوشت آنان در قضای الهی کشته شدن است. این بدان معنی است که انسان خود هیچ گونه نقشی در کوتاه یا بلند کردن عمر خود ندارد وهرچه بخورد یاهرگونه رفتار کند قضای الهی تعیین کننده زمان مرگ اوست. آيا اين برداشت صحيح است ؟

 

پاسخ: درست است که در قرآن مکرر به مکتوب بودن روز و ساعت مرگ در قضای الهی اشاره شده است اما چون ما از قضای الهی بی خبریم شایسته است که خود را در سرنوشت خویش موثر بدانیم و از اصول بهداشت برای حفظ سلامت خود پیروی کنیم ، از آنچه مضر است بپرهیزیم و به آنچه مفید و سلامت بخش است روی آوریم تا قضای الهی در رسد. این بیخبری ما از قضای الهی خود نوعی رحمت است که ما را به تکاپو و تلاش در راه کمال وا می دارد.

 

 

 

سوال100 : چطور می شود ، انسان از یک طرف عاشق خودش باشد چون گفته شده اگر آدمی خودش را دوست نداشته باشد نمیتواند خدا را هم دوست داشته باشد از طرفی آدمی بعد از مرحله طلب مرحله عشق را در پیش دارد که باید خودش را نیست بگیرد و خودش را نبیند . چطور می شود که فرد از یک طرف خودش را دوست داشته باشد از طرفی خودش را نبیند؟

 

پاسخ: دوست داشتن خود بر دو نوع است یکی جاهلانه و یکی عاقلانه. جاهلانه آن است که شخص خود را تسلیم هواهای نفسانی کند و هر گاه که دلش خواست با دروغ و فریب و نیرنگ با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران در انجام وظایف تنبلی کند و خود را به دست عادتهای زیان آور چون سیگار و ...مبتلا کند . چنین انسانی به حقیقت خود را دوست ندارد زیرا هیچکس نمی خواهد او را به دروغ و تجاوز و تنبلی و عادات زشت متهم کند و این اوصاف او را خوش نمی آید و آنها را دوست ندارد پس خود را به حقیقت دوست ندارد. اما دوست داشتن خود به نحو خردمندانه این است که آدمی خود را آراسته به اوصاف و کمالات و فضایل نماید و بکوشد تا در هنر و علم و اخلاق بر دیگران سبقت گیرد. این نوع دوم دوست داشتن در حقیقت بخشی از همان طلب در راه سیر و سلوک راه عاشق است.

 

(پايان سري سوم)

 

 

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1023
 بازدید امروز : 549
 کل بازدید : 1399559
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0/2187
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.