| چهارشنبه ٠٤ مرداد ١٣٩٦ |
فهرست اصلی
ثبت نظرات

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
اوقات شرعی
پرسش هاي متداول ( سري چهارم)

 

سوال 101 : از آنجا که مطابق  اصول دین مبین اسلام ،اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی  و هر شخص باید در آن خود به تحقیق پرداخته به آن برسد  ، حال با توجه به اینکه تحقیق امری نسبی بوده و هر شخص بسته به محیط  و شرایط تحقیق ممکن است به نتیجه ای دگرگونه با دیگری برسد . حال اگر  شخصی به نتیجه ای خلاف آنچه مورد نظر ما است برسد مرتد شناخته شده و طبق آئین اسلام  باید کشته شده و فرصت توبه و بازگشت را از دست می دهد. لطفا اين موضوع را تحليل فرمائيد.

 

پاسخ: خداوند در آیات مکرر از قرآن کریم به صراحت بیان فرموده است که رستگاری آدمیان در سه صفت است یکی ایمان به خدا یعنی آفریدگار و طراح جهان ، دیگر ایمان به روز قیامت و حساب و کتاب و پاداش و جزا و سوم انجام کار خوب. اینجانب در کتاب 365 روز در صحبت قرآن در چند مورد به تفسیر اینگونه آیات پرداخته ام که در صورت دسترسی به کتاب و مراجعه به فهرست آن می توانید با این بحث آشنا شوید و در گوشه و کنار این کتاب پاسخ پرسشهای خود را بیابید.

 

 

 

سوال 102 : خانمی به نام عزت السادات الهی نباتی با عنوان الهی قمشه ای در مجالس مذهبی مبادرت به سخنرانی می کند ومدعی است از اعضای منسوب به شما می باشد وعلاقمندان شما را با این نام جذب می کند. لطفا اعلام فرمایید در خانواده درجه یک و درجه دوم شما چنین نامی وجود دارد ؟

 

پاسخ: این خانم هیچگونه نسبت دور یا نزدیکی با خانواده الهی قمشه ای ندارد و به نظر می رسد که برای گرم کردن بازار خود این ادعا را کرده است.

 

 

 

سوال 103 : خواهش می کنم کتاب یا سخنرانی معرفی کنید  که درباره اثبات وجود خدا باشد ، برای کسی که دنبال تحقیق و یافتن دین برتر است و همینطور برای کسی که به وجود خدا اعتقاد چندانی ندارد ، و مطالعه کتاب هم نیاز به مهارت و تخصص خاصی در زمینه ادبیات،عربی و ..... نداشته باشد.

 

 پاسخ: کتابی هست با عنوان "اثبات وجود خدا" که شادروان احمد آرام آن را ترجمه کرده اند. در این کتاب چهل دانشمند علوم جدید نظراتشان را درباره خدا و سبب اعتقاد خود را به او بیان کرده اند . می توانید این کتاب را در شبکه جهانی اینترنت جستجو کنید و بخوانید. کتابی است به زبان ساده و دور از اصطلاحات خاص و قابل فهم عامه.

 

 

 

سوال 104 : در کتاب اسرار آل محمد خواندم که شیطان به صورت پیرمردی با ابوبکر بیعت کرد یا در یکی از سخنرانی های دکتر ابراهیمي دینانی، شنیدم که جبرئیل به صورت دحیه کلبی که یکی از یاران پیامبر(ص) بوده است برایشان نازل می شده است. آیا شیعه قائل به این موارد است؟

 

پاسخ: به طور کلی برای آشنا شدن با معارف باطنی اسلام و کشف پاره ای از رموز و اسرار آن مطالعه آثار مولانا و سعدی توصیه می شود. نگارنده دو کتاب با عنوان 365 روز با سعدی و 365 روز با مولانا تالیف کرده ام که می تواند شما را در آشنا شدن با اندیشه این دو شاعر بزرگ با اختصار یاری کند. البته مطالعه متن کامل آثار مولانا و سعدی اگر میسر است موهبتی کاملتر است.

 

پند سعدی که کلید در گنج سعد است

 

نتواند که به جای آورد الا مسعود (سعدی)

 

 

 

این سخن آبی است از دریای بی پایان عشق

 

تا جهان را آب بخشد ، جسمها را جان کند (مولانا)

 

 

 

سوال 105 : تفسير آيه 37 از سوره بقره چيست؟

 

پاسخ: مضمون آيه 37 سوره بقره اين است كه آدم از پروردگارش كلماتي آموخت و توبه كرد همانا كه خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است . مقصود اين است كه ما حتي شيوه توبه كردن و بازگشت به سوي خدا را نيز از خدا مي آموزيم و به گفته مولانا :

 

اي دعا از تو اجابت هم ز تو

 

ايمني از تو مهابت هم ز تو

 

 

 

سوال 106 : سر آن خاك مبارك پي كه در طوفان نوح

 

    شد رهايي بخش نوح و نوحيان دانم كه چيست؟

 

استاد در يكي از سخنراني ها فرمودند اين خاكي بود كه در طوفان خدا به كشتي نوح فرستادند تا مايه آرامش باشد.

 

سوالي كه دارم اينست كه اين سر حضور اين خاك در پيش خداوند چه بود و سوال ديگر اينكه چگونه اين خاك مايه آرامش نوح و نوحيان گرديد؟

 

پاسخ: مقصود از خاك در اين قصه خاك حضرت آدم است كه رمزي از گوهر عشق و شرافت مقام انسان است و امروز نيز اگر آدمي بخواهد از غرق شدن در طوفان خود پرستي و درياي مواج حرص و آز و كبر و كينه خلاصي يابد بايد كه چنگ در گوهر پاك انساني زند و دامن نيكويي و زيبايي و دانايي را بگيرد تا خلاصي يابد و عشق به زيبايي و دانايي و نيكويي در جوهر ذات همه انسانها هست.

 

يار مردان خدا باش كه در كشتي نوح

 

هست خاكي كه به آبي نخرد طوفان را

 

 

 

 سوال 107 : چرادر آیه 135 سوره آل عمران گفته شده جزخداوند کسی نمیتواند گناهان خلق را بیامرزد آیا منظوراین است که حق الناس را هم خدا می بخشد ونیازی نیست ازکسی طلب بخشش کرد؟

 

پاسخ: بيگمان اگر كسي به حقوق ديگران تجاوز كرده و به ناحق ستمي به مردم روا داشته است در صورت رسيدن به آگاهي از ظلم خويش نياز دارد كه اولا توبه كند يعني آن حقوق را به صاحبش باز گرداند و اگر ميسر نيست و مورد ظلم را نمي تواند بيابد با دادن صدقات و خدمت به نيازمندان كارنارواي خود را جبران كند و آنگاه طلب بخشش كند از خداوند تا او را بكلي از تيرگي اينچنين گناهي بيرون آورد.

 

 

 

سوال 108 : منظور از اينكه خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ما شما را در رنج و سختی آفریدیم» چیست؟

 

پاسخ: مقصود از آيه لقد خلقنا الانسان في كبد كه در سوره بلد در اواخر قرآن آمده اين است كه اين جهان عالم آزمون و سراي كار و كوشش و رنج بردن براي رسيدن به كمال و فضيلت است نه آنكه خداوند بي جهت ما را در رنج و محنت نهاده باشد بلكه لازمه رسيدن به هر مقام بلندي در علم و هنر و اخلاق تلاش و استقامت و پرهيز از هواهاي شيطاني است.

 

مقام عيش ميسر نمي شود بي رنج

 

بلي به حكم بلي بسته اند عهد الست   (حافظ)

 

 

 

مكن ز غصه شكايت كه در مقام طلب

 

به راحتي نرسيد آنكه زحمتي نكشيد   (حافظ)

 

 

 

سوال 109 : حضرت محمد (ص) به دلیل زندگی ساده و شخصیت خوبی که داشت خداوند او را به پیغمبری برگزید و اگر هر انسانی بتواند به اندازه او خوب باشد می تواند به مقام ابراهیمیت ، عیسویت و .... برسد. اما شاید در زمان او انسانهای خوب و شایسته دیگری هم بوده اند . چه چیزی سبب شد تا خداوند حضرت محمد(ص) را برگزیند؟

 

پاسخ: بي گمان انسانهاي خوب در هر زمان هستند الا آنكه براي مقام پيامبري تنها "خوبي" كافي نيست و شرايط بسيار ديگري هست كه به قول حافظ:

 

چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد

 

 

 

سوال 110 : ابهاماتی در ذهنم درخصوص زیارت وجود دارد که قانع به ثواب آن نمی شوم و دوست دارم پس اندازی را که برای رفتن به کربلا یا مکه کنارگذاشتم به خانواده های محتاج به ودیعه مسکن و یا هزینه مداوای بیماران.........صرف کنم وبه همان نیت زیارت امامان . به نظرم اینکارها به واژه هایی که بعنوان انسانیت و زیبایی و نیکویی از آن یاد می کنیم نزدیکتر است .

 

پاسخ: خاطرم هست كه در يك سخنراني دانشگاهي اشاره اي به اين موضوع كردم كه شما مي توانيد كاري كنيد كه قديسان به زيارت شما آيند و كار شما يعني برآوردن نياز نيازمندان از جمله همان كارهاست.

 

 

 

 سوال 111 : به نظر شما بهترین نسخه شاهنامه کدام است؟

 

پاسخ: به نظر اینجانب در حال حاضر بهترین نسخه شاهنامه آن است که به اهتمام استاد توفیق سبحانی با توضیحات و حواشی و مقدمه سودمند بر مبنای نسخه چاپ مسکو فراهم شده و توسط انتشارات روزنه به طبع رسیده است. در میان نسخه های هنری ، شاهنامه بایسنقری نفیس ترین طبع شاهنامه است. شاهنامه چاپ امیرکبیر به خط جواد شریفی نیز نسخه نسبتاً زیبا و خوش آهنگی است ، همچنین شاهنامه ای به خط عمادالکتاب به طبع رسیده است .

 

 

 

 سوال 112 : من عازم سفر حج هستم ، لطفاً راهنمایی فرمائید که در سفر حج چگونه به دور خانه ای بگردیم که خود ساخته دست بشر است ، هر چند حضرت ابراهیم (ع) واسماعیل (ع) سازنده آن به امر خدا باشند. آیا در نهایت ، این عمل پرستیدن خانه ای نیست که به آن خانه خدا می گویند و شبیه همان کاری که بت پرستان انجام می دادند و ما اینک به اسم خانه خدا انجام می دهیم؟ اگر هفت دور به دور درختی بگردیم که خداوند خالق آن است بیشتر حس پرستش خواهیم داشت چرا که آن درخت ما را به یاد او می اندازد. خواهش می کنم به سوالم پاسخ دهید تا با آگاهی و فهم بیشتری به این سفر عزیز عازم شوم. لازم به ذکراست که کتابهای بسیاری در این زمینه خوانده ام و به سایت های مربوط به فلسفۀ حج نیز مراجعه کرده ام اما پاسخ قابل قبولی دریافت نکرده ام.

 

پاسخ: سخن شما راست است اگر ما هفت بار گرد درختی یا چشمه آبی بگردیم گرد خانه خدا گشته ایم ، زیرا آن درخت و چشمه از تجلیات انوار الهی و از نعمتها و برکتها و هدیه های خداوند به آدمیان هستند اما آیین های مذهبی نیز، اگر خالی ازخرافات و تعصبات باشند ، عامه مردم را مایه خیر و برکت هستند و اینجانب در کتاب " درصحبت قرآن" به آن اشاره کرده ام. شاید آن اشارات در بحث حج بتواند مقبول طبع لطیف شما واقع شود.

 

 

 

 سوال 113 : استاد ، کسانی که به بهشت می روند چگونه به یکنواختی نمی رسند در حالی که تا ابد در آنجا هستند؟

 

پاسخ: تصورات ما از بهشت محصول قیاس ها و خیالات ماست. عالم دیگر هزاران هزار اطوار گوناگون دارد . هر یک به نوعی در سیر ابدی انسان بسوی کمال آدمی را یاری می بخشد. در قرآن آمده است که در آخرت تفاوتها و تنوعات بسیار بیشتر از دنیا است. انشاءالله خداوند همه ما را به بهشت رضوان در رضایت و خشنودی خویش راه دهد که نعمتهای آنرا پایانی نیست.

 

 

 

 سوال 114 : معنی دو بیت زیر از حافظ چیست و به چه موضوعی اشاره می کند؟

 

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید                    هلال عید در ابروی یار باید دید

 

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من                        کمان ابروی یارم چو وسمه باز کشید

 

پاسخ: این دو بیت در بیان تاثیر زیبایی در سعادت وشادی و عید و جشن انسانهاست اما رسیدن به بارگاه زیبایی سالها سیر و سفر می طلبد و باید در راه آن رنجها و مرارتهای بسیار کشید و به تعبیر حافظ : وقتی کمان ابروی یار به کمال زیبایی خود رسید پشت عاشقان چون هلال در برابر آن خم می شود که هم به معنی تعظیم به زیبایی است و هم نشان خدمت و رنجی است که باید در این راه کشید.

 

 

 

 سوال 115 : فلسفه فال حافظ چیست ؟

 

پاسخ: از دیر باز مردم جهان دیوان شعر بعضی شاعران آسمانی را برای فال زدن و با خبرشدن از احوال آینده به کار برده اند و در فرهنگ ما ایرانیان مردم با حافظ چنین ارتباطی یافته اند و اشکالی در آن نیست زیرا فال برای تفنن و دلگرمی و روحیه گرفتن است نه راه زندگی را با آن انتخاب کردن وگرنه به قول حافظ:

 

هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

 

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست .

 

 

 

 سوال 116 : چرا تمامی پیامبران به شرق نسبت داده می شوند و درغرب پیامبری مبعوث نشده است ؟

 

پاسخ: آنطور که در قرآن آمده است خداوند در میان هر قومی پیامبرانی قرارداده است و اگر آنها در میان مردم بدین عنوان شهرتی نیافته اند به دلایل تاریخی و جغرافیایی است . تحقیقات باستان شناسی نشان می دهد که تمدن و فرهنگ در آغاز در سواحل سه رود بزرگ پیداشده است یکی نیل یکی دجله و فرات و دیگری رود گنگ در هند که همه از شرق و شرق میانه هستند. بنابراین چون تمدنها و فرهنگها در شرق نخست پدید آمده اند پیامبران معروف نیز بدین مناطق متعلق هستند. در قرآن آمده است که هر قومی را هدایت کننده ای است ( سورۀ رعد : 7 ) و باز آمده است که هیچ رسولی نفرستادیم مگر به زبان همان قوم ( سورۀ ابراهیم : 4).

 

 

 

 سوال 117 : من در حال خواندن کتاب زندگینامه برتراند راسل هستم و نمی فهمم آدمی که به خدا اعتقاد ندارد چطور می تواند آنقدر نوع دوست و خوب باشد. وقتی قرار است انسان بمیرد و دیگر همه چیز تمام شود مانند این است که بگویند دوست داری در دانشگاه هاروارد درس بخوانی یا یک دانشگاه ضعیف ، ولی یک شرط دارد که بعد از تحصیل هرچه که خواندی را فراموش می کنی (مرگ) در آن شرایط دیگر چه فرقی می کند که درکدام دانشگاه درس بخوانیم . اگر آدم هزار سال هم عمر کند و آخرش فنا باشد انگار که اصلا از اول نبوده است. پس لطفاً توضیح دهید که او چگونه فکر می کرده است.

 

پاسخ: شما خیلی خوب این نکته را دریافته اید که اگر بعد از مرگ آدمی به کلی فنا شود دیگر خوبی و بدی و فضیلت و رذیلت معنایی پیدا نمی کند و مثالی زده اید کاملاً گویا ، اما راسل منکر خدا و جاودانگی روح نیست بلکه گفته است من علم به آن ندارم. معروف است که در سن نود سالگی راسل ، خانمی از ایشان پرسید : اگر شما پس از مرگ دریافتید که خدایی هست و حیاتی دیگر بر پاست و خداوند از شما بپرسد که چرا به من ایمان نیاوردید چه خواهید گفت؟ راسل گفت من بسیار غنیمت می شمارم چنان عالمی را و چنان سوالی را و خواهم گفت : علت عدم ایمان من این بود که کشیشان مذهب من دلایل کافی برای آنچه می گویند به آن ایمان دارند ، ارائه نکردند. چه بسیار در تاریخ دانشمندان غرب ، کسانی را به خدا ناشناسی و فقدان ایمان منسوب کرده اند در حالیکه آنها منکر خدا در معنی حقیقی نبوده اند بلکه آن خدایی را که در ذهن متولیان دینشان بوده است نفی کرده اند. شلی که از شاعران بزرگ رومانتیک انگلیسی در قرن نوزدهم است کتابی نوشته است با عنوان کفر آمیز " در ضرورت انکار خدا" در حالی که او خود یکی از عاشقان حق و ستایشگران زیبایی مطلق است و معلوم است آن خدایی که بسیاری از دعوت کنندگان به دین عرضه می کنند برای انسانهای فهیم قابل قبول نیست و شاید ضرورت داشته باشد که مردم آن اندیشه ها را از خود دور کنند و به عبارت دیگر به انکار آن پردازند. در مقدمه کتاب سرگذشت راسل به قلم خود او، یک صفحه به عنوان پیشگفتار آمده که حاصل عمر و تلاش راسل را به اختصار نشان می دهد که همان عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی است. پرسش مهم راسل از دیدگاه اجتماعی و اخلاقی این بوده است که چگونه می توان از رنجهای مردمان کاست و بر شادی های ایشان افزود ، چنانکه در کتاب تسخیر خوشبختی (Conquest of Happiness) اثر او که به فارسی هم ترجمه شده است راههای رسیدن به شادی و سعادت را طرح کرده و از جمله مهمترین راه برای رسیدن به شادی را این دانسته است که آدمی راست و درست و پاک و با شرافت نفس باشد و اینگونه اعتقاد و اینگونه زندگی که وقف خوبی و زیبایی است یعنی همان کلمۀ "حسنی" در آیۀ 6 سورۀ "لیل" که ایمان به آن مایۀ سعادت است .

 

 

 

 سوال 118 : من 19 ساله و دانشجوی ترم چهارم پزشکی هستم و با عشق رشته خود را انتخاب کردم . چیزهای زیادی در ذهنم دارم که می خواهم به آنها برسم که همه از زیبایی و دانایی است ولی وقتی افکارم را با کسی در میان می گذارم می گویند تو زیاده خواهی و طمع داری ، رسیدن به همه این ها خیلی سخت است. مثلا من دوست دارم موسیقی کار کنم ، کلی کتاب بخوانم ، به ورزش علاقه دارم ، نقاشی یاد بگیرم ، اطلاعات زیادی در مورد همه چیز داشته باشم ، در کارم موفق باشم و به کشفی در رشته ام برسم و...... خلاصه کلی چیزها می خواهم . ولی همه اینها در حد فکر است و چون می خواهم به همه آنها برسم و نمی توانم حتی یکی را کنار بگذارم اذیت می شوم. آیا من واقعا زیاده خواه هستم؟ آیا راهی هست که به همه آنها برسم ؟

 

پاسخ: چه خوشتر که انسان همت بلند داشته باشد و زیاده خواه باشد . بخصوص در کسب فضیلتهای هنری و علمی و اخلاقی. تبریک می گویم موفقیت شما را که در نوجوانی ترم چهارم رشته پزشکی را طی می کنید. مولانا در غزلی گفته است که در روز قیامت مردم را بخاطر زیاده خواهی ملامت نمی کنند بلکه می گویند چرا کم خواستی ؟ چرا قیمتی ترین چیزها را طلب نکردی ؟ چرا بهترین ها را دنبال نکردی ؟ این خود موهبتی است که شما جویای بهترین ها شده اید که همان زیبایی و دانایی و نیکویی است و این همصحبتی با فرشتگان سه گانه شما را تا پایان عمر طولانی و پر برکتتان در بهشت جوانی و شادابی نگه خواهد داشت.

 

بخت جوان دارد آنکه با تو قرین است       پیر نگردد که در بهشت برین است ( سعدی) .

 

 

 

 سوال 119 : مدتی است که طبق توصیه شما شروع کردم به برگزاری جلسات مثنوی خوانی ، اما اصول و قواعد برقراری یک ارتباط سالم و دوستانه و دمکراتیک که در آن همه احساس راحتی کنند را نمی دانم. لطفا راهنمایی فرمایید و در صورت امکان کتابی معرفی کنید که در آن اصول بحث کردن ، انتقاد و گفتگوی سازنده، مطرح شده باشد.

 

پاسخ: برگزاری مجالس مثنوی خوانی نشان از ذوق اجتماعی ، فرهنگی و معنوی است و کاری زیبنده و سودمند است. من کتابی با عنوان 365 روز در صحبت مولانا تالیف کرده ام که می تواند در کار انتخاب قطعات و توضیح مشکلات شما را یاری دهد. اما اصول بحث و گفتگو و انتقاد را باید از فطرت گرفت و از قانون طلایی که چنان رفتار کنی که می خواهی با تو رفتار کنند یا چنان رفتار نکنی که نمی خواهی با تو رفتار کنند. بحث و گفتگوی آزاد و بدون تعصب مایه رشد اندیشه و بینش است. رعایت اصل کلی تر مهربانی و دوستی به اینگونه بحث ها کمک می کند تا همه با عشق و محبت سخن گویند و هدفشان بیان حقیقت برای آگاه کردن دیگران باشد . در عین حال هر کس آماده باشد که اگر سخنی درست و منطقی یافت آنرا با شادمانی بپذیرد و اغراض و تعصبات شخصی و اندیشه های از پیش قبول شدۀ خود را در هنگام مواجهه با حق کنار بگذارد.

 

 

 

 سوال 120 : من یکی از هزاران جوان ایرانی هستم که بعد از گذشت 22 سال از فرصت زندگی که خداوند متعال در اختیارم نهاده هنوز نتوانسته ام آن چرا که واقعا به آن علاقه داشته ام را بیابم. متاسفانه یا خوشبختانه استعداد بسیاری در ریاضیات داشته ام و همین استعداد باعث شد خانواده مرا مجبور به تحصیل در رشتۀ ریاضی کنند که البته ناموفق هم نبودم . با کمک خداوند توانستم در رشته مهندسی کامپیوتر پذیرفته شوم و الان در آستانه فارغ التحصیل شدن هستم . اما چه فایده که احساس می کنم چهار سال از بهترین سالهای عمرم را در جایی گذراندم که هیچ علاقه ای به آن نداشتم. تمامی معلمان ادبیات من از استعداد بالایم در نوشتن انشا می گفتند و ادبیات واقعا آن چیزی بود که همیشه من را آرام می کرد. ولی وقتی نمی توان در واقعیت به آرزوی خود رسید جز حسرت و افسوس چه کاری می توان کرد؟ از شما تقاضا دارم من را راهنمایی کنید تا شاید مثل همیشه با راهنمایی ها و سخنان آرامش بخشتان روزنه امیدی بر زندگی من باز شود.

 

پاسخ: چه موهبتی است که خداوند در دو رشته ظاهرأ دور از هم چون ریاضیات و ادبیات به شما استعداد خاصی عطا کرده است. به نظر من نیازی نیست برای نویسنده شدن که گرایش قوی تر شماست ریاضیات را کنار بگذارید. شما می توانید ضمن آنکه به تحصیلات ریاضی خود ادامه می دهید با ادبیات ایران و جهان نیز به تدریج آشنا شوید و چه بسیار بوده اند ریاضی دانانی که در ادبیات خلاقیتهای درخشانی از خود نشان داده اند . عمر خیام و لوئیس کارول از جمله این دسته اند و شاید بتوان گفت نویسندگانی که زیر بنای ریاضی دارند با عمق بیشتر به مسایل اجتماعی و ادبی می نگرند و ممکن است آثار برجسته تری از ایشان به ظهور برسد. اگراز دوران تحصیل ریاضیات احساس خوبی ندارید تقصیر ریاضیات نیست زیرا ریاضیات مانند ادبیات داستان پریان است و اگر با شیوۀ درست تدریس شود می تواند بسیار جذاب و لذت بخش باشد .

 

 

 

 سوال 121 : آیا مکتب اکنکار مکتبی درست است ؟ از آنجائیکه من به سفر روح و مراقبه علاقه زیادی دارم و اکنکار این کار را برایم انجام می دهد آیا شما این مکتب را توصیه می کنید ؟

 

پاسخ: توصیه اینجانب به جوانان جویای حقیقت این است که به هیچ دسته و گروه و فرقه ای خود را وابسته نکنند بلکه بطور کلی از خطوط مورد تایید دانشمندان و زبدگان جهان پیروی کنند. مراقبه در سیر و سفر معنوی سودمند است که آدمی مدتی (مثلا چهل روز) مراقب و ناظر اعمال و رفتار خود باشد و هر چه را با معیارهای عقل فطری خود ناهمآهنگ یابد به اصلاح آن بکوشد. به زبان دیگر در مقام قاضی و منتقد با خود بگوید که این کار را باید می کردی و نکردی و به آن کار نباید دست می زدی و زدی و تلاش کند آرام آرام خود را چنان بسازد که خود بپسندد و در عین حال برای اطمینان نظر شخصیت های برجسته و بی غرض و با فرهنگ و دور از تعصبات را نیز بپرسد تا مبادا خود دچار اشتباه شده باشد. اینگونه مراقبه ، آدمی را راست و درست و مطلوب و دوست داشتنی می کند و هر چه بر تعداد کسانی که شما را براستی دوست دارند و خاطرتان برایشان عزیز است بیشتر شود نشان موفقیت شماست. البته باید در شمار دوستداران علاوه بر عامه مردم انسانهای خوب و صمیمی و با صداقت و با فهم و شعور نیز شما را بپسندند تا بتدریج در میان اطرافیان شخصیت محبوب پیدا کنید. آشنایی مستمر با مولانا و سعدی و حافظ و شخصیتهایی چون گوته و شکسپیر و هوگو به این مقصود کمک می کند.

 

 

 

 سوال 122 : شما هیچگاه از دین زرتشت و پیامبران غیر سامی سخن نمی گویید . آیا این کار دلیل بر ناحق بودن آنها است ، در حالیکه کلیه ادیان سامی کلاً به تفسیر همان سه پیام بزرگ زرتشت پرداخته و فراتر نرفته اند.

 

پاسخ: اینجانب مکرر از زرتشت سخنانی نقل کرده ام از جمله آنکه فرموده است : تنها در هنگام مرگ است که آدمی از مقدار ثروت خود آگاه می شود، ثروت آدمی در هنگام مرگ همان کارهای خوبی است که در طول زندگی انجام داده است . و نیز از کتاب گیتای هندوان و از سخنان بودا و کنفسیوس در کلام مسموع و مکتوب خود آورده ام . مولانا در مثنوی می گوید :

 

اطلب المعنی من القرآن قل

 

لا نفرق بين آحاد الرسل

 

یعنی تو از قرآن معنی را طلب کن و بگو ما فرقی میان رسولان الهی نمی گذاریم. اینجانب نیز همین راه را پیوسته دنبال کرده ام . در عین حال بر این باورم که در میان کتب آسمانی موجود در جهان قرآن از ویژگیهای خاصی برخوردار است.

 

 

 

 سوال 123 : من رشته مهندسی کامپیوتر خوانده ام و چند سال هم در یک شرکت ، کار طراحی وب سایت و برنامه نویسی انجام داده ام و این کار مورد علاقه من است. به تازگی این فکر به سراغم آمده است که با توجه به اینکه این دنیا فانی و گذرا است و بیشتر باید به فکر آخرت بود برای اینکه ثواب بیشتری کرده باشم این کار را رها کنم و بروم خانه سالمندان کار کنم یا بروم معلم شوم ، با توجه به اینکه علاقه ای هم به این مشاغل ندارم آیا واقعاً ثواب کار در خانه سالمندان یا معلمی از طراحی وب سایت و یا برنامه نویسی بیشتر است ؟ آیا از نظر خدا علاقه داشتن به شغلی اهمیت دارد یا باید به خاطر خدا شغلی که ثواب بیشتر دارد ولی علاقه ای به آن نداریم ، انتخاب کنیم ؟ آیا به طور کلی این طرز فکر درست است یا نه؟

 

پاسخ: صداقت و اخلاص شما به خصوص در این روزگار شایان تحسین است زیرا بیشتر مردمان سوالاتشان در عالم این است که چگونه می توان هر چه بیشتر متاع دنیا و مقام و قدرت دنیوی را بدست آورد و در رفاه و آسایش زیست. اما آنچه نزد خداوند پسندیده است این است که خیر و خوبی و برکت وجود شما به مردمان برسد. باید بیندیشید که از کدام کار در مجموع خیر بیشتری حاصل می شود . آقای استیو جابز که عمری در کار طراحی و برنامه ریزی های شگفت رایانه و تلفن همراه و کامپیوتر های کوچک و کارآمد و ....گذراند خدمتی عظیم به تمام جامعه بشری کرد و میلیونها بلکه میلیاردها نفر از برکاتش برخوردار شدند.

 

خدا را بر آن بنده بخشایش است

 

که خلق از وجودش در آسایش است

 

کار در خانه سالمندان و شغل معلمی هر دو کاری شریف و قابل ستایش است اما ممکن است نقطه بهینه توانایی شما برای خدمت به جامعه نباشد ، شما با مشورت دانایان اطرافتان استعدادهای خود را بسنجید و به کاری بپردازید که از هر کس دیگری بر نمی آید چون شما با اخلاص و نیت خیر کار می کنید مسلماً درآن کار که مناسب ذوق و استعداد شما است خدمت بیشتری توانید کرد و کار صواب و راه درست که ثواب بیشتر دارد این است.

 

 

 

 سوال 124 : در میان قرآن های چاپ شده با ترجمه فارسی منسوب به حکیم مهدی الهی قمشه ای قرآن هایی منتشر شده که در مواردی با نسخه های قدیمی تر ترجمه ایشان تفاوت دارد و بعضاً متعارض است . این اشتباهات عمدی یا سهوی علاوه بر آشفته کردن وضعیت ترجمه های موجود ، طالبین و خوانندگان ترجمه فارسی آن مرحوم را به تردید اشتباه خوانی و دوری از تعلیم و تعلم حقیقی مفاهیم قرآنی مبتلا خواهد کرد. با توجه به انتشار وسیع ترجمه های متفاوت از ایشان ، جنابعالی چه توصیه و راهکاری در نظر دارید تا تنها یک ترجمه قرآن از آن مرحوم منتشر شود و یا شاید بهتر باشد یک نمونه ویراستاری و علامتگذاری شده زیر نظر جنابعالی ارائه شود تا تمام سازمانهای انتشاراتی موظف به استفاده از آن باشند و ابهامات موجود بر طرف شود.

 

پاسخ: قدیمی ترین و قابل اعتماد ترین نسخه از ترجمه قرآن توسط مرحوم مهدی الهی قمشه ای مربوط به سال 1327 بوده که توسط استاد سید حسین میرخانی خوشنویسی شده و به چاپ رسیده که اکنون نایاب است. اینجانب نیز به دلایل ذکر شده در سوال شما یعنی اشکالات تایپی و دستکاریهایی که به مرور زمان روی ترجمه ایشان انجام گرفته است در سال 1378 اقدام به بازبینی ، ویرایش و آماده سازی یک نسخه از ترجمه ایشان کردم که توسط انتشارات هفت گنبد منتشر گردید و در حال حاضر نایاب است. این نسخه تصحیح شده توسط ناشر دیگری در دست چاپ است که پس از انتشار، مشخصات آن اعلام خواهد شد.

 

 

 

 سوال 125 : با توجه به پخش گسترده سخنرانیهای شما در دنیای مجازی اینترنت و اینکه چند سالی است در داخل کشور سخنرانی رسمی نداشته اید ، موسسه فرهنگی هنری الهی قمشه ای چه معیاری برای تولید آثار صوتی و تصویری دارد و محل و تاریخ این سخنرانی ها کدام است؟

 

پاسخ: سخنرانی هایی که توسط موسسه فرهنگی هنری الهی قمشه ای تولید ، تکثیر و عرضه می شود دارای ویژگیها و امتیازات زیر است:

 

 1- کیفیت ضبط سخنرانی ها بسیار خوب است.

 

 2- شامل سخنرانی هایی است که قبلاً منتشر نشده و در آرشیو موسسه موجود است .

 

 3- اغلب سخنرانیها در سالهای اخیر در مراکز فرهنگی خارج کشور یا کلاسهای خصوصی داخل کشور ایراد شده است ، هر چند که زمان و مکان سخنرانی ها نقش و اهمیت خاصی در مباحث مطروحه ندارد .

 

 4- تمام آثار صوتی و تصویری تولیدی موسسه دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شماره ثبت کتابخانه ملی ایران است

 

 

 

 سوال 126 : من کتاب " در صحبت قرآن" شما را می خوانم و لذت می برم ، اما سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده و آن این است که تفاوتی میان سوره های مکّی و مدنی می بینم . به این صورت که در سوره های مکّی از صلح و آرامش صحبت شده اما درسوره های مدنی همه جا بحث از کشتن دشمنان و رحم نکردن به آنهاست .

 

پاسخ: این تفاوت که بعضی میان سوره های مکّی و مدنی قائل شده اند ، اصالتی ندارد . قرآن همه جا دین رأفت و رحمت است و اگر در بعضی آیات از جنگ و مقاتله سخن رفته ، معلوم است که برای دفاع از دشمن مهاجم است ، دشمنی که او با شما سر جنگ دارد نه شما با او . به همین جهت تأکید قرآن در این است که هرگاه او متمایل به صلح شد شما نیز بپذیرید . چرا که: " عدوانَ الّا علی الظالمین " ( سوره بقره : 193) یعنی هیچ دشمنی نیست مگر با ستمکاران و متجاوزان . شما می توانید به اصل آیه و ترجمۀ کامل آن مراجعه کنید .

 

همچنین در آیات 7 و 8 و9 از سورۀ ممتحن آمده است :

 

 شاید چنین باشد که خداوند بین شما و دشمنان پیوند دوستی برقرار کند

 

 

 

 

 

سئوال 124:چرا از پاره ای از لذات معنوی لذت نمی بریم ؟

 

پاسخ : اگر نماز و نیایش وراز ونیاز با پروردگار عالم به صورت عادت و صرف عبادت در آید و به عبارت دیگر از معنی تهی شود جسد بی جان خواهد بود که کس را رغبت عشرت با آن نیست .لذتی که از خوردن می بریم معنی دارد وآن این است که جسم ما به یکی از نیازهای خود مانند قند یا آب رسیده است . وهر لذت ،حاصل رسیدن نیازمند به آرزوست . حال اگر بدن به تمام وکمال به نیازهای خود رسیده باشد آب گوارا وشهد و شربت را خوش نخواهد داشت وچنین است که اگر روح ما تشنه هم نشینی با شاهد پشت پرده عالم نباشد واو را وادارند که کلماتی بر زبان آورد وکج وراست شود او را چه لذتی حاصل خواهدشد . لذت بردن از امور معنوی چون زیبایی ودانایی ونیکویی که به مراتب برتر از لذتهای مادی است نیاز به تشنگی وگرسنگی دارد وگاه باشد که به سبب بیماریها آدمی از تشنگی و گرسنگی غافل می شود چنانکه در جوع بولیموس ودر عین حال که جسمش از نیاز آکنده است هیچ لذتی از خوردن نمی برد . در امور روحانی نیز چنین است .فرهنگ لذت بردن از معنویات به سبب غلبه عادات وغفلت ها وتعصبات وتاکید بر صورتها از میان رفته است . یک نهضت عظیم فرهنگی لازم است تا مردمان بتوانند به لذات متعالی برسند وبهترین راه آن در این روزگار مصاحبت با شاعران ونویسندگان بزرگ جهان است. آنها می خواهند به تدریج روح را برای رسیدن به اینگونه لذات آماده کنند .

 

( پايان سري چهارم )

سایت های مرتبط
نظرسنجی
به نظر شما از نظر کیفی مطالب سایت چگونه است؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1057
 بازدید امروز : 449
 کل بازدید : 1404383
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0/1875
تمامی حقوق این سایت برای این سازمان محفوظ می باشد.